انوری : غزلیات
غزل ۶۳ - یار دل در میان نمی‌آرد
یار دل در میان نمی‌آرد
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۹۶
اگر کار باختیار عاشق بود اتحاد بود و جمع زیرا که او را احتراق در پرتو انوار جمال خوشتر از بقا بود در تفرقه و دوئی و اگر باختیار معشوق بود فراق بود و هجر زیرا که او را از کمال جلال پروای یگانگی نبود با کس لَاحْتَرقَتُ سُبُحاتُ وَجْهِهِ عبارت از آنست غیرت میگوید:
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح حاجی اسدالله خان شیرازی
دوشینه چون‌کشید شه زنگ لشکرا
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۰۴۸ - چه سود ازین که چو یوسف عزیز خواهم شد؟
چه سود ازین که چو یوسف عزیز خواهم شد؟
هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۱۷ - یار آمد و یار دل‌نواز آمد باز
یار آمد و یار دل‌نواز آمد باز
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۲ - قاصد به حیرت‌کن ادا تمهید پیغام مرا
قاصد به حیرت‌کن ادا تمهید پیغام مرا
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۴۴ - دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام
دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۹۳ - سیه مستی فراز آمد به راهم
سیه مستی فراز آمد به راهم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۷۸ - دارم تنی ز دست غمت چون سبوی خشک
دارم تنی ز دست غمت چون سبوی خشک
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
اندر پند دادن شاه موبد ویس را و سرزنش کردن
چو با رامین سخنها گفت به گوی
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ اشعار ترکی
قاصد
ســـن یاریمین قاصدی سـن
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۷ - درزی
رشته بر پا دلبر درزی شبی آمد مرا
قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۷۷ - هرگناهی که خودکند جبری
هرگناهی که خودکند جبری
مسعود سعد سلمان : غزلیات
شماره ۱۴ - بدم دوش با آن نیازی به هم
بدم دوش با آن نیازی به هم
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۴ - گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۶۳ - تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۷ - نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۱۲۱ - نمودن امام اصحاب گرام مقامات و درجات هر یک را دربهشت
نه درسر- به جز شور دلدارشان
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - د‌ر مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غا‌زی و جناب حاجی میرزا آقاسی گوید
بود این نکته در حکمت‌سر‌ای غیب برهانی
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۶۸ - آن کس که برای فقر بربست کمر
آن کس که برای فقر بربست کمر