فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۱۹ - در دیدهام چه نور روانست آن یکی
در دیدهام چه نور روانست آن یکی محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۰۱ - شیخ را درویشی گفت یا شیخ دعایی در کار ما کن. شیخ ما گفت هیچ کار را مشاییاکی شایس
شیخ را درویشی گفت یا شیخ دعایی در کار ما کن. شیخ ما گفت هیچ کار را مشاییاکی شایستۀ هر کار که گشتی در بند آن ماندی و آن حجاب تو گشت از خدای تو، قاعدۀ بندگی برنیستی است تا ذرۀ اثبات در صفات تو میماند حجاب میماند. اثبات صفات خداوند است ونفی صفات بنده. موسی گفت فَارسِلْ اِلی هرُون نه از نبوت میگریخت ولکن نفی را ذوق یافته بود میگفت ما را هم درین نیستی بگذار که از بود خود سیر گشتهایم و بلاهای بسیار کشیدهایم، گفتند نبوت را نفی خلقیت میباید کی رسول صلی اللّه علیه و سلم همچنین گفت در غار کی یا جبرئیل ما را همچنین بی سر و پای بگذار و او میگفت اِقَرأ واو میگفت اَنا لَستُ بِقاریءٍ اینجا بزرگان و دنیاداران هستند ازمزدور خدیجه و یتیم بوطالب چه میخواهی؟ امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۴۰ - سبزه همان وگل و صحرا همان
سبزه همان وگل و صحرا همان انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۶۷ - شراب خواهد
ای کریمی که جرم هفت اختر خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۳ - این بوی بهارست که از صحن چمن خاست
این بوی بهارست که از صحن چمن خاست کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۳۴ - ز خجلت تا دل ما را شکسته
ز خجلت تا دل ما را شکسته فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود
خوشا عاشقی خاصه وقت جوانی رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۵۲ - ما را سر و برگ خویش و بیگانه نماند
ما را سر و برگ خویش و بیگانه نماند اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۵۶ - هر دل که درو عشق نگاری نبود
هر دل که درو عشق نگاری نبود اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۵۱ - از غایت خودپسندی و خودبینی
از غایت خودپسندی و خودبینی صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۷۹ - برس به داد دل ما که پادشاهی چند
برس به داد دل ما که پادشاهی چند صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۹۷ - فغان کآغاز عشق و آشنایی
فغان کآغاز عشق و آشنایی ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۷ - ای که در هجرت شکیبایی ز دل ها میرود
ای که در هجرت شکیبایی ز دل ها میرود اسدی توسی : گرشاسپنامه
هنرها نمودن گرشاسب پیش ضحاک
تبیره زنان لشکر آراسته فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۸۵ - چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۴ - لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنی
لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنی وحشی بافقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش امام هشتم«ع»
تا شنید از باد پیغام وصال یار گل فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آگاه شدن ویرو از آمدن موبد بهر جنگ
چو از شاه آگهی آمد به ویرو صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۰۰ - سرونازی که منم محو رخ انور او
سرونازی که منم محو رخ انور او شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۴۸۰ - قطره و دریا همه از ما بود
قطره و دریا همه از ما بود
غزل ۹۱۹ - در دیدهام چه نور روانست آن یکی
در دیدهام چه نور روانست آن یکی محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۰۱ - شیخ را درویشی گفت یا شیخ دعایی در کار ما کن. شیخ ما گفت هیچ کار را مشاییاکی شایس
شیخ را درویشی گفت یا شیخ دعایی در کار ما کن. شیخ ما گفت هیچ کار را مشاییاکی شایستۀ هر کار که گشتی در بند آن ماندی و آن حجاب تو گشت از خدای تو، قاعدۀ بندگی برنیستی است تا ذرۀ اثبات در صفات تو میماند حجاب میماند. اثبات صفات خداوند است ونفی صفات بنده. موسی گفت فَارسِلْ اِلی هرُون نه از نبوت میگریخت ولکن نفی را ذوق یافته بود میگفت ما را هم درین نیستی بگذار که از بود خود سیر گشتهایم و بلاهای بسیار کشیدهایم، گفتند نبوت را نفی خلقیت میباید کی رسول صلی اللّه علیه و سلم همچنین گفت در غار کی یا جبرئیل ما را همچنین بی سر و پای بگذار و او میگفت اِقَرأ واو میگفت اَنا لَستُ بِقاریءٍ اینجا بزرگان و دنیاداران هستند ازمزدور خدیجه و یتیم بوطالب چه میخواهی؟ امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۴۰ - سبزه همان وگل و صحرا همان
سبزه همان وگل و صحرا همان انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۶۷ - شراب خواهد
ای کریمی که جرم هفت اختر خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۳ - این بوی بهارست که از صحن چمن خاست
این بوی بهارست که از صحن چمن خاست کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۳۴ - ز خجلت تا دل ما را شکسته
ز خجلت تا دل ما را شکسته فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود
خوشا عاشقی خاصه وقت جوانی رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۵۲ - ما را سر و برگ خویش و بیگانه نماند
ما را سر و برگ خویش و بیگانه نماند اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۵۶ - هر دل که درو عشق نگاری نبود
هر دل که درو عشق نگاری نبود اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۵۱ - از غایت خودپسندی و خودبینی
از غایت خودپسندی و خودبینی صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۷۹ - برس به داد دل ما که پادشاهی چند
برس به داد دل ما که پادشاهی چند صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۹۷ - فغان کآغاز عشق و آشنایی
فغان کآغاز عشق و آشنایی ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۷ - ای که در هجرت شکیبایی ز دل ها میرود
ای که در هجرت شکیبایی ز دل ها میرود اسدی توسی : گرشاسپنامه
هنرها نمودن گرشاسب پیش ضحاک
تبیره زنان لشکر آراسته فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۸۵ - چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۴ - لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنی
لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنی وحشی بافقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش امام هشتم«ع»
تا شنید از باد پیغام وصال یار گل فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آگاه شدن ویرو از آمدن موبد بهر جنگ
چو از شاه آگهی آمد به ویرو صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۰۰ - سرونازی که منم محو رخ انور او
سرونازی که منم محو رخ انور او شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۴۸۰ - قطره و دریا همه از ما بود
قطره و دریا همه از ما بود