عطار نیشابوری : بخش دوازدهم
(۵) حکایت دیوانه که رازی با حق گفت
یکی دیوانهٔ کو بود در بند شیخ بهایی : مثنویات پراکنده
شماره ۸ - چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال
چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۰۶ - در عشق چه به ز بردباری ای دل
در عشق چه به ز بردباری ای دل ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۳۵ - روز الست جرعه عشقت چشیده ایم
روز الست جرعه عشقت چشیده ایم عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۱۳ - بر خاک تو چون بنفشهام سر در بر
بر خاک تو چون بنفشهام سر در بر یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۵۷ - به آقا محمدرضا عطار نراقی داماد میرزا حسن مطرب نوشته
یار دیرین و مهر پرورد بی کینم آقا محمدرضا؛ نامه نامی که پخته سخته سنجان با شیوه شیوا گفتارش هنجار خامی داشت، جان اندوهگین را رامشی گشاده دامان و آرامشی فراخ آستین بخشود، ساز شادکامی آهنگ راستی ساخت و رنج کاهش سر در کاستی آورد. درستی های کار و آب و رنگ بازار خود را از پیشکار نراق سفارش نامه خواسته و نگارشی دراز رشته در انجام این فرمایش آراسته. چون هیچم از هیچ رهگذر با آن قجر آقا آشنائی و آمیزش نبود به شگفتی سخت فرو ماندم که نام و نشانش از که جویم و پس از جستن با مردی ناشناخت به کدام راه و روش سخن گویم از آنجا که نیک بختی ها و به افتاد کار سرکار است، در کوی فروغ دیده و چراغ دوده میرزا حسن دیدار دانای راز آگاهی حکیم الهی دست داد، و داستانی از بندگی های تو و خداوندی های ایشان در میان آمده، اندک اندک افسانه سفارش نامه بر زبان رفت، از آنجا که مردانگی های اوست آذرآسا برافروخت و در من گرفت که آبت آتش و خاکت بر باد چرا تاکنون این راز در پرده نهفتی و با من که چاره اندیش آشکار و نهانم باز نگفتی. قجر آقا را آشنای دیرینه ام و دیرینه مهری بی کینه، کاش از آن پیش که هنگامه چشمداشت دراز افتد و جان مستمند گرامی دوست به رنج و دلنگرانی انباز آید. می گفتی و می شنفتم و سفارش نامه چنانکه پائی از گل کشد و خاری از دل می گرفتم. ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۳۷ - بس که یاد آن لب و دندان چون دُر می کنم
بس که یاد آن لب و دندان چون دُر می کنم ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۷۷ - ای روی تو آیینه انوار تجلّی
ای روی تو آیینه انوار تجلّی ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۱ - ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل
ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۷۳ - جز خم زلفت دلم پناه ندارد
جز خم زلفت دلم پناه ندارد عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۲۵ - از شدت دست تنگی و محنت برد
از شدت دست تنگی و محنت برد ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۳۸ - به رویت گر نظر کردیم ، کردیم
به رویت گر نظر کردیم ، کردیم ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۸ - ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم
ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲۶ - چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - خلقی به صد احترام میخوانندم
خلقی به صد احترام میخوانندم ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۴ - ای ز خطت غالیه پر مشک ناب
ای ز خطت غالیه پر مشک ناب خاقانی : رباعیات
شماره ۲۰۶ - ای بدر همال قدر خورشید جمال
ای بدر همال قدر خورشید جمال ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۰۶ - ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص
ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۳ - تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم
تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
(۵) حکایت دیوانه که رازی با حق گفت
یکی دیوانهٔ کو بود در بند شیخ بهایی : مثنویات پراکنده
شماره ۸ - چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال
چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۰۶ - در عشق چه به ز بردباری ای دل
در عشق چه به ز بردباری ای دل ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۳۵ - روز الست جرعه عشقت چشیده ایم
روز الست جرعه عشقت چشیده ایم عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۱۳ - بر خاک تو چون بنفشهام سر در بر
بر خاک تو چون بنفشهام سر در بر یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۵۷ - به آقا محمدرضا عطار نراقی داماد میرزا حسن مطرب نوشته
یار دیرین و مهر پرورد بی کینم آقا محمدرضا؛ نامه نامی که پخته سخته سنجان با شیوه شیوا گفتارش هنجار خامی داشت، جان اندوهگین را رامشی گشاده دامان و آرامشی فراخ آستین بخشود، ساز شادکامی آهنگ راستی ساخت و رنج کاهش سر در کاستی آورد. درستی های کار و آب و رنگ بازار خود را از پیشکار نراق سفارش نامه خواسته و نگارشی دراز رشته در انجام این فرمایش آراسته. چون هیچم از هیچ رهگذر با آن قجر آقا آشنائی و آمیزش نبود به شگفتی سخت فرو ماندم که نام و نشانش از که جویم و پس از جستن با مردی ناشناخت به کدام راه و روش سخن گویم از آنجا که نیک بختی ها و به افتاد کار سرکار است، در کوی فروغ دیده و چراغ دوده میرزا حسن دیدار دانای راز آگاهی حکیم الهی دست داد، و داستانی از بندگی های تو و خداوندی های ایشان در میان آمده، اندک اندک افسانه سفارش نامه بر زبان رفت، از آنجا که مردانگی های اوست آذرآسا برافروخت و در من گرفت که آبت آتش و خاکت بر باد چرا تاکنون این راز در پرده نهفتی و با من که چاره اندیش آشکار و نهانم باز نگفتی. قجر آقا را آشنای دیرینه ام و دیرینه مهری بی کینه، کاش از آن پیش که هنگامه چشمداشت دراز افتد و جان مستمند گرامی دوست به رنج و دلنگرانی انباز آید. می گفتی و می شنفتم و سفارش نامه چنانکه پائی از گل کشد و خاری از دل می گرفتم. ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۳۷ - بس که یاد آن لب و دندان چون دُر می کنم
بس که یاد آن لب و دندان چون دُر می کنم ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۷۷ - ای روی تو آیینه انوار تجلّی
ای روی تو آیینه انوار تجلّی ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۱ - ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل
ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۷۳ - جز خم زلفت دلم پناه ندارد
جز خم زلفت دلم پناه ندارد عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۲۵ - از شدت دست تنگی و محنت برد
از شدت دست تنگی و محنت برد ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۳۸ - به رویت گر نظر کردیم ، کردیم
به رویت گر نظر کردیم ، کردیم ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۸ - ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم
ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲۶ - چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - خلقی به صد احترام میخوانندم
خلقی به صد احترام میخوانندم ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۴ - ای ز خطت غالیه پر مشک ناب
ای ز خطت غالیه پر مشک ناب خاقانی : رباعیات
شماره ۲۰۶ - ای بدر همال قدر خورشید جمال
ای بدر همال قدر خورشید جمال ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۰۶ - ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص
ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۳ - تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم
تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم