اقبال لاهوری : پیام مشرق
حیات جاوید
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق
چو پیش عاشق آمد نامهٔ دوست سلمان ساوجی : ترکیبات
شمارهٔ ۴ - تعزیت خور
دوستان روز وداع است فغان در گیرید حافظ : رباعیات
رباعی ۴۲ - گر همچو من افتادهٔ این دام شوی
گر همچو من افتادهٔ این دام شوی شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۵۹ - بوالحسن عشق است وعقل آمد حسن
بوالحسن عشق است وعقل آمد حسن کمال خجندی : مقطعات
شماره ۲۱ - یکی شعر سلمان زمن بنده خواست
یکی شعر سلمان زمن بنده خواست قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در تعریف کتاب باده بیخمار و ستایش خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه طابالله ثراه گوید
لبالب کن ای مهربان ماه ساغر فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۴۷ - باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم حافظ : غزلیات
غزل ۱۶۶ - روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد حافظ : غزلیات
غزل ۲۱۵ - به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۰ - به وقت صلح چو در شکوه پیش یار شدم
به وقت صلح چو در شکوه پیش یار شدم شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۳۲ - او را که دل از عشق مشوش باشد
او را که دل از عشق مشوش باشد عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۱ - در بیان اینکه صاحب جمال را خودنمائی موافق حکمت شرطست و اشاره به تجلی اول بر وجه اتم و اکمل و پوشیدن اعیان ثابته کسوت تعین را و طلوع عشق از مطلع لاهوت
در بیان اینکه صاحب جمال را خودنمائی موافق حکمت شرطست و اشاره به تجلی اول بر وجه اتم و اکمل و پوشیدن اعیان ثابته کسوت تعین را و طلوع عشق از مطلع لاهوتی و تجلی به عالم ملکوتی و ناسوتی- نعم ماقال: ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۱۵ - ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود
ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود اقبال لاهوری : پیام مشرق
مرا ذوق سخن خون در جگر کرد
مرا ذوق سخن خون در جگر کرد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۲ - همه را خود نوازد و سازد
همه را خود نوازد و سازد خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۹۴ - قصیده
ایام خط فتنه به فرق جهان کشید حافظ : غزلیات
غزل ۲۳۸ - جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
به آن رازی که گفتم پی نبردند
به آن رازی که گفتم پی نبردند اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۸ - تا در پی این فزون و آن کم باشی
تا در پی این فزون و آن کم باشی
حیات جاوید
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق
چو پیش عاشق آمد نامهٔ دوست سلمان ساوجی : ترکیبات
شمارهٔ ۴ - تعزیت خور
دوستان روز وداع است فغان در گیرید حافظ : رباعیات
رباعی ۴۲ - گر همچو من افتادهٔ این دام شوی
گر همچو من افتادهٔ این دام شوی شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۵۹ - بوالحسن عشق است وعقل آمد حسن
بوالحسن عشق است وعقل آمد حسن کمال خجندی : مقطعات
شماره ۲۱ - یکی شعر سلمان زمن بنده خواست
یکی شعر سلمان زمن بنده خواست قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در تعریف کتاب باده بیخمار و ستایش خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه طابالله ثراه گوید
لبالب کن ای مهربان ماه ساغر فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۴۷ - باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم حافظ : غزلیات
غزل ۱۶۶ - روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد حافظ : غزلیات
غزل ۲۱۵ - به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۰ - به وقت صلح چو در شکوه پیش یار شدم
به وقت صلح چو در شکوه پیش یار شدم شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۳۲ - او را که دل از عشق مشوش باشد
او را که دل از عشق مشوش باشد عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۱ - در بیان اینکه صاحب جمال را خودنمائی موافق حکمت شرطست و اشاره به تجلی اول بر وجه اتم و اکمل و پوشیدن اعیان ثابته کسوت تعین را و طلوع عشق از مطلع لاهوت
در بیان اینکه صاحب جمال را خودنمائی موافق حکمت شرطست و اشاره به تجلی اول بر وجه اتم و اکمل و پوشیدن اعیان ثابته کسوت تعین را و طلوع عشق از مطلع لاهوتی و تجلی به عالم ملکوتی و ناسوتی- نعم ماقال: ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۱۵ - ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود
ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود اقبال لاهوری : پیام مشرق
مرا ذوق سخن خون در جگر کرد
مرا ذوق سخن خون در جگر کرد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۲ - همه را خود نوازد و سازد
همه را خود نوازد و سازد خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۹۴ - قصیده
ایام خط فتنه به فرق جهان کشید حافظ : غزلیات
غزل ۲۳۸ - جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
به آن رازی که گفتم پی نبردند
به آن رازی که گفتم پی نبردند اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۸ - تا در پی این فزون و آن کم باشی
تا در پی این فزون و آن کم باشی