بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۲ - فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآ
فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۳ - ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است
ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده
چند چند آخر دروغ و مکر تو؟ مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی
صوفییی بر میخ روزی سفره دید مولوی : دفتر ششم
بخش ۵۵ - دعوی کردن ترک و گرو بستن او کی درزی از من چیزی نتواند بردن
گفت خیاطیست نامش پور شش حافظ : غزلیات
غزل ۱۸۶ - گر می فروش حاجت رندان روا کند
گر می فروش حاجت رندان روا کند مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را بوقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث می در خم اسرار بدان میجوشد تا هر که مجردست از آن می نوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو میخوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی»
اعجمی ترکی سحر آگاه شد قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در ستایش شاهزاده ی کیوان سریر اردشیر میرزا دام اقباله فرماید
صبح آفتاب چون ز فلک سر زد افسر کرمانی : قطعات
شماره ۱ - دوشینه همی میگفت در مجلس ما چنگی
دوشینه همی میگفت در مجلس ما چنگی فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۷۴ - گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد
گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۰ - یار من بی یار کی ماند مرا
یار من بی یار کی ماند مرا نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسرو
چو صبح از خواب نوشین سر برآورد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۷ - تا رهزن خواب در سرایت نبرد
تا رهزن خواب در سرایت نبرد فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۹۷ - هر که در عشق چو من عاجز مضطر باشد
هر که در عشق چو من عاجز مضطر باشد سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۲۴ - سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد
سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد: اگر این غالب آمد، مار کُشتی و گر آن، از دشمن رَستی. سعدی : غزلیات
غزل ۲ - ای نفس خرم باد صبا
ای نفس خرم باد صبا مولوی : دفتر اول
بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد مولوی : دفتر اول
بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
جمع گشتند آن زمان جمله وحوش خاقانی : رباعیات
شماره ۸۵ - غم بر دل خاقانی ترسان بنشست
غم بر دل خاقانی ترسان بنشست مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۲ - دولتی همسایه شد، همسایگان را الصلا
دولتی همسایه شد، همسایگان را الصلا
غزل ۶۲ - فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآ
فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۳ - ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است
ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده
چند چند آخر دروغ و مکر تو؟ مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی
صوفییی بر میخ روزی سفره دید مولوی : دفتر ششم
بخش ۵۵ - دعوی کردن ترک و گرو بستن او کی درزی از من چیزی نتواند بردن
گفت خیاطیست نامش پور شش حافظ : غزلیات
غزل ۱۸۶ - گر می فروش حاجت رندان روا کند
گر می فروش حاجت رندان روا کند مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را بوقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث می در خم اسرار بدان میجوشد تا هر که مجردست از آن می نوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو میخوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی»
اعجمی ترکی سحر آگاه شد قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در ستایش شاهزاده ی کیوان سریر اردشیر میرزا دام اقباله فرماید
صبح آفتاب چون ز فلک سر زد افسر کرمانی : قطعات
شماره ۱ - دوشینه همی میگفت در مجلس ما چنگی
دوشینه همی میگفت در مجلس ما چنگی فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۷۴ - گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد
گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۰ - یار من بی یار کی ماند مرا
یار من بی یار کی ماند مرا نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسرو
چو صبح از خواب نوشین سر برآورد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۷ - تا رهزن خواب در سرایت نبرد
تا رهزن خواب در سرایت نبرد فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۹۷ - هر که در عشق چو من عاجز مضطر باشد
هر که در عشق چو من عاجز مضطر باشد سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۲۴ - سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد
سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد: اگر این غالب آمد، مار کُشتی و گر آن، از دشمن رَستی. سعدی : غزلیات
غزل ۲ - ای نفس خرم باد صبا
ای نفس خرم باد صبا مولوی : دفتر اول
بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد مولوی : دفتر اول
بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
جمع گشتند آن زمان جمله وحوش خاقانی : رباعیات
شماره ۸۵ - غم بر دل خاقانی ترسان بنشست
غم بر دل خاقانی ترسان بنشست مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۲ - دولتی همسایه شد، همسایگان را الصلا
دولتی همسایه شد، همسایگان را الصلا