سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۲۰ - در دلم افتاده همچون لاله داغ تازه‌ای
در دلم افتاده همچون لاله داغ تازه‌ای
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۷۱ - سرگذشتی بشنو از من داشتم وقتی دلی
سرگذشتی بشنو از من داشتم وقتی دلی
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۹۷ - من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۰۲ - ای قامت تو سرو روانم
ای قامت تو سرو روانم
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۹۲ - ساقی هم زخم طعنه شد مستی من
ساقی هم زخم طعنه شد مستی من
جمال‌الدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۱۵ - گر شرم همی از آن و این باید داشت
گر شرم همی از آن و این باید داشت
ابوعلی عثمانی : باب ۵۳ تا آخر
بخش ۲۶ - فصل
و از کار مرید آنست که از ابناء دنیا دوری کند که صحبت با ابناء دنیا زهری قاتل است، آزموده، زیرا که ابناء دنیا ازو بهره نیابند و حال مرید از صحبت ایشان نقصان پذیرد قالَ اللّهُ تَعالی وَلاتُطِعْ مَنْ اَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا.
کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۱ - کتابه دولتخانه پادشاهی
زهی دلنشین قصر خاطر فریب
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۱۰۷ - یکباره بکش
نه ترا رای که در من نگری
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۸ - ای آنکه غم لباس جان تو گداخت
ای آنکه غم لباس جان تو گداخت
صفی علیشاه : قصاید
شماره ۱ - دلا دیدی که در درماندگی ها
دلا دیدی که در درماندگی ها
امام سجاد علیه‌السلام : صحیفه سجادیه
دعای ۱ ) دعا در توحید و ستایش حق‌تعالی
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا ابْتَدَأَ بِالدُّعَاءِ بَدَأَ بِالتَّحْمِيدِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ ، فَقَالَ
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۵۲ - یار ارچه زمن هیچ نمی آرد یاد
یار ارچه زمن هیچ نمی آرد یاد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۲۱ - دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شد
دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۱۳ - تا سرو قدش ز چشم ما پنهان شد
تا سرو قدش ز چشم ما پنهان شد
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۶۴ - رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت
رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت
سعدالدین وراوینی : باب اول
خطاب دستور با ملک زاده
چون دستور از ملک زاده فیضِ فتح الباب بیان بدید و فصل‌الخطابِ کلامِ او بشنید، دانست که ترازوی امتحان یُکرَمُ الرَّجُلُ اَویُهانُ زبانهٔ رجحان سوی ملک‌زاده خواهد گردانید، زبانهٔ از آتشِ عذاب درونش بر عذبهٔ زبان زد و گفت: ملک‌زاده مغالبت در سخن بمبالغت رسانید و مکاشحت او بمکافحت انجامید و پندارد که سبب اغماض بر عثراتِ مهذراتِ او مهارت هنر و غزارتِ دانش اوست، بلک شکوه و حشمت شهریار و اجتناب از مواقع سوء الادب مهر خاموشی بر زبان می‌نهد و گفته‌اند: قوی حالی که جرأتش نیست و خوب‌روئی که ملاحت ندارد و شجاعی که با خصم نیاویزد و توانگری که جود نورزد و دانائی که مقام تحرّز نشناسد و صاحب نسبی که بحسب فرهنگ آراسته نباشد، بهیچ کار نیاید.
بلند اقبال : بخش سوم
بخش ۳۴ - درباره ریاکاران زاهدنما
گذارند داغی به ران ستور
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۳۹ - ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت ست
ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت ست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۴۰ - هلال عید جهان را به نور خویش آراست
هلال عید جهان را به نور خویش آراست