بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۱
از غم تو بهدل ما گذرد رشیدالدین میبدی : ۱۰۶- سورة قریش- مکیة
النوبة الثانیة
این سوره نود و سه حرفست، هفده کلمه، چهار آیه، جمله به مکّه فرو آمد، و درین سوره ناسخ و منسوخ نیست. و در خبرست از مصطفى (ص): «هر که این سوره بر خواند، اللَّه تعالى او را ثواب آن کس دهد که بخانه کعبه طواف کند و در مسجد حرام معتکف نشیند». و روى فی بعض الاخبار انّ النّبی (ص) قال: «انّ اللَّه عزّ و جلّ فضّل قریشا بخصال لم یشرکهم فیها غیرهم، انّهم عبدوا اللَّه عشر سنین لم یعبده فیها الّا قرشىّ و انّه نصرهم یوم الفیل و هم مشرکون، و نزلت فیهم سورة لم یدخل فیها احد من العالمین سواهم، و بانّه بعثنى منهم رسولا الیهم». اقبال لاهوری : پیام مشرق
نوا مستانه در محفل زدم من
نوا مستانه در محفل زدم من قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۳۵۱
شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم میرداماد : غزلیات
شمارهٔ ۶
شعله ها در جان زدی این سینه غمناک را قرآن کریم : با ترجمه مهدی الهی قمشهای
سورة الحديد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ قصاب کاشانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۷
حجاب از رخ چو بردار نگاهش ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۳۷ - ابوسعید احمد بن عیسی الخرّاز
و از ایشان بود ابوسعید احمدبن عیسی الخرّاز از بغداد بود و صحبت ذاالنّون مصری و نِباجی و ابوعبید بُسری و سَرّی و بشر و پیران دیگر کرده بود. وفاة او اندر سنۀ سبع و سبعین و مأتین بود. جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۶۸۶
کدامین شب به خواب آن روی خندانم نمی آید میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۵
مبر در پیش زاهد نام باده نظیری نیشابوری : رباعیات
شمارهٔ ۲۰
تا حرص درون نقش برونم آراست جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۸۷۶
زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۹۰
ای دل ارزنده بعشقی منت جان برمگیر شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۶۶
در سایهٔ او تو آفتابش می بین جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۶
همین نه لعل ترا معجز دم عیساست صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۵۶۱
دل ز جمعیّت اسباب چو برداشتنی است فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۱۴
هر روز در این خرابه جنگی دگر است عطار نیشابوری : بخش بیستم
المقاله العشرون
چو خواهد شد دورخ در خاک ریزان جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۱
تا گشته است پای خم آرامگاه ما عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۳۳
عالم همراه عشق است تا ساحل دریای عظمت اگر قدم پیش نهد غرق شود خبر که بیرون برد چون عشق غوص کند تا چون در مکنون در صدف شود از قهر بحر عظمت گوهر شب افروز مراد برآرد تا او در پرتو بارقۀ آن راه بخود باز یابد بیقین آن گمان غلط است و این از نوادرات عشق است.
شمارهٔ ۱۳۱
از غم تو بهدل ما گذرد رشیدالدین میبدی : ۱۰۶- سورة قریش- مکیة
النوبة الثانیة
این سوره نود و سه حرفست، هفده کلمه، چهار آیه، جمله به مکّه فرو آمد، و درین سوره ناسخ و منسوخ نیست. و در خبرست از مصطفى (ص): «هر که این سوره بر خواند، اللَّه تعالى او را ثواب آن کس دهد که بخانه کعبه طواف کند و در مسجد حرام معتکف نشیند». و روى فی بعض الاخبار انّ النّبی (ص) قال: «انّ اللَّه عزّ و جلّ فضّل قریشا بخصال لم یشرکهم فیها غیرهم، انّهم عبدوا اللَّه عشر سنین لم یعبده فیها الّا قرشىّ و انّه نصرهم یوم الفیل و هم مشرکون، و نزلت فیهم سورة لم یدخل فیها احد من العالمین سواهم، و بانّه بعثنى منهم رسولا الیهم». اقبال لاهوری : پیام مشرق
نوا مستانه در محفل زدم من
نوا مستانه در محفل زدم من قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۳۵۱
شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم میرداماد : غزلیات
شمارهٔ ۶
شعله ها در جان زدی این سینه غمناک را قرآن کریم : با ترجمه مهدی الهی قمشهای
سورة الحديد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ قصاب کاشانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۷
حجاب از رخ چو بردار نگاهش ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۳۷ - ابوسعید احمد بن عیسی الخرّاز
و از ایشان بود ابوسعید احمدبن عیسی الخرّاز از بغداد بود و صحبت ذاالنّون مصری و نِباجی و ابوعبید بُسری و سَرّی و بشر و پیران دیگر کرده بود. وفاة او اندر سنۀ سبع و سبعین و مأتین بود. جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۶۸۶
کدامین شب به خواب آن روی خندانم نمی آید میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۵
مبر در پیش زاهد نام باده نظیری نیشابوری : رباعیات
شمارهٔ ۲۰
تا حرص درون نقش برونم آراست جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۸۷۶
زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۹۰
ای دل ارزنده بعشقی منت جان برمگیر شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۶۶
در سایهٔ او تو آفتابش می بین جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۶
همین نه لعل ترا معجز دم عیساست صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۵۶۱
دل ز جمعیّت اسباب چو برداشتنی است فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۱۴
هر روز در این خرابه جنگی دگر است عطار نیشابوری : بخش بیستم
المقاله العشرون
چو خواهد شد دورخ در خاک ریزان جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۱
تا گشته است پای خم آرامگاه ما عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۳۳
عالم همراه عشق است تا ساحل دریای عظمت اگر قدم پیش نهد غرق شود خبر که بیرون برد چون عشق غوص کند تا چون در مکنون در صدف شود از قهر بحر عظمت گوهر شب افروز مراد برآرد تا او در پرتو بارقۀ آن راه بخود باز یابد بیقین آن گمان غلط است و این از نوادرات عشق است.