جمال‌الدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۵۴ - من کلامه غفرله
زهی قدرت از عالم فکر برتر
محتشم کاشانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در مدح والی گیلان جمشید زمان گفته
باز شد چشم جهان ای بخت خواب آلودهان
سعدی : غزلیات
غزل ۵۹۶ - مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۱۰۸ - عالم بیخبری بود بهشت آبادم
عالم بیخبری بود بهشت آبادم
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۴ - ما دل ز وفا و مهر تو برداریم
ما دل ز وفا و مهر تو برداریم
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح اتسز
گر هیچ گونه حال دل من بدانییی
عطار نیشابوری : باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
شماره ۶۱ - هم دیده بر آن روی چو مه باید داشت
هم دیده بر آن روی چو مه باید داشت
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۱۳ - گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۳۸ - دلی دارم که باشد جای جانان
دلی دارم که باشد جای جانان
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۷۶ - گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج
گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۳۹ - از فیض جنون، عقل برد کار ز پیش
از فیض جنون، عقل برد کار ز پیش
هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- ماند این‌جا خلافی که هست میان ما و میان گروهی که گویند: «اظهار جمع نفی تفرقه باش
ماند این‌جا خلافی که هست میان ما و میان گروهی که گویند: «اظهار جمع نفی تفرقه باشد؛ از آن‌چه هر دو متضادند که چون سلطان هدایت مستولی شد ولایت کسب و مجاهدت ساقط شود.»
قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۶۶ - گرم ز لطف بخوانی ورم به قهر برانی
گرم ز لطف بخوانی ورم به قهر برانی
امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۳۵ - صفت مناره
شکل مناره چو ستونی ز سنگ
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۰۷ - آن یار گزین که خشمگین نیست
آن یار گزین که خشمگین نیست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۹۶ - امشب به آه سرد ره خواب می زدم
امشب به آه سرد ره خواب می زدم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۶۱ - چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم
چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم
شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۱ - ای بلبل جان چونی اندر قفس تنها
ای بلبل جان چونی اندر قفس تنها
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۴۴ - عارفان از چمن قدس چو بوی تو کشند
عارفان از چمن قدس چو بوی تو کشند
رشیدالدین میبدی : ۷۷- سورة المرسلات- مکیة
النوبة الثانیة
این سوره را دو نام است، سورة المرسلات و سورة العرف. پنجاه آیتست صد و هشتاد و یک کلمت، هشتصد و شانزده حرف جمله به مکه فرو آمد و در مکیّات شمرند. عبد اللَّه مسعود گفت: من با رسول خدا (ص) بودم، لیلة الجنّ که این سوره بوى فرو آمد ابن عباس گفت: همه سوره مکّى است، مگر یک آیت که به مدینه فرو آمد: وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ ارْکَعُوا لا یَرْکَعُونَ. درین سوره نه ناسخ است و نه منسوخ. و در فضیلت این سوره ابى بن کعب روایت کند از مصطفى (ص) گفت: هر که این سوره برخواند نام او در دیوان مؤمنان نویسند و گویند: این از مشرکان نیست. در روزگار خلافت عمر مردى بیامد از اهل عراق نام او صبیغ و از عمر ذاریات و مرسلات پرسید.