میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰۰ - ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویش
ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویش
سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۴ - چو هیچ می‌نکنی التفات با ما تو
چو هیچ می‌نکنی التفات با ما تو
فردوسی : پادشاهی یزدگرد
بخش ۱۷ - چو بگذشت سال ازبرم شست و پنج
چو بگذشت سال ازبرم شست و پنج
خاقانی : غزلیات
غزل ۲۱۱ - از دو عالم دامن جان درکشم هر صبح‌دم
از دو عالم دامن جان درکشم هر صبح‌دم
مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۰۵ - سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
سهراب سپهری : شرق اندوه
نه به سنگ
در جوی زمان ، در خواب تماشای تو می رویم.
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۳۱ - بر جمال دوست ما را وجد و حالی دیگرست
بر جمال دوست ما را وجد و حالی دیگرست
عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۲۴ - نامه نوشتن ارژنگ شاه به زنگبار و یاری خواستن گوید
وزین رو چه (آن دید) ارژنگ شاه
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۹۷ - تا دور شدی تو از من ای سرو روان
تا دور شدی تو از من ای سرو روان
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۹ - حریف نقش کج گر نیستی این بدقماران را
حریف نقش کج گر نیستی این بدقماران را
سعدالدین وراوینی : مرزبان‌نامه
مقدمه
حمد و ثنائی که روایحِ ذکر آن چون ثنایایِ صبح برنکهت دهان گل خنده زند و شکر و سپاسی که فوایحِ نشر آن چون نسیم صبا جعده و طرة سنبل شکند، ذات پاک کریمی را که از اَحاطت بلطایف کرمش نطق را نطاق تنگ آمده ، قدیمی که عقل ببارگاه کبریاءِ قدمش قدمی فرا پیش ننهاد، بصیری که درمشکاةِ زجاجی بصر بچراغ ادراک پرتو جمال حقیقتش نتوان دید، سمیعی که در دهلیزِ سمع از گنبدخانة وهم و خیال صدای منادیِ عظمتش نتوان شنید. زواهر علوی را با جواهرِ سفلی در یک رشتة ترتیب وجود او کشید، نهادِ آدم را که عالم اصغرست از سلسلة آفرینش در مرتبة اخری او انداخت، جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَعَالی وَ عَمَّ نَوالُهُ و تَوالی و درود و تحیّات و سلام و صلواتی که از مَهبّ انفاس رحمانی با نفحاتِ ریاض قدس همعنایی کند، بر روضة مطهّر و تربت معطّرِ خواجة وجود و نخبه و نقاوة کلّ ما هُوَ مَوجود که رحمت از سدنة خوابگاه استراحت اوست و رضوان از خزنة خلوت سرایِ سلوتِ او، رحمتش همه شب مشعلة نور درفشاند و رضوانش گرد نعلین بگیسوی حور افشاند، بر تعاقبِ ایام و لیالی متتابع و متوالی .
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۱۸ - آن شوخ که داد دلبری داد
آن شوخ که داد دلبری داد
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۵۸ - الطریقة
لافی زدم ای دوست زراه پندار
نجم‌الدین رازی : رباعیات
شماره ۷۴ - شمع ازلی دل منت پروانه
شمع ازلی دل منت پروانه
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۳۴ - انوری در جواب این قطعه گفته و او را ستوده است
به حمد و ثنا چون کنم رای نظمی
اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شماره ۴۲ - بیگانهٔ جان شد دل و خویش غم تو
بیگانهٔ جان شد دل و خویش غم تو
اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۸ - ای آمدهٔ به وعده باز آمده راست
ای آمدهٔ به وعده باز آمده راست
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۸۳ - هر که در دوست زد دامن احسان گرفت
هر که در دوست زد دامن احسان گرفت
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
زمانه کار او را میبرد پیش
زمانه کار او را میبرد پیش
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
امیر کاروان آن اعجمی کیست؟
امیر کاروان آن اعجمی کیست؟