اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شمارهٔ ۷۷
نقّاش رخت اگر نه یزدان بودی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۰۲
چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۵۴ - به دوستی ناجوانمرد نگاشته
آدمی در هر جایگاه که بارجست و راه یافت خواه فراز تخت خواه بالای دار. خوشتر آنستی که از بن دندان و میان جان نی روی دل و سرزبان بار خدا را سپاس دار آید و با نرم خوئی و گشاده روئی بر نرم و درشت و شیرین و تلخ جهان روزگذار. رازی اگر دارد هم بدو گوید و چیزی اگر خواهد هم از او جوید. همین مایه که از بند توپخانه والا رسته اند و در آشیانه درویشانه خویش از گزند توپچی و آسیب قراول با زن و فرزند و خویش و پیوند خود آسوده و آزاد نشسته همواره سپاس دار آیند و ستایش بخشایش پاک یزدان و آرام و آسایش جان و تن را پاسگزار، تا کی و به کدام دستاویز کار سردار و دیگر گرفتاران را از این زنجیر و زندان رستگاری خیزد و آزادی و آرام چاره بند و گرفتاری کند. آفتاب شهریاران را که تختش پاینده باد و بختش فزاینده، به خواست خدا مهر آمرزگاری خواهد جنبید و همگان را دیر یا زود کار از بند خواری شمار ارجمندی و کامکاری خواهد یافت. ندانم سرکار خان این شب ها و روزها با آن تب ها و سوزها در چه کار است و بر پست و بلند چرخ بازیگر به چه راه و روش روزشمار؟ بهتر آن است که زشت و زیبای کیهان را به فر بردباری و سنگ و بازوی خویشتن داری و هنگ، بر خود آسان و هموار سازند، و تلخ و شورش را که به خواست خدا دیر یا زود جام بر سنگ است و سنگ بر جام در کام جان شیرین گوار فرمایند. شامی نیست که بامش در پی نباشد و هیچ باغی نه که پیوسته کوب آزمای خزان و دی پاید، شعر: عبید زاکانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق
خدای تا خم این برکشیده ایوان کرد اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شمارهٔ ۱
سلطان خودم خدمت سلطان نکنم صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۰۱
اگر چه دردلم از ترکش است افزون تیر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۹۰
هزار شکر خدا را که چون تو دلداری امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۵۷۲
تا چند کوشی آخر در خون بیگناهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۴۳۷
ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایم صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷۳۷
از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - در تهنیت تشریف قبای بیضا ضیای شهریاری در ستایش حسینخان نظامالدوله
بوده جای یک جهان جان این قبای شهریار رشیدالدین میبدی : ۱۲- سورة یوسف- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» بدان که اقوال علما درین آیت مختلف است، قومى گفتند یوسف (ع) بآن زن همّت کرد چنان که آن زن بوى همّت کرد حتّى حلّ الهمیان و جلس منها مجلس الرّجل من المرأة، قومى گفتند همّت آن زن دیگر بود و همّت یوسف دیگر، زن همّت فاحشه داشت و در دل کرد که کام خود از وى بر دارد و یوسف همّت فرار داشت با مخاصمه، یعنى در دل کرد که از وى بگریزد یا با وى برآویزد و فرمان وى نبرد. قومى گفتند معنى همت آرزوى بود که در دل آید بطبع بشرى بى اختیار و بى کسب بنده و بنده باین مأخوذ نباشد که این در تحت تکلیف نیاید، پس این همّت نه از یوسف زلّت بود نه از آن زن، بلى زلّت زن بدان بود که عقد و نیّت بدان پیوست و عزم کرد بر تحقیق آن همّت و خطرت و این عزم کسب بود لا جرم بدان مأخوذ بود. قال ابن المبارک قلت لسفیان: ا یؤخذ العبد بالهمّة؟ قال اذا کان عزما أخذ بها. و فى الخبر: من هم بسیّئة و لم یعملها لم تکتب علیه. هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۳۸- ابوالفوارس شاه بن شجاع الکرمانی، رضی اللّه عنه
و منهم: شاه شیوخ و تغیر از روزگار او منسوخ، ابوالفوارس شاه بن شجاع الکرمانی، رضی اللّه عنه بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۹
لب جوییکه از عکس توپردازیست آبش را نورعلیشاه : بخش اول
شمارهٔ ۱۴۸
هر نقش که بر لوح قضا خامه تقدیر صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۵۵
شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیخت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۲۲
از هوس چون شمعگر سر بر هوا برداشتم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۵۴
درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۸
و نیکوتر آنکه سیرتهای گذشتگان را امام ساخته شود و تجارب متقدمان را نمودار عادات خویش گردانیده آید. که اگر در هر باب ممارست خویش را معتبر دارد عمر در محنت گزارد. با آنچه گویند «در هر زیانی زیرکیی است» لکن از وجه قیاس آن موافق تر که زیان دیگران دیده باشد و سود از تجارب ایشان برداشته شود، چه اگر از این طریق عدول افتد هر روز مکروهی باید دید، و چون تجارب اتقیانی حاصل آمد هنگام رحلت باشد. ملکالشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۳۷
