قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۵ - در مدح حاج میرزا آقاسی طاب الله ثراه گوید
عید دان چیست لب چون عید خندان داشتن اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - مانیستیم و هستی ما هستی خداست
مانیستیم و هستی ما هستی خداست رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۵۶ - بر تو رسیده بهر دل تنگ چارهای
بر تو رسیده بهر دل تنگ چارهای طغرل احراری : غزلیات
شماره ۵ - ماه من هر گه کشاید طره لبلاب را
ماه من هر گه کشاید طره لبلاب را فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۰۳ - نسیم آهسته آهسته سحرگاه
نسیم آهسته آهسته سحرگاه ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱ - شکوه از حسود
ز شعر قدر و بها یافتند اگر شعرا شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۲۶۹ - هر که در بند نفس حیوان است
هر که در بند نفس حیوان است قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰ - و له فی المدیحه
خلق را چون آفرید از لطف خلاق جهان طغرل احراری : مخمسات
شمارهٔ ۵ - بر غزل کمال خجندی
چند تیغ ظلم را از کشتنم خونین کنی سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۴۶ - یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن
یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۸۴ - همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بی رخت
همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بی رخت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۸۴ - وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند
وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۳۳۰ - باز میافکند آن زلف کمند افکن او
باز میافکند آن زلف کمند افکن او وحشی بافقی : قطعات
شمارهٔ ۱۸ - سرتاس
ای که هر خلعتی که در بر توست میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۳۳۳ - از فکرت و اندیشه در آزار چرائی
از فکرت و اندیشه در آزار چرائی عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۹۲
آن بار که از راه صورت عاشقمیکشد حامل از راه معنی معشوقست وَحَمَلْناهُم...سراین معنی است، ایعزیز در حال مشاهده بقوت مشاهدۀ او هر بار که بر عاشق نهند بکشد و سر از زیر بار درنکشد زیرا که مست شراب مشاهده بود ودر مستی بار خلاف معهود توان کشید: الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۶ - هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم
هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۷۲ - زر خواهی و ترنج، اینک این دو رخ من
زر خواهی و ترنج، اینک این دو رخ من اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۶۹ - سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار میآید
سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار میآید رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۱ - در تغزل و مدح اتسز
ای سهی سرو رهی و قد خرامان ترا
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۵ - در مدح حاج میرزا آقاسی طاب الله ثراه گوید
عید دان چیست لب چون عید خندان داشتن اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - مانیستیم و هستی ما هستی خداست
مانیستیم و هستی ما هستی خداست رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۵۶ - بر تو رسیده بهر دل تنگ چارهای
بر تو رسیده بهر دل تنگ چارهای طغرل احراری : غزلیات
شماره ۵ - ماه من هر گه کشاید طره لبلاب را
ماه من هر گه کشاید طره لبلاب را فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۰۳ - نسیم آهسته آهسته سحرگاه
نسیم آهسته آهسته سحرگاه ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱ - شکوه از حسود
ز شعر قدر و بها یافتند اگر شعرا شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۲۶۹ - هر که در بند نفس حیوان است
هر که در بند نفس حیوان است قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰ - و له فی المدیحه
خلق را چون آفرید از لطف خلاق جهان طغرل احراری : مخمسات
شمارهٔ ۵ - بر غزل کمال خجندی
چند تیغ ظلم را از کشتنم خونین کنی سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۴۶ - یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن
یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۸۴ - همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بی رخت
همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بی رخت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۸۴ - وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند
وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۳۳۰ - باز میافکند آن زلف کمند افکن او
باز میافکند آن زلف کمند افکن او وحشی بافقی : قطعات
شمارهٔ ۱۸ - سرتاس
ای که هر خلعتی که در بر توست میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۳۳۳ - از فکرت و اندیشه در آزار چرائی
از فکرت و اندیشه در آزار چرائی عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۹۲
آن بار که از راه صورت عاشقمیکشد حامل از راه معنی معشوقست وَحَمَلْناهُم...سراین معنی است، ایعزیز در حال مشاهده بقوت مشاهدۀ او هر بار که بر عاشق نهند بکشد و سر از زیر بار درنکشد زیرا که مست شراب مشاهده بود ودر مستی بار خلاف معهود توان کشید: الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۶ - هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم
هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۷۲ - زر خواهی و ترنج، اینک این دو رخ من
زر خواهی و ترنج، اینک این دو رخ من اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۶۹ - سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار میآید
سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار میآید رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۱ - در تغزل و مدح اتسز
ای سهی سرو رهی و قد خرامان ترا