مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۵۱
شب و روز آن نکوتر، که به پیش یار باشی
احمد شاملو : مرثیه‌های خاک
حکایت
اینک آهوبره‌یی
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۴۷
در روح الارواح آمده است که شهباز محبت از شجر عزت درپرید بعرش رسید عظمت دید درگذشت بکرسی رسید وسعت دید درگذشت ببهشت رسید نعمت دید درگذشت بخاک رسید محنت دید بر وی نشست کروبیان از عالم خود ندا کردند و گفتند ای وصف پادشاهی ترا با خاک یک درجه آشنائی خاک را از تو بچه نسبت روشنائی گفت او محنت من دارد من محبت نقطۀ که او بر زبر دارد و من در زیر دارم و عشق در محلی که اثبات یابد مر آن را زیر و زبر کند جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها.
عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۱۶ - کشته شدن زرفام بدست شهریار گوید
چو شیر اندر آمد روان زیر فیل
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۱۵
صدق، روشنگر ضمیر من است
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۴
تشنه خود را دمی، لعل تو، آبی نداد
صابر همدانی : غزلیات
شمارهٔ ۸
رخ تو، آینه دار جمال جانان است
رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَداً» ربّ العزّه جلّ جلاله اندرین آیت مصطفى (ص) را تأدیب مى‏کند تا در هر چه گوید و هر کار که کند در آن استثنا بجاى آرد، یعنى که با مشیّت اللَّه تعالى افکند و گوید: ان شاء اللَّه، و سبب نزول این آیت آن بود که چون او را از قصّه اصحاب الکهف و ذو القرنین و روح پرسیدند وعده جواب بفردا داد و نگفت ان شاء اللَّه تا جبرئیل چهل روز از وى باز ماند، و بروایتى پانزده روز، و بروایتى سه روز، و رسول خدا (ص) از وا ایستادن جبرئیل (ع) غمگین و اندوهگن گشت و مشرکان گفتند: انّ محمّدا قد ودّعه ربّه و قلاه، پس جبرئیل فرو آمد و تسکین دل مصطفى را (ص) و تسلیت وى را این آیت فرو آورد: «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى‏» و او را استثنا فرمود در هر کار که پیش گیرد باین آیت که: «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَداً، إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ» یعنى اذا قلت لشى‏ء انّى فاعل غدا فقل ان شاء اللَّه لانّک لا تدری ایتم ذلک ام یعوق دون وقوعه عائق فیدخل فى میعادک خلف، و هذا الغد اسم لکل حین تستقبله و لو الى سنین.
اقبال لاهوری : پیام مشرق
کنشت و مسجد و بتخانه و دیر
کنشت و مسجد و بتخانه و دیر
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۲۷ - النوبة الثالثة
قوله تعالى إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ الآیة...
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۳۹۱
جان من از صبر می پرسی دل ما را مپرس
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۵
ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
اقبال لاهوری : اسرار خودی
حکایت شیخ و برهمن و مکالمه گنگ و هماله در معنی اینکه تسلسل حیات ملیه از محکم گرفتن روایات مخصوصه ملیه می باشد
در بنارس برهمندی محترم
قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۳۷
از سینه مرا نفس دژم می‌خیزد
احمد شاملو : مرثیه‌های خاک
تمثیل
به پوران صلح‌کل و سیروس طاهباز
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۴۰ - روحی سمرقندی
وهُوَ حکیم ابوبکر بن علی. از فحول شعرا و مداح ملوک غزنویه بوده و نزد رشید وطواط کسب طریقهٔ سخن نموده. مدتها سلاطین را مدحت کرده و در مجلس ایشان به سر برده. در اواخر حال به ترک قربت سلاطین گفته و سلک فرزانگی پذیرفته. از اوست:
امیرخسرو دهلوی : آیینه سکندری
بخش ۵
دلم چون به گوهر کشی خاص گشت
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بود
ای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار
منوچهری دامغانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۴۸ - در مدح منوچهربن قابوس
برآمد ز کوه ابر مازندران
اوحدالدین کرمانی : الفصل الاول - فی الطامات
شمارهٔ ۲
ما دوش در مغانه بی‌باک زدیم