اهلی شیرازی : رباعیات
شمارهٔ ۲۸۳
روز غم اگر بکوتهی میگردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۶۱
عشقبازی کار هر حلاج دعوی دار نیست
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی شمارهٔ ۱۷
بهار آیو به صحرا و در و دشت
فایز دشتی : دوبیتی‌ها
دوبیتی شمارهٔ ۶۳
مرا شب سیل آه از دل برآید
نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۴۰ - حکایت غوک و مار
غوکی در جوار ماری وطن داشت، هرگاه که بچه کردی مار بخوردی، و او بر پنج پایکی دوستی داشت. بنزدیک او رفت و گفت: ای بذاذر، کار مرا تدبیر کن که مرا خصم قوی و دشمن مستولی پیدا آمده ست، نه با او مقاومت می‌توانم کردن و نه از اینجا تحویل، که موضع خوش و بقعت نزه است، صحن آن مرصع بزمرد و میناو مکدل ببسد و کهربا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۱۳۹
دل چون شود جدا ز سر زلف یار جمع؟
مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۰۶ - رفتن پسران سلطان به حکم آنک الانسان حریص علی ما منع ما بندگی خویش نمودیم ولیکن خوی بد تو بنده ندانست خریدن به سوی آن قلعهٔ ممنوع عنه آن همه وصیت‌ها و اندرزهای پدر را زیر پا نهادند تا در چاه بلا افتادند و می‌گفتند ایشان را نفوس لوامه الم یاتکم نذیر ایشان می‌گفتند گریان و پشیمان لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر
این سخن پایان ندارد آن فریق
سعدی : غزلیات
غزل ۲۷۵
نگفتم روزه بسیاری نپاید
سعدی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۵
هر گه که نظر بر گل رویت فکنم
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۲۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ... الآیة... فرمان خداوند عالم است، خداوندى سازنده، نوازنده داننده دارنده، بخشنده پوشنده، دلگشاى، رهنماى، سر آراى، مهر افزاى، غالب فضل، ظاهر بذل، سابق مهر، دائم ستر، خداوند جهان، داناى آشکارا و نهان، دایم بثناى خود، قائم بسزاى خود، نه افزود و نه کاست، همه آن بود که وى خواست، فرمان داد بمؤمنان فرمانى لازم و حکمى واجب وصیّتى بسزا، و به حق پیدا، بزبان کرم با خیر الامم، که قُولُوا گوئید رهیکان من، بندگان من، و چون گوئید از من گوئید، و چون خوانید مرا خوانید، همه حدیث من کنید، عهد من در جان گیرید، ایمان بمن آرید، مهر من در دل دارید، سخن من گوئید، که من نیز در ازل حدیث شما کردم، سخن شما گفتم، عطر دوستى شما سرشتم، رحمت خود را از بهر شما نبشتم.
قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۳۵۴
دلم از قصه هجران چه گوید؟
اسیری لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۸۶
روز فراق اگر ز قیامت علامت است
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۳۲
با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است
امام خمینی : غزلیات
مستی عشق
در میخانه به روی همه باز است هنوز
فروغ فرخزاد : ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...
پنجره
یک پنجره برای دیدن
مولوی : دفتر دوم
بخش ۲۲ - براه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن
آن غلامک را چو دید اهل ذکا
حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۹۰۴
صبا بگوی به یارم که باز می‌آیم
نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۳۰ - شیخ سعدی فرماید
کس بچشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
فصیحی هروی : غزلیات
شمارهٔ ۱۴
پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
مجد همگر : قصاید
شمارهٔ ۳۲
کجائی ای رخ تو نوبهار باغ جمال