صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۰۳۴
ز دین ناقصم از سبحه استغفار برخیزد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی شمارهٔ ۳۵۳
هر آن کالوند دامان مو نشانی
رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۲۸
لاد را بر بنای محکم نه
قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۵۷۷
گم کرده ایم راه و ندانیم پیشگاه
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۶۷
جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت شمارهٔ ۹۹۴
می‌کند مستی گوارا تلخی ایّام را
جمال‌الدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۵۳ - در نکوهش دنیا
الحذارای غافلان زین وحشت آباد الحذار
سعدی : غزلیات
غزل ۴۶۹
گواهی امین است بر درد من
ناصرخسرو : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲
گسستم ز دنیای جافی امل
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ اشعار ترکی
عؤمروُن نئجه گئچدی ؟
بیر اوشاقلیقدا خوش اولدوم اودا یئر گؤی قاچاراق
احمد شاملو : ترانه‌های کوچک غربت
ترانه‌ی کوچک
ــ تو کجایی؟
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۲۷ - به یکی از محبوبان که علی اکبر نام داشته نگارش رفته
این چه درد تاب نورد است و کدام رنج تیمار آورد که بر آسمان از آه آذر افروزم اختر سوخت، و در لای خیز دیده خونریزم رخت به دریا افکنده رباعی:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۱۸۱
وقت طرب و مستی هشیارانست
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۰
دادن باده حرام است به نادانی چند
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۹۵
دیدم نگار خود را، می‌گشت گرد خانه
ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۲۰
و ماه روزه درآمد و روزه بگرفتند. و سلطان مسعود حرکت کرد از نشابور در نیمه ماه رمضان این سال، و هم این روز فرمود تا قاضی صاعد را و پسرانش را و سید بو محمد علوی را و بو بکر محمشاد را و قاضی شهر و خطیب را خلعتها دادند. و امیر بهرات آمد دو روز مانده ازین ماه و در کوشک مبارک‌ فرود آمد و آنجا عیدی کرد که اقرار دادند که چنان عید هیچ ملک نکرده است. خوانی نهاده بودند سلطان را در آن بنای نو که در باغ عدنانی‌ ساخته بودند و خوانهای دیگر نهاده بودند در باغ عدنانی، سرهنگان تفاریق‌ و خیلتاشان‌ را بر آن خوان [ها] بنشاندند و شعرا شعر میخواندند. و در میان نان خوردن بزرگان درگاه که بر خوان سلطان بودند، بر پای‌ خاستند و زمین بوسه دادند و گفتند: پنج و شش ماه گذشت تا خداوند نشاط شراب نکرده است و اگر عذری بود گذشت و کارها بر مراد است، اگر رأی بزرگ خداوند بیند، نشاط فرماید . سلطان اجابت کرد و شراب خواست و بیاوردند و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنانکه همگان خرّم بازگشتند مگر سپاه سالار که هرگز شراب نخورده بود.
نجم‌الدین رازی : رباعیات
شمارهٔ ۵۸
شمع است رخ خوب تو پروانه منم
مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۱۹۸
در عشق چو من سوخته غمخور نیست
عارف قزوینی : تصنیفها
شمارهٔ ۹ - به مناسبت اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایران
ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۵۰
دهانش آرزوی تنگدستان