بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۱۷ - سر تمنای پایبوسی به هر در و دشت می‌کشیدم
سر تمنای پایبوسی به هر در و دشت می‌کشیدم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۳۱ - گر چه در تعمیر جسمم غافل از دل نیستم
گر چه در تعمیر جسمم غافل از دل نیستم
خاقانی : رباعیات
شماره ۷۳ - از دست غم انفصال می‌جویی، نیست
از دست غم انفصال می‌جویی، نیست
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۹۹ - مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید
مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید
نهج البلاغه : خطبه ها
توصیف خداوند متعال
و من خطبة له عليه‌السلام و فيها يصف اللّه تعالى
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۳۸ - جانم به مرادِ دل رسیدست امشب
جانم به مرادِ دل رسیدست امشب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۷ - چشمت که همیشه چشم من تر خواهد
چشمت که همیشه چشم من تر خواهد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۵۷ - ترم چون حباب از هوایی که دارم
ترم چون حباب از هوایی که دارم
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۴۳ - از شعله آه من جهان سوخت
از شعله آه من جهان سوخت
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۳۲ - با عشق تو در جهان غم نان که خورد؟
با عشق تو در جهان غم نان که خورد؟
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۹۹ - ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۲ - زلف و رخ یار مبتلا داشت مرا
زلف و رخ یار مبتلا داشت مرا
ازرقی هروی : قصاید
شماره ۲۸ - ای دست منت تو بمن بنده در دراز
ای دست منت تو بمن بنده در دراز
اقبال لاهوری : پیام مشرق
گذشتی تیز گام ای اختر صبح
گذشتی تیز گام ای اختر صبح
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۵۱ - خسرو شیرین لبان توئی بشمایل
خسرو شیرین لبان توئی بشمایل
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۳۵ - جبههٔ‌حرص اگر چنین‌گرد ره هوس‌کشد
جبههٔ‌حرص اگر چنین‌گرد ره هوس‌کشد
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۰۶ - هر ساعت الفتی است تو را با جماعتی
هر ساعت الفتی است تو را با جماعتی
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۶۱ - دل ز ناوکهای بیداد تو پیکان را گرفت
دل ز ناوکهای بیداد تو پیکان را گرفت
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۴۵ - الهی پهنای عزت تو جای اشارت نگذاشت و قدم و حدانیت تو راه اضافت برداشت تا رهی گم
الهی پهنای عزت تو جای اشارت نگذاشت و قدم و حدانیت تو راه اضافت برداشت تا رهی گم کرد آنچه در دست داشت و نا چیز شد هر چه می پنداشت.
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۸۵ - الهی چند نهان باشی و چند پیدا ؟ که دلم حیران گشت و جان شیدا، تا کی در استتار و ت
الهی چند نهان باشی و چند پیدا ؟ که دلم حیران گشت و جان شیدا، تا کی در استتار و تجلی کیبود آن تجلی جاودانی. خداوندا چند خوانی ورانی، بگداختم در آرزوی روزی که در آن روز تو مانی، تا کی افگنی و بر گیری، این چه وعده است بدین درازی و بدین دیری.