کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۸۵ - بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است
بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است
عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
گفتگوی مردی درویش با ابراهیم ادهم دربارهٔ فقر
آن یکی دانم ز بی‌خویشی خویش
عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۲ - آغاز سخن
شکر و سپاس خداوندی را که به خداوندی سزاست، و حمد و ثنا پادشاهی را که در خداوندی سزای ثناست. خداوندی که این سقف رفیع برکشیدهٔ اوست و این فرش وضیع گستریدهٔ اوست.
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۲ - سر نهادیم بسودای کسی کاین سر ازوست
سر نهادیم بسودای کسی کاین سر ازوست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۶۳ - جان مجنون فدای لیلی بود
جان مجنون فدای لیلی بود
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۴۳ - از خمار باز آمدن جمشید
ملک در خواب صوت چنگ بشنید
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۴۹ - دل از دنیا بردار و به خانه بنشین پست
دل از دنیا بردار و به خانه بنشین پست
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۱۳ - با یاد تو روز و شب شمار است مرا
با یاد تو روز و شب شمار است مرا
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۹۳ - سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۸۶ - دل به دنبال وفا رفت و من از دنبالش
دل به دنبال وفا رفت و من از دنبالش
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۷۰ - بگشا به تبسم لب شیرین شکربار
بگشا به تبسم لب شیرین شکربار
مهدی اخوان ثالث : زمستان
نغمهٔ همدرد
آینهٔ خورشید از آن اوج بلند
سیدای نسفی : مسمطات
شماره ۶۵ - تا کی ای دل در هوای اطلس و دیبا شوی
تا کی ای دل در هوای اطلس و دیبا شوی
خیام : رباعیات
رباعی ۷۰ - بر من قلم قضا چو بی من رانند
بر من قلم قضا چو بی من رانند
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۰۵ - اگر تو عاشقی، غم را رها کن
اگر تو عاشقی، غَم را رها کُن
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۹۶ - سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت
سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۲۸ - لاد را بر بنای محکم نه
لاد را بر بنای محکم نه
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۷ - ابونصربشربن الحارث الحافی
و از ایشان بود ابونصربشربن الحارث الحافی باصل از مرو بود و ببغداد نشستی وفاتش آنجا بود و خواهرزاده علیّ بن خَشْرَم بود وفاة او اندر سنه سبع و عشرین و مأتین بود و کار او بزرگ بود و سبب توبۀ وی آن بود که اندر راه کاغذی یافت بسم اللّه برو نبشته و پای بر وی همی نهادند، برگرفت و درمی داشت غالیه خرید و آن کاغذ را مُطَیَّب گردانید و اندر شکاف دیواری نهاد، بخواب دید که هاتفی آواز داد که یا بشر نام من مُطَیَّب کردی و ما نام تو بویا کردیم اندر دنیا و آخرة.
خیام : رباعیات
رباعی ۷۱ - تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
محتشم کاشانی : قطعات
شماره ۸۹ - نخل باغ دل امیر گل‌رخ نسرین عذار
نخل باغ دل امیر گل‌رخ نسرین عذار