یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۲۹ - همت به دو کار بر یک انسان نگماشت
همت به دو کار بر یک انسان نگماشت حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۶۷ - دیشب طربی بر دل غمناکم ریخت
دیشب طربی بر دل غمناکم ریخت جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۵۷ - شب که یاد چشم مستش از غمم افزوده بود
شب که یاد چشم مستش از غمم افزوده بود ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۷۹ - نزدیک من بدویان با اهل لحسا نزدیک باشند به بیدینی
و به لحسا چندان خرما باشد که ستوران را به خرما فربه کنند که وقت باشد که زیادت از هزار من به یک دینار بدهند، و چون از لحسا سوی شمال روند به هفت فرسنگی ناحیتی است که آن را قطیف میگویند و آن نیز شهری بزرگ است و نخیل بسیار دارد، وامیری عرب به در لحسا رفته بود و یک سال آن جا نشسته و از آن چهار باره که دارد یکی ستده و خیلی غارت کرد و چیزی به دست نداشته بود با ایشان و چون مرا بدید از روی نجوم پرسید که آیا من میخواهم که لحسا بگیرم توانم یا نه که ایشان بی دینند. من هرچه مصلحت بود میگفتم و نزدیک من هم بدویان با اهل لحسا نزدیک باشند به بی دینی که آن جا کس باشد که به یک سال آب بر دست نزند و این معنی که تقریر کردم از سر بصیرت گفتم نه چیزی از اراجیف که من نه ماه در میان ایشان بودم به یک دفعه نه به تفاریق و شیر که نمی توانستم خورد و از هرکجا آب خواستمی که بخوردم شیر بر من عرض کردندی و چون نستدمی و آب خواستمی گفتندی هرکجا آب بینی آب طلب کنی که آن کس را باشد که آب باشد وایشان همه عمر هرگز گرمابه ندیده بودند و نه آب روان. قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۸۷ - ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بستهای
ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بستهای قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۱ - خدا را، ای مذکر، رحم فرما
خدا را، ای مذکر، رحم فرما جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۸۳ - گفتم چه کنی دوای دل گفتا به
گفتم چه کنی دوای دل گفتا به حسین خوارزمی : ترجیعات
شمارهٔ ۵ - ترجیع بند پنجم
الا ای گوهر بحر مصفا فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۴۳ - شهر یارم آرزو شد در دیار در دیار
شهر یارم آرزو شد در دیار در دیار جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۱۴ - با عید وصال خویش آخر باز آی
با عید وصال خویش آخر باز آی قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۸۶ - جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۴ - بس فیض که از چلیم اندوخته ام
بس فیض که از چلیم اندوخته ام قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۶۷ - یاد تو مونس شب تار دل من است
یاد تو مونس شب تار دل من است فردوسی : پادشاهی گرشاسپ
بخش ۵ - ز ترکان طلایه بسی بد براه
ز ترکان طلایه بسی بد براه قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۷۷ - حلقه بر در مزن، که راهت نیست
حلقه بر در مزن، که راهت نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۰۸ - اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست
اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۷۴ - بر بیدلان گذشت و نکرد اینطرف نگاه
بر بیدلان گذشت و نکرد اینطرف نگاه سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۲۹ - از فتنه چشم تو خور و خوابم نیست
از فتنه چشم تو خور و خوابم نیست مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۸۷ - جانم ز طرب چون شکر انباشتهای
جانم ز طرب چون شکر انباشتهای انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۸۹ - در قناعت و خویشتنداری
مرا دوستی گفت آخر کجایی
شماره ۲۹ - همت به دو کار بر یک انسان نگماشت
همت به دو کار بر یک انسان نگماشت حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۶۷ - دیشب طربی بر دل غمناکم ریخت
دیشب طربی بر دل غمناکم ریخت جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۵۷ - شب که یاد چشم مستش از غمم افزوده بود
شب که یاد چشم مستش از غمم افزوده بود ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۷۹ - نزدیک من بدویان با اهل لحسا نزدیک باشند به بیدینی
و به لحسا چندان خرما باشد که ستوران را به خرما فربه کنند که وقت باشد که زیادت از هزار من به یک دینار بدهند، و چون از لحسا سوی شمال روند به هفت فرسنگی ناحیتی است که آن را قطیف میگویند و آن نیز شهری بزرگ است و نخیل بسیار دارد، وامیری عرب به در لحسا رفته بود و یک سال آن جا نشسته و از آن چهار باره که دارد یکی ستده و خیلی غارت کرد و چیزی به دست نداشته بود با ایشان و چون مرا بدید از روی نجوم پرسید که آیا من میخواهم که لحسا بگیرم توانم یا نه که ایشان بی دینند. من هرچه مصلحت بود میگفتم و نزدیک من هم بدویان با اهل لحسا نزدیک باشند به بی دینی که آن جا کس باشد که به یک سال آب بر دست نزند و این معنی که تقریر کردم از سر بصیرت گفتم نه چیزی از اراجیف که من نه ماه در میان ایشان بودم به یک دفعه نه به تفاریق و شیر که نمی توانستم خورد و از هرکجا آب خواستمی که بخوردم شیر بر من عرض کردندی و چون نستدمی و آب خواستمی گفتندی هرکجا آب بینی آب طلب کنی که آن کس را باشد که آب باشد وایشان همه عمر هرگز گرمابه ندیده بودند و نه آب روان. قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۸۷ - ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بستهای
ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بستهای قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۱ - خدا را، ای مذکر، رحم فرما
خدا را، ای مذکر، رحم فرما جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۸۳ - گفتم چه کنی دوای دل گفتا به
گفتم چه کنی دوای دل گفتا به حسین خوارزمی : ترجیعات
شمارهٔ ۵ - ترجیع بند پنجم
الا ای گوهر بحر مصفا فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۴۳ - شهر یارم آرزو شد در دیار در دیار
شهر یارم آرزو شد در دیار در دیار جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۱۴ - با عید وصال خویش آخر باز آی
با عید وصال خویش آخر باز آی قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۸۶ - جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۴ - بس فیض که از چلیم اندوخته ام
بس فیض که از چلیم اندوخته ام قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۶۷ - یاد تو مونس شب تار دل من است
یاد تو مونس شب تار دل من است فردوسی : پادشاهی گرشاسپ
بخش ۵ - ز ترکان طلایه بسی بد براه
ز ترکان طلایه بسی بد براه قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۷۷ - حلقه بر در مزن، که راهت نیست
حلقه بر در مزن، که راهت نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۰۸ - اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست
اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۷۴ - بر بیدلان گذشت و نکرد اینطرف نگاه
بر بیدلان گذشت و نکرد اینطرف نگاه سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۲۹ - از فتنه چشم تو خور و خوابم نیست
از فتنه چشم تو خور و خوابم نیست مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۸۷ - جانم ز طرب چون شکر انباشتهای
جانم ز طرب چون شکر انباشتهای انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۸۹ - در قناعت و خویشتنداری
مرا دوستی گفت آخر کجایی