زاغی می گفت اگر بمیرد شهباز
شمارهٔ ۷۷
نقّاش رخت اگر نه یزدان بودی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۰۲
چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۵۴ - به دوستی ناجوانمرد نگاشته
آدمی در هر جایگاه که بارجست و راه یافت خواه فراز تخت خواه بالای دار. خوشتر آنستی که از بن دندان و میان جان نی روی دل و سرزبان بار خدا را سپاس دار آید و با نرم خوئی و گشاده روئی بر نرم و درشت و شیرین و تلخ جهان روزگذار. رازی اگر دارد هم بدو گوید و چیزی اگر خواهد هم از او جوید. همین مایه که از بند توپخانه والا رسته اند و در آشیانه درویشانه خویش از گزند توپچی و آسیب قراول با زن و فرزند و خویش و پیوند خود آسوده و آزاد نشسته همواره سپاس دار آیند و ستایش بخشایش پاک یزدان و آرام و آسایش جان و تن را پاسگزار، تا کی و به کدام دستاویز کار سردار و دیگر گرفتاران را از این زنجیر و زندان رستگاری خیزد و آزادی و آرام چاره بند و گرفتاری کند. آفتاب شهریاران را که تختش پاینده باد و بختش فزاینده، به خواست خدا مهر آمرزگاری خواهد جنبید و همگان را دیر یا زود کار از بند خواری شمار ارجمندی و کامکاری خواهد یافت. ندانم سرکار خان این شب ها و روزها با آن تب ها و سوزها در چه کار است و بر پست و بلند چرخ بازیگر به چه راه و روش روزشمار؟ بهتر آن است که زشت و زیبای کیهان را به فر بردباری و سنگ و بازوی خویشتن داری و هنگ، بر خود آسان و هموار سازند، و تلخ و شورش را که به خواست خدا دیر یا زود جام بر سنگ است و سنگ بر جام در کام جان شیرین گوار فرمایند. شامی نیست که بامش در پی نباشد و هیچ باغی نه که پیوسته کوب آزمای خزان و دی پاید، شعر: عبید زاکانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق
خدای تا خم این برکشیده ایوان کرد اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شمارهٔ ۱
سلطان خودم خدمت سلطان نکنم صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۰۱
اگر چه دردلم از ترکش است افزون تیر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۹۰
هزار شکر خدا را که چون تو دلداری امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۵۷۲
تا چند کوشی آخر در خون بیگناهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۴۳۷
ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایم صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷۳۷
از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - در تهنیت تشریف قبای بیضا ضیای شهریاری در ستایش حسینخان نظامالدوله
بوده جای یک جهان جان این قبای شهریار رشیدالدین میبدی : ۱۲- سورة یوسف- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» بدان که اقوال علما درین آیت مختلف است، قومى گفتند یوسف (ع) بآن زن همّت کرد چنان که آن زن بوى همّت کرد حتّى حلّ الهمیان و جلس منها مجلس الرّجل من المرأة، قومى گفتند همّت آن زن دیگر بود و همّت یوسف دیگر، زن همّت فاحشه داشت و در دل کرد که کام خود از وى بر دارد و یوسف همّت فرار داشت با مخاصمه، یعنى در دل کرد که از وى بگریزد یا با وى برآویزد و فرمان وى نبرد. قومى گفتند معنى همت آرزوى بود که در دل آید بطبع بشرى بى اختیار و بى کسب بنده و بنده باین مأخوذ نباشد که این در تحت تکلیف نیاید، پس این همّت نه از یوسف زلّت بود نه از آن زن، بلى زلّت زن بدان بود که عقد و نیّت بدان پیوست و عزم کرد بر تحقیق آن همّت و خطرت و این عزم کسب بود لا جرم بدان مأخوذ بود. قال ابن المبارک قلت لسفیان: ا یؤخذ العبد بالهمّة؟ قال اذا کان عزما أخذ بها. و فى الخبر: من هم بسیّئة و لم یعملها لم تکتب علیه. هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۳۸- ابوالفوارس شاه بن شجاع الکرمانی، رضی اللّه عنه
و منهم: شاه شیوخ و تغیر از روزگار او منسوخ، ابوالفوارس شاه بن شجاع الکرمانی، رضی اللّه عنه بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۹
لب جوییکه از عکس توپردازیست آبش را نورعلیشاه : بخش اول
شمارهٔ ۱۴۸
هر نقش که بر لوح قضا خامه تقدیر صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۵۵
شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیخت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۲۲
از هوس چون شمعگر سر بر هوا برداشتم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۵۴
درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۸
و نیکوتر آنکه سیرتهای گذشتگان را امام ساخته شود و تجارب متقدمان را نمودار عادات خویش گردانیده آید. که اگر در هر باب ممارست خویش را معتبر دارد عمر در محنت گزارد. با آنچه گویند «در هر زیانی زیرکیی است» لکن از وجه قیاس آن موافق تر که زیان دیگران دیده باشد و سود از تجارب ایشان برداشته شود، چه اگر از این طریق عدول افتد هر روز مکروهی باید دید، و چون تجارب اتقیانی حاصل آمد هنگام رحلت باشد. ملکالشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۳۷
زاغی می گفت اگر بمیرد شهباز