طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۵۴ - مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش
مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۱۴ - به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن
به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۹۸ - در بساط آسمان خشک، همت کم بود
در بساط آسمان خشک، همت کم بود خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۰۸ - کسی که سلسلهٔ زلف مشکبو دارد
کسی که سلسلهٔ زلف مشکبو دارد فریدون مشیری : گناه دریا
گل خشکیده
بر نگه سرد من به گرمی خورشید، می نگرد هر زمان دو چشم سیاهت خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۶۹ - شمع رویت را چراغ آسمان پروانه یی ست
شمع رویت را چراغ آسمان پروانه یی ست قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۱۴ - ای برادر جامهٔ عوری طلب
ای برادر جامهٔ عوری طلب خیام : دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
رباعی ۱۳۲
* می بر کفِ من نِهْ که دلم تاب است، خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۵۱ - تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت
تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۹۸ - آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند
آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۲۸ - رکن سیم (عقد است)
و از لفظ آن چاره نیست. باید که بگوید به زبان که این به تو فروختم و خریدار گوید خریدم. یا این به تو دادم. وی گوید ستدم، یا پذیرفتم یا لفظی که معنی بیع مفهوم شود از وی اگرچه صریح نبود. پس اگر لفظ در میان نبود، پیش از دادن و ستدن نباشد، چنان که عادت است. اولیتر آن است که در محقرات این را بیع نهیم برای رخصت را که این غالب شده است و مذهب ابوحنیفه این است و گروهی از اصحاب شافعی نیز این را قولی مخرج نهاده اند در مذهب شافعی و بر این فتوی دادن بعید نیست سه سبب را: یکی آن که حاجت بدین عام شده است، دوم آن که گمان چنان است که در روزگار صحابه رضوان الله علیهم اجمعین همین عادت بوده است، چه اگر تکلف لفظ معتاد بودی بر ایشان دشوار بودی و نقل کردندی و پوشیده نماندی، سوم آن که محال نیست فعل را به جای قول نهادن چون عادت گردد، چنان که در هدیه معلوم است که آنچه به نزد صحابه و رسول (ص) بردندی تکلف ایجاب و قبول نبودی. و در همه روزگارها چنین بوده است. و چون بی لفظی تملک حاصل آید، آنجا که عوضی نیست، به حکم عادت و مجرد فعل، آنجا که عوضی بود هم محال نبود. ولیکن در هدیه فرق نبوده است میان اندک و بسیار در عادت، اما در بیع چیزی که قیمت باشد، عادت بیع بوده است به لفظ، چون ضیاع و بنده و سرای و ستور و جامه قیمتی. در چنین چیزها چون به لفظ بیع نکنند، از عادت سلف بیرون بود، ملک حاصل نیابد. خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۵۳ - بدین شوخی که تو بنیاد داری
بدین شوخی که تو بنیاد داری خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۸۸ - ای ز چشمت چشم نرگس نسخه یی امّا سقیم
ای ز چشمت چشم نرگس نسخه یی امّا سقیم خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۴۲ - بی رخ آن مه که شام زلف را درهم شکست
بی رخ آن مه که شام زلف را درهم شکست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۹۶ - ای خوشا وصل یار و فصل بهار
ای خوشا وصل یار و فصل بهار شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۹۷ - پیش از وجود آدم بودیم با تو همدم
پیش از وجود آدم بودیم با تو همدم خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۱۲ - ای مهر تو انیس دل ناتوان من
ای مهر تو انیس دل ناتوان من شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۵۶ - دریاب و بیا که نازکانه سخنی است
دریاب و بیا که نازکانه سخنی است خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۹۶ - صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۷۲ - دل جام جهان نمای عشق است
دل جام جهان نمای عشق است
شماره ۳۵۴ - مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش
مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۱۴ - به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن
به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۹۸ - در بساط آسمان خشک، همت کم بود
در بساط آسمان خشک، همت کم بود خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۰۸ - کسی که سلسلهٔ زلف مشکبو دارد
کسی که سلسلهٔ زلف مشکبو دارد فریدون مشیری : گناه دریا
گل خشکیده
بر نگه سرد من به گرمی خورشید، می نگرد هر زمان دو چشم سیاهت خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۶۹ - شمع رویت را چراغ آسمان پروانه یی ست
شمع رویت را چراغ آسمان پروانه یی ست قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۱۴ - ای برادر جامهٔ عوری طلب
ای برادر جامهٔ عوری طلب خیام : دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
رباعی ۱۳۲
* می بر کفِ من نِهْ که دلم تاب است، خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۵۱ - تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت
تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۹۸ - آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند
آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۲۸ - رکن سیم (عقد است)
و از لفظ آن چاره نیست. باید که بگوید به زبان که این به تو فروختم و خریدار گوید خریدم. یا این به تو دادم. وی گوید ستدم، یا پذیرفتم یا لفظی که معنی بیع مفهوم شود از وی اگرچه صریح نبود. پس اگر لفظ در میان نبود، پیش از دادن و ستدن نباشد، چنان که عادت است. اولیتر آن است که در محقرات این را بیع نهیم برای رخصت را که این غالب شده است و مذهب ابوحنیفه این است و گروهی از اصحاب شافعی نیز این را قولی مخرج نهاده اند در مذهب شافعی و بر این فتوی دادن بعید نیست سه سبب را: یکی آن که حاجت بدین عام شده است، دوم آن که گمان چنان است که در روزگار صحابه رضوان الله علیهم اجمعین همین عادت بوده است، چه اگر تکلف لفظ معتاد بودی بر ایشان دشوار بودی و نقل کردندی و پوشیده نماندی، سوم آن که محال نیست فعل را به جای قول نهادن چون عادت گردد، چنان که در هدیه معلوم است که آنچه به نزد صحابه و رسول (ص) بردندی تکلف ایجاب و قبول نبودی. و در همه روزگارها چنین بوده است. و چون بی لفظی تملک حاصل آید، آنجا که عوضی نیست، به حکم عادت و مجرد فعل، آنجا که عوضی بود هم محال نبود. ولیکن در هدیه فرق نبوده است میان اندک و بسیار در عادت، اما در بیع چیزی که قیمت باشد، عادت بیع بوده است به لفظ، چون ضیاع و بنده و سرای و ستور و جامه قیمتی. در چنین چیزها چون به لفظ بیع نکنند، از عادت سلف بیرون بود، ملک حاصل نیابد. خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۵۳ - بدین شوخی که تو بنیاد داری
بدین شوخی که تو بنیاد داری خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۸۸ - ای ز چشمت چشم نرگس نسخه یی امّا سقیم
ای ز چشمت چشم نرگس نسخه یی امّا سقیم خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۴۲ - بی رخ آن مه که شام زلف را درهم شکست
بی رخ آن مه که شام زلف را درهم شکست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۹۶ - ای خوشا وصل یار و فصل بهار
ای خوشا وصل یار و فصل بهار شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۹۷ - پیش از وجود آدم بودیم با تو همدم
پیش از وجود آدم بودیم با تو همدم خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۱۲ - ای مهر تو انیس دل ناتوان من
ای مهر تو انیس دل ناتوان من شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۵۶ - دریاب و بیا که نازکانه سخنی است
دریاب و بیا که نازکانه سخنی است خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۹۶ - صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۷۲ - دل جام جهان نمای عشق است
دل جام جهان نمای عشق است