سعدی : قطعات
شماره ۱۲۱ - در مدح صاحب دیوان
سفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیف
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۵۸ - چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید
چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۳۶۱ - ای نسیم صبح بوی جانفزا می‌آوری
ای نسیم صبح بوی جانفزا می‌آوری
فضولی : غزلیات
شماره ۲۲۶ - ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض
ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض
جامی : اعتقادنامه
بخش ۲۱ - اشارت به فضیلت امت و شرف آل و اصحاب او صلی الله علیه و علی آله و سلم
امت احمد از میان امم
جامی : دفتر اول
بخش ۱۳ - در بیان آنکه طمع را که از جمله آفات است با منقبت معدلت منافات است
هر که را دل به عدل شد مایل
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت
دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۴۰ - حکایت شخصی که زمین خرید و در آنجا گنجی یافت، برنداشت که از آن فروشنده است و فروشنده قبول نکرد که من زمین را و هر چه در وی بوده فروخته ام
شنیدم که در عهد نوشیروان
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۶ - هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۶ - مناجات سیم متضمن اشارت به آنکه موجب غفلت آدمی از نور شهود او دوام فیض و استمرار وجود اوست و اگر فرضا یک لحظه آن فیض منقطع شدی همه کس بر آن معنی مطلع گشتی
ای ز وجود تو نمود همه
ترانه های کودکانه : بخش اول
گل و گلدون
گل و گلدون و شکر
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۶۰ - سردار به شه گفت سپاهی از من
سردار به شه گفت سپاهی از من
عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا
نماند هیچ کریمی که پای خاطر من
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۹ - دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۷۹ - مرا گویند عاشق گرد و بیدل
مرا گویند عاشق گرد و بیدل
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۴۸ - هر کو نظرش به جاه و مال است
هر کو نظرش به جاه و مال است
جامی : دفتر اول
بخش ۱۰۴ - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مرد
پهلوانی ز پر دلان عجم
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۷۱ - شوق
بخدائی که رخت عزت او
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۰ - نور او در دیدهٔ بینا خوشی دیدیم ما
نور او در دیدهٔ بینا خوشی دیدیم ما
فضولی : غزلیات
شماره ۲۵۴ - منم که بی تو گرفتار صد بلا شده ام
منم که بی تو گرفتار صد بلا شده ام