محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت شمارهٔ ۱۵
شیخ را پرسیدند در سرخس کی ای شیخ ظریف کیست؟ شیخ گفت در شهر شما لقمان. گفتند ای شیخ در شهر ما هیچ کس ازو بشولیدهتر و شوخگنتر نیست. شیخ گفت شما را سهو افتاده است، ظریف پاکیزه باشد و پاکیزه آن چیز باشد که با هیچ چیزش پیوند نباشد، و هیچ کس ازو بیپیوندتر نیست و پاکیزهتر، کی با هیچ چیز پیوند ندارد. هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۱
شیشه ی می دور ازآن لب های میگون می گریست اسدی توسی : گرشاسپنامه
آمدن ضحاک به دیدن گرشاسب و صفت نخچیرگاه
چو بر سیستان پهلوان گشت شاه صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۲۶۰
بر دلی ننشیند از گفتار ما هرگز غبار مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۸
ای باطل اگر ز حق گریزی چه کنی؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۵۸
خوش کن از لاله رخان زلف پریشانی را سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۷۹
خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۸۸
نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۶ - در بیان عهد و پیمان گرفتن شاه از طوطی
گفت از هجرانت اکنون آیه ها سعدی : قطعات
شمارهٔ ۲۱۲
ز لوح روی کودک بر توان خواند فیض کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۵۸
چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من فرخی سیستانی : قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید
شمارهٔ ۱۷ - نیز او راست
بامدادان پگاه آمد بر بسته کمر صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۶۲۳
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن اوحدی مراغهای : جام جم
حکایت
واعظی وصف حوریان میکرد قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۳۸ - در مدح امیر حاجب شمس الخواص نورالدولة جمال الدین قرقو
کمان شدم ز غم عشق آن کمان ابرو هجویری : باب الفقر
فصل
و خلاف کردهاند مشایخ این قصه رحمهم اللّه اندر فقر و غنا تا کدام فاضلترند اندر صفات خلق؛ از آنچه خداوند تعالی غنی بر حقیقت است و کمال اندر جملهٔ اوصاف وی است، جل جلاله. یحیی بن معاذ الرازی و احمد ابن ابی الحواری و حارث المحاسبی و ابوالعباس عطا و رویم و ابوالحسن بن سمعون، و از متأخران شیخ المشایخ ابوسعید فضل اللّه بن محمد المیهنی رحمة اللّه علیهم اجمعین بر آناند که: «غنا فاضلتر که فقرو» و دلیل آرند که: «غنا صفت حق تعالی است و فقر بر وی روا نیست. پس اندر دوستی، صفتی که مشترک باشد میان بنده و خداوند تعالی تمام تر بود از آن صفت که بر وی تعالی و تقدس روا نباشد.» مولوی : دفتر ششم
بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی
گفت صوفی در قصاص یک قفا غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۹۹ - حقیقت دوستی
بدان که این چنان مشکل است که گروهی انکار کرده اند در حق خدای تعالی. شرح این مهم بود، اگرچه سخن در این باریک است و هرکسی نداند و فهم نکند، ولکن ما به مثالها چنان روشن کنیم که هر کسی که جهد کند فهم کند: فضولی : غزلیات
شمارهٔ ۳
ای بسته دانش تو زبان سوآل ما اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۰۴
جایی که دامگاه غزال رمیدگی است
حکایت شمارهٔ ۱۵
شیخ را پرسیدند در سرخس کی ای شیخ ظریف کیست؟ شیخ گفت در شهر شما لقمان. گفتند ای شیخ در شهر ما هیچ کس ازو بشولیدهتر و شوخگنتر نیست. شیخ گفت شما را سهو افتاده است، ظریف پاکیزه باشد و پاکیزه آن چیز باشد که با هیچ چیزش پیوند نباشد، و هیچ کس ازو بیپیوندتر نیست و پاکیزهتر، کی با هیچ چیز پیوند ندارد. هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۱
شیشه ی می دور ازآن لب های میگون می گریست اسدی توسی : گرشاسپنامه
آمدن ضحاک به دیدن گرشاسب و صفت نخچیرگاه
چو بر سیستان پهلوان گشت شاه صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۲۶۰
بر دلی ننشیند از گفتار ما هرگز غبار مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷۰۸
ای باطل اگر ز حق گریزی چه کنی؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۵۸
خوش کن از لاله رخان زلف پریشانی را سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۷۹
خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۸۸
نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۶ - در بیان عهد و پیمان گرفتن شاه از طوطی
گفت از هجرانت اکنون آیه ها سعدی : قطعات
شمارهٔ ۲۱۲
ز لوح روی کودک بر توان خواند فیض کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۵۸
چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من فرخی سیستانی : قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید
شمارهٔ ۱۷ - نیز او راست
بامدادان پگاه آمد بر بسته کمر صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۶۲۳
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن اوحدی مراغهای : جام جم
حکایت
واعظی وصف حوریان میکرد قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۳۸ - در مدح امیر حاجب شمس الخواص نورالدولة جمال الدین قرقو
کمان شدم ز غم عشق آن کمان ابرو هجویری : باب الفقر
فصل
و خلاف کردهاند مشایخ این قصه رحمهم اللّه اندر فقر و غنا تا کدام فاضلترند اندر صفات خلق؛ از آنچه خداوند تعالی غنی بر حقیقت است و کمال اندر جملهٔ اوصاف وی است، جل جلاله. یحیی بن معاذ الرازی و احمد ابن ابی الحواری و حارث المحاسبی و ابوالعباس عطا و رویم و ابوالحسن بن سمعون، و از متأخران شیخ المشایخ ابوسعید فضل اللّه بن محمد المیهنی رحمة اللّه علیهم اجمعین بر آناند که: «غنا فاضلتر که فقرو» و دلیل آرند که: «غنا صفت حق تعالی است و فقر بر وی روا نیست. پس اندر دوستی، صفتی که مشترک باشد میان بنده و خداوند تعالی تمام تر بود از آن صفت که بر وی تعالی و تقدس روا نباشد.» مولوی : دفتر ششم
بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی
گفت صوفی در قصاص یک قفا غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۹۹ - حقیقت دوستی
بدان که این چنان مشکل است که گروهی انکار کرده اند در حق خدای تعالی. شرح این مهم بود، اگرچه سخن در این باریک است و هرکسی نداند و فهم نکند، ولکن ما به مثالها چنان روشن کنیم که هر کسی که جهد کند فهم کند: فضولی : غزلیات
شمارهٔ ۳
ای بسته دانش تو زبان سوآل ما اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۰۴
جایی که دامگاه غزال رمیدگی است