سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۴۴۴
نگهش خاطر آگاه نماند در دل
رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۹
کسی چون تو بلا هرگز ندیده است
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۴۹
جنون تا بداد اسیران رسیده
صغیر اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۶
کردیم اگرچه عمر بیهوده تلف
نیر تبریزی : لآلی منظومه
بخش ۱۱ - نوحهٔ ترکی زبانحال مادر جناب قاسم علیه السلام
ایتدی غم طغیان سرور قلب ناشادیم اویان
فیض کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۸۱
ما را ره توفیق نمودند و بریدیم
وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۳۰ - صفت کلاه دوز
سرگرم کلاه هر که گردید
سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۲۹۴
ز هجرش جان به کار آمد نیامد
یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۱۵ - به یکی از منسوبان به اردکان نوشته
در خان حاجی کمال به درد زانوئی دستان بازوی نیرم نیرو گرفتارم و از پرستاران بیش از رنج زانو شکنج آزمای آسیب و آزار، اندیشه مندم در این سختی بمیرم و از بدبختی بار دیگر دیدار دوستان اردکان، ویژه سرکار خداوندی حاجی محمد علی که چرخ بلندش خاک پست و هوش دانشمندش بنده یزدان پرست باد، روزی نشود. با همه خستگی و درد خواستم از در آزمون بارنامه ای بر فرهنگ پارسی بنیاد نهم. دل خسته و دست شکسته پایمرد و دستیاری نکرد. ناگزر روان از گزارش و خامه از نگارش بازداشته رشته دراز درائی کوتاه و خود را بیش از این در سر کار یاران که سرسبزی باغ امیدند چشم سپید و روسیاه نپسندیدم، ندانم چرخه ها که در بند رضای برادر آقا رضا و کوزه که در دست ارجمند کامران رجب بود، به کوشش سرکار رستگی و در بیابانک با دست چرخه بازان و شیره خرمای بلیس و بند از پیوستگی یافت یا نه.
فیض کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۵۵
بود گر در ما تو تنها در آئی
ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۱۶۴ - در زیر عکس جناب منتظم الدوله آقای مصطفی قلیخان فیروزکوهی نوشتم
منتظم الدوله فیروز بخت
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۱
تا با تو توئی بود دوئی خواهد بود
ابوالفرج رونی : رباعیات
شمارهٔ ۲
ای محتمشان حضرت آنید شما
اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۷۰۹
فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
فیض کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۹۷
دل و جان منزل جانانه کردم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۵
قومی به جهان ز حب دینی محظوظ
قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۷۳
هرچند کمر به جستجو باید بست
عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۶۷ - در وصف آتش و مدح سلطان محمود
بفروز و بسوز پیش خویش امشب
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۳
آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
فیض کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۴۲
دلا برخیز و پائی بر بساط خود نمائی زن