سحاب اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۲
از دست تست باده بکامم چنان لذیذ
اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۳۱
در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
احمد شاملو : شکفتن در مه
فصلِ دیگر
بی‌آنکه دیده بیند،
رشیدالدین وطواط : رباعیات
شمارهٔ ۳۳ - در شکوه
گفتم که : بمدحت تو خورشید شوم
فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
دل تنگ
سر خود را مزن اینگونه به سنگ
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۳۲۰
بر یاد تو جان من چو دمساز آمد
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۹۹۸
ایکه جان داری فدا کن در ره جانانه ای
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹۲
زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب
سعدی : غزلیات
غزل ۵۴۸
دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری
سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت شمارهٔ ۹
جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هول رسید کسی گفت فلان بازرگان نوشدارو دارد اگر بخواهی باشد که دریغ ندارد گویند آن بازرگان به بخل معروف بود.
حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۳
روز وصل دوستداران یاد باد
نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضا
ای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲
می زدندی فاش بی اندازه تر
مهدی اخوان ثالث : زمستان
مرداب
عمر من دیگر چون مردابی ست
سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۹
مرا ز حلقهٔ آن در به در پسند مباد
نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۳۲ - رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبه
بیا ساقی آن می‌که محنت برست
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۰۵
ای راه ترا دلیل دردی
کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - تاریخ کدخدائی و زن گرفتن شاه شجاع
ایدل از گلشن امید گل عیش بچین
فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۴۴
این غنچه نوشکفته، خوش وا شده است
ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت دوازدهم - افساد میان مردم و عقوبت آن
و آن اعم از سخن چینی است، زیرا فساد بدون سخن چینی متحقق می شود و این صفتی است خبیث، و صاحب آن از اهل شقاوت است و این صفت، آدمی را به جهنم می رساند و دین آدمی را تباه می کند و صاحب این صفت خبیثه، در مقام ضدیت با خدا و رسول برآمده است چون بسیاری از قواعد شرعیه، که خداوند عالم قرار داده، از: حضور جمعه و جماعت و مصافحه و زیارت و آمد و شد و ضیافت و نهی از ظن بد و غیبت، همه از برای حصول دوستی و الفت میان مردمان است و هیچ چیز در نزد خداوند عالم و پیغمبر او چنین مطلوب نیست، که میان بندگان الفت و یگانگی باشد و این خبیث ملعون بد نفسی که فساد می کند، در مقام خلاف خدا و رسول برمی آید و آنچه از آنها خواسته اند او را رد می کند و شکی نیست که چنین شخصی بدترین ناس، و رذل و خبیث ترین ایشان، و مستحق انواع لعن است، «أن علیهم لعنه الله و الملائکه و الناس أجمعین».