فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۱۸ - بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد
بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۹۵ - هان کار بکن راست، که قامت شد خم
هان کار بکن راست، که قامت شد خم سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۷۳ - دستت چو به کارد کلک را بتراشید
دستت چو به کارد کلک را بتراشید محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۷۴ - آوردهاند کی چون شیخ ابوسعید از نشابور بمیهنه میآمد در راه به منزلی فرو آمد و درویشان چیزی بکار بردند و سرباز نهادند. چون وقت نماز درآمد درویشان به ن
آوردهاند کی چون شیخ ابوسعید از نشابور بمیهنه میآمد در راه به منزلی فرو آمد و درویشان چیزی بکار بردند و سرباز نهادند. چون وقت نماز درآمد درویشان به نماز ایستادند وصف برکشیدند، درویشی مگر در خواب مانده بود از ماندگی راه، چون بیدار شد جمع در فریضه شروع کرده بودند، حیا مانع شد کی برخیزد همچنان خفته میبود از خجالت. پس دزدی آمده بود تا رختی بردارد و در میان رخت آمد و آن درویش بیدار بود تکیه کرده، سنگی برداشت و بران دزد انداخت. دزد دانست که کسی مینگرد، بگریخت و هیچ نتوانست بردن و جمع را ازین حال هیچ خبر نه. چون سلام بازدادند و درویش را خفته دیدند بروی انکار کردند کی این بینماز نگرید! شیخ گفت بینمازی باید تا جامۀ شما را گوش میدارد تا نمازی ماند، و درنیافتند که شیخ چه میگوید، چون پیش رخت آمدند و از آن حال خبردار شدند از آن انکار توبه کردند. حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۱۹ - حکایت
یکی بود در شهرِتون پیش ازین فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۷۱ - ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم
ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم نسیمی : غزلیات
شماره ۵۹ - خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۶ - فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست
فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۱۱ - مداح می
غذای تن و قوت جان است راح نجمالدین رازی : ملحقات
شماره ۵ - تا کی هواپرستی و برگردی از خدای
تا کی هواپرستی و برگردی از خدای آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۲۱ - امشب بر من زمانه شاد آوردست
امشب بر من زمانه شاد آوردست حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۵۵ - خون من تیغ تو آندم که به خاک افشاند
خون من تیغ تو آندم که به خاک افشاند فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۰ - چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش
چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲۵ - حکایت افشین و بودلف
ذکر حکایت افشین و خلاص یافتن بودلف از وی واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۷ - حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت
حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۸۰ - ز اوج عشق نداریم مطلب دگری
ز اوج عشق نداریم مطلب دگری فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
دل مسیح ز دردم شکسته میگردد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۹۱ - بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - همیشه موی تو در پیچ و تاب میبینم
همیشه موی تو در پیچ و تاب میبینم
شماره ۳۱۸ - بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد
بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۹۵ - هان کار بکن راست، که قامت شد خم
هان کار بکن راست، که قامت شد خم سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۷۳ - دستت چو به کارد کلک را بتراشید
دستت چو به کارد کلک را بتراشید محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۷۴ - آوردهاند کی چون شیخ ابوسعید از نشابور بمیهنه میآمد در راه به منزلی فرو آمد و درویشان چیزی بکار بردند و سرباز نهادند. چون وقت نماز درآمد درویشان به ن
آوردهاند کی چون شیخ ابوسعید از نشابور بمیهنه میآمد در راه به منزلی فرو آمد و درویشان چیزی بکار بردند و سرباز نهادند. چون وقت نماز درآمد درویشان به نماز ایستادند وصف برکشیدند، درویشی مگر در خواب مانده بود از ماندگی راه، چون بیدار شد جمع در فریضه شروع کرده بودند، حیا مانع شد کی برخیزد همچنان خفته میبود از خجالت. پس دزدی آمده بود تا رختی بردارد و در میان رخت آمد و آن درویش بیدار بود تکیه کرده، سنگی برداشت و بران دزد انداخت. دزد دانست که کسی مینگرد، بگریخت و هیچ نتوانست بردن و جمع را ازین حال هیچ خبر نه. چون سلام بازدادند و درویش را خفته دیدند بروی انکار کردند کی این بینماز نگرید! شیخ گفت بینمازی باید تا جامۀ شما را گوش میدارد تا نمازی ماند، و درنیافتند که شیخ چه میگوید، چون پیش رخت آمدند و از آن حال خبردار شدند از آن انکار توبه کردند. حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۱۹ - حکایت
یکی بود در شهرِتون پیش ازین فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۷۱ - ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم
ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم نسیمی : غزلیات
شماره ۵۹ - خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۶ - فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست
فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۱۱ - مداح می
غذای تن و قوت جان است راح نجمالدین رازی : ملحقات
شماره ۵ - تا کی هواپرستی و برگردی از خدای
تا کی هواپرستی و برگردی از خدای آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۲۱ - امشب بر من زمانه شاد آوردست
امشب بر من زمانه شاد آوردست حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۵۵ - خون من تیغ تو آندم که به خاک افشاند
خون من تیغ تو آندم که به خاک افشاند فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۰ - چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش
چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲۵ - حکایت افشین و بودلف
ذکر حکایت افشین و خلاص یافتن بودلف از وی واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۷ - حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت
حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۸۰ - ز اوج عشق نداریم مطلب دگری
ز اوج عشق نداریم مطلب دگری فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
دل مسیح ز دردم شکسته میگردد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۹۱ - بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - همیشه موی تو در پیچ و تاب میبینم
همیشه موی تو در پیچ و تاب میبینم