سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۲
کسی که بار غم عشق آن پسر کشدا فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۳۸
یارم گره از کار بافغان نگشاد هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰
امروز مرا غیر پریشانی نیست امیر معزی : قصاید
شمارهٔ ۱۲
همیشه باد بقا و سلامت بُت ما سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۰۴
عقلی که همیشه با روانی دمساز فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۹
ای طلعت نکوی تو نیکوتر از پری مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۶۶
امشب آمد خیال آن دلبر چست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۴۰
چو شمع تا سحر افسانه میشود تب وتاب شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شمارهٔ ۶۰
بشنو اسماء الهی یادگیر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۲
عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر است نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۴ - گریختن شیرین از نزد مهین بانو به مداین
چو برزد بامدادان خازن چین عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۳۸
نعره زد عشق دین ما بگریخت سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۳
بیاور آنچه دل ما به یکدگر کشدا عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۵۲۵
بوستان پژمرده گردد، از دل ناشاد من کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۹۱۶
اشک چو لعل ریزد آن لب مرا ز دیده جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۳۴۵
دیدی که آن نگار سرو برگ ما نداشت نظام قاری : فردیات
شمارهٔ ۵۸
برای جبه ما ابر میزند پنبه عطار نیشابوری : دفتر اول
پسر در اعیان حقیقت کل گوید
منم دریای لاهوتی اسرّار عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۱۲۷
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست نصرالله منشی : باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی
بخش ۸
چون روز چند بگذشت موش گفت: اگر همین جای مقام کنی، و اهل و فرزندان را بیاری از مکرمت دور نیفتد و منت هچرت متضاعف گردد. و این بقعت نزهت تمام دارد و جایی دل گشای است. زاغ گفت: همچنین است و در خوشی این موضع سخنی ندارم. لکن مرعی و لا کالسعدان. مرغزاری است فلان جای که اطراف او پرشکوفه متبسم و گل خندان است،و زمین او چون آسمان پرستاره تابان.
شمارهٔ ۲
کسی که بار غم عشق آن پسر کشدا فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۳۸
یارم گره از کار بافغان نگشاد هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰
امروز مرا غیر پریشانی نیست امیر معزی : قصاید
شمارهٔ ۱۲
همیشه باد بقا و سلامت بُت ما سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۰۴
عقلی که همیشه با روانی دمساز فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۹
ای طلعت نکوی تو نیکوتر از پری مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۶۶
امشب آمد خیال آن دلبر چست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۴۰
چو شمع تا سحر افسانه میشود تب وتاب شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شمارهٔ ۶۰
بشنو اسماء الهی یادگیر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۲
عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر است نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۴ - گریختن شیرین از نزد مهین بانو به مداین
چو برزد بامدادان خازن چین عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۳۸
نعره زد عشق دین ما بگریخت سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۳
بیاور آنچه دل ما به یکدگر کشدا عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۵۲۵
بوستان پژمرده گردد، از دل ناشاد من کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۹۱۶
اشک چو لعل ریزد آن لب مرا ز دیده جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۳۴۵
دیدی که آن نگار سرو برگ ما نداشت نظام قاری : فردیات
شمارهٔ ۵۸
برای جبه ما ابر میزند پنبه عطار نیشابوری : دفتر اول
پسر در اعیان حقیقت کل گوید
منم دریای لاهوتی اسرّار عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۱۲۷
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست نصرالله منشی : باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی
بخش ۸
چون روز چند بگذشت موش گفت: اگر همین جای مقام کنی، و اهل و فرزندان را بیاری از مکرمت دور نیفتد و منت هچرت متضاعف گردد. و این بقعت نزهت تمام دارد و جایی دل گشای است. زاغ گفت: همچنین است و در خوشی این موضع سخنی ندارم. لکن مرعی و لا کالسعدان. مرغزاری است فلان جای که اطراف او پرشکوفه متبسم و گل خندان است،و زمین او چون آسمان پرستاره تابان.