خاقانی : رباعیات
شماره ۷۴ - آفاق به پای آه ما فرسنگی است
آفاق به پای آه ما فرسنگی است
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۶ - تن بجان زنده و جان زنده بجانان باشد
تن بجان زنده و جان زنده بجانان باشد
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۹ - شب عشاق ز روز دگران در پیش است
شب عشاق ز روز دگران در پیش است
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۵۷ - توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۳۳ - عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۲ - ما خزان پرورده عشقیم، عیب ما مکن
ما خزان پرورده عشقیم، عیب ما مکن
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۰۷۳ - از بس که بی‌گمان به در دل رسیده‌ام
از بس که بی‌گمان به در دل رسیده‌ام
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
به کام خود دگر آن کهنه می ریز
به کام خود دگر آن کهنه می ریز
اقبال لاهوری : زبور عجم
زمستان را سرآمد روزگاران
زمستان را سرآمد روزگاران
صفایی جندقی : نوحه‌ها
شماره ۶ - هیچ داغی از غم فرزند مشکل تر نباشد
هیچ داغی از غم فرزند مشکل تر نباشد
مولوی : دفتر دوم
بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد
آن غزان ترک خون‌ریز آمدند
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۴ - هر کجا عکس جمال یار می‌افتد در آب
هر کجا عکس جمال یار می‌افتد در آب
عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۵۱ - خواهی که غم از دل تو یک دم بشود
خواهی که غم از دل تو یک دم بشود
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۱۳۶ - هجای روا
اگر در شعر من زین پس یکی بیت هجا گفتم
نصرالله منشی : باب الملک والطائر فنزة
بخش ۴ - ملک گفت: اگر آن از جهت تو بر سبیل ابتدا رفتی تحرز نیکو نمودی، ولکن چون بر سبیل قصاص و جزا کاری پیوستی، و قضیت معدلت همین است، مانع ثقت و موجب نفرت چیس
ملک گفت: اگر آن از جهت تو بر سبیل ابتدا رفتی تحرز نیکو نمودی، ولکن چون بر سبیل قصاص و جزا کاری پیوستی، و قضیت معدلت همین است، مانع ثقت و موجب نفرت چیست؟ فنزه گفت: موضع خشم در ضمایر موجع است و محل حقد در دلها مولم، وا گر بخلاف این چیزی شنوده شود اعتماد را نشاید، که زبان در این معانی از مضمون عقیدت، عبارت راست نکند و بیان در این سفارت حق امانت نگزارد، اما دلها یک دیگر را شاهد عدل و گواه بحق است و از یکی بر دیگری دلیل توان گرفت، و دل تو در آنچه می‌گویی موافق زبان نیست، و من صعوبت صولت ترا نیکو شناسم و در هیچ وقت از باس تو ایمن نتوانم بود.
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه
این بیابان خود ندارد پا و سر
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیم‌عاقل و خود را مرده کردن
گفت ماهی دگر وقت بلا
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۶ - در مدح علاء الدوله اتسز
بهار جان فزا آمد جهان شد خرم و زیبا
عطار نیشابوری : بخش سیزدهم
(۱۹) حکایت مرد مجنون و رعنایان
بره دربود مجنونی نشسته
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۵۲ - گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد
گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد