جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۴۹ - هر جور که بر عاشق بی سیم توانکرد
هر جور که بر عاشق بی سیم توانکرد مولوی : غزلیات
غزل ۷۶۵ - هله نومید نباشی که تو را یار براند
هِله نومید نباشی که تو را یار بِرانَد هجویری : باب الصّحبة و ما یتعلّق بها
باب الصّحبة و ما یتعلّق بها
قال اللّه، تبارک و تعالی: «إنَّ الّذینَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ سیجعلُ لهمُ الرّحمنُ وُدّاً (۹۶/مریم)، ای: بحسن رعایتهم الإخْوانَ.» عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۴ - تا چند ز سودای تو در سوز و گداز
تا چند ز سودای تو در سوز و گداز سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۳۶ - دلم را برده از جا سرو قد نازک اندامی
دلم را برده از جا سرو قد نازک اندامی عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۵ - دردا که گلم میان گلزار بریخت
دردا که گلم میان گلزار بریخت صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۷۶ - هر سر موی تو از غفلت به راهی میرود
هر سر موی تو از غفلت به راهی میرود وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۴۷ - دی مغبچهای گفت که ما مظهر یاریم
دی مغبچهای گفت که ما مظهر یاریم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۵۸ - ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۸۷ - نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول
نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۶۷ - طرفی ز نهال قد آن شوخ نبستم
طرفی ز نهال قد آن شوخ نبستم اقبال لاهوری : زبور عجم
بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری حافظ : غزلیات
غزل ۴۷ - به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۴۰ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن
قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن الدحداح گفت یا رسول اللَّه! زنان را در حال حیض نزدیکى کنیم و پاسیم یا نه؟ که بگذاریم ایشان را در وقت حیض و نپاسیم؟ آیت آمد وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً، فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ حیض و محیض یکى است، همچون کیل و مکیل و عیش و معیش. و معنى حیض رفتن خون است، یعنى آن دم معروف سیاه رنگ، بحرانى که از قعر رحم برآمد، کمینه آن یک شبانروزست و مهینه پانزده شبانروز، و غالب آن شش یا هفت روز است، و هر چه نه از قعر رحم بیامد و نه سیاه رنگ بود آن را دم استحاضه گویند. و احکام حیض در آن نرود. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۸۰ - با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟ آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۱۲ - گلزار عشق چون تو نهالی نیافته
گلزار عشق چون تو نهالی نیافته عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۸۷ - ای شمع! مگر چنان گمانْت افتادست
ای شمع! مگر چنان گمانْت افتادست آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۲۳ - ای شوخ! فراق تو کشیدن مشکل
ای شوخ! فراق تو کشیدن مشکل نسیمی : غزلیات
شماره ۲۶۲ - ای که حاجت ز در اهل ریا می طلبی
ای که حاجت ز در اهل ریا می طلبی عطار نیشابوری : باب بیست و ششم: در صفت گریستن
شماره ۲۶ - چون چشم به یارِ سیم تن میافتد
چون چشم به یارِ سیم تن میافتد
شماره ۴۹ - هر جور که بر عاشق بی سیم توانکرد
هر جور که بر عاشق بی سیم توانکرد مولوی : غزلیات
غزل ۷۶۵ - هله نومید نباشی که تو را یار براند
هِله نومید نباشی که تو را یار بِرانَد هجویری : باب الصّحبة و ما یتعلّق بها
باب الصّحبة و ما یتعلّق بها
قال اللّه، تبارک و تعالی: «إنَّ الّذینَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ سیجعلُ لهمُ الرّحمنُ وُدّاً (۹۶/مریم)، ای: بحسن رعایتهم الإخْوانَ.» عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۴ - تا چند ز سودای تو در سوز و گداز
تا چند ز سودای تو در سوز و گداز سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۳۶ - دلم را برده از جا سرو قد نازک اندامی
دلم را برده از جا سرو قد نازک اندامی عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۵ - دردا که گلم میان گلزار بریخت
دردا که گلم میان گلزار بریخت صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۷۶ - هر سر موی تو از غفلت به راهی میرود
هر سر موی تو از غفلت به راهی میرود وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۴۷ - دی مغبچهای گفت که ما مظهر یاریم
دی مغبچهای گفت که ما مظهر یاریم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۵۸ - ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۸۷ - نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول
نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۶۷ - طرفی ز نهال قد آن شوخ نبستم
طرفی ز نهال قد آن شوخ نبستم اقبال لاهوری : زبور عجم
بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری حافظ : غزلیات
غزل ۴۷ - به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۴۰ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن
قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن الدحداح گفت یا رسول اللَّه! زنان را در حال حیض نزدیکى کنیم و پاسیم یا نه؟ که بگذاریم ایشان را در وقت حیض و نپاسیم؟ آیت آمد وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً، فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ حیض و محیض یکى است، همچون کیل و مکیل و عیش و معیش. و معنى حیض رفتن خون است، یعنى آن دم معروف سیاه رنگ، بحرانى که از قعر رحم برآمد، کمینه آن یک شبانروزست و مهینه پانزده شبانروز، و غالب آن شش یا هفت روز است، و هر چه نه از قعر رحم بیامد و نه سیاه رنگ بود آن را دم استحاضه گویند. و احکام حیض در آن نرود. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۸۰ - با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟ آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۱۲ - گلزار عشق چون تو نهالی نیافته
گلزار عشق چون تو نهالی نیافته عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۸۷ - ای شمع! مگر چنان گمانْت افتادست
ای شمع! مگر چنان گمانْت افتادست آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۲۳ - ای شوخ! فراق تو کشیدن مشکل
ای شوخ! فراق تو کشیدن مشکل نسیمی : غزلیات
شماره ۲۶۲ - ای که حاجت ز در اهل ریا می طلبی
ای که حاجت ز در اهل ریا می طلبی عطار نیشابوری : باب بیست و ششم: در صفت گریستن
شماره ۲۶ - چون چشم به یارِ سیم تن میافتد
چون چشم به یارِ سیم تن میافتد