فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۴۷۰ - شب چارده غلامی ز مه تمام داری
شب چارده غلامی ز مه تمام داری مولوی : رباعیات
رباعی ۵۴۷ - ایام وصال یار گوئی که نبود
ایام وصال یار گوئی که نبود مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۱۹ - هم در ستایش او
آمد صفر امروز چو دی رفت محرم جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۶۷ - شیخ ابوعامر
خسروا زاصطبل تو کو معمور باد میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۸ - عشق تو برد هوش من غم فزوده را
عشق تو برد هوش من غم فزوده را فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۴۵ - دل در اندیشهٔ آن زلف گره گیر افتاد
دل در اندیشهٔ آن زلف گره گیر افتاد عطار نیشابوری : بخش چهلم
الحكایة و التمثیل
آن یکی اعرابئی از عشق مست نهج البلاغه : حکمت ها
روش تبریک تولد نوزاد
وَ هَنَّأَ بِحَضْرَتِهِ رَجُلٌ رَجُلاً بِغُلاَمٍ وُلِدَ لَهُ فَقَالَ لَهُ لِيَهْنِئْكَ اَلْفَارِسُ فَقَالَ عليهالسلام لاَ تَقُلْ ذَلِكَ وَ لَكِنْ قُلْ شَكَرْتَ اَلْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِي اَلْمَوْهُوبِ وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رُزِقْتَ بِرَّهُ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۱۱ - در انتهای کار خود از ابتدا ببین
در انتهای کار خود از ابتدا ببین طغرل احراری : غزلیات
شماره ۵۶ - حیات طغرل از عشق حبیب است
حیات طغرل از عشق حبیب است اوحدی مراغهای : جام جم
در تحقیق زیارت قبور
نور با جان اگر چه همرنگست مولوی : رباعیات
رباعی ۳۶۰ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۲۲ - دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۷۵ - تا کی بود از غمت بلا بر دل من
تا کی بود از غمت بلا بر دل من نظامی عروضی : مقالت سوم: در علم نجوم و غزارت منجم در آن علم
بخش ۹ - حکایت هشت - بی اعتقادی خیام به احکام نجوم
حکایت: اگرچه حکم حجة الحق عمر بدیدم اما ندیدم او را در احکام نجوم هیچ اعتقادی و از بزرگان هیچ کس ندیدم و نشنیدم که در احکام اعتقادی داشت، در زمستان سنهٔ ثمان و خمسمایة بشهر مرو سلطان کس فرستاد بخواجهٔ بزرگ صدر الدین محمد بن المظفر رحمه الله که خواجه امام عمر را بگوی تا اختیاری کند که بشکار رویم که اندرآن چند روز برف و باران نیاید و خواجه امام عمر در صحبت خواجه بود و در سرای او فرود آمدی خواجه کس فرستاد و او را بخواند و ماجرا با وی بگفت برفت و دو روز در آن کرد و اختیاری نیکو کرد و خود برفت و با اختیار سلطان را برنشاند و چون سلطان بر نشست و یک بانگ زمین برفت ابر در کشید و باد برخاست و برف و دمه درایستاد خندها کردند سلطان خواست که بازگردد خواجه امام گفت پادشاه دل فارغ دارد که همین ساعت ابر باز شود و درین پنج روز هیچ نم نباشد سلطان براند و ابر باز شد و در آن پنج روز هیچ نم نبود و کس ابر ندید، احکام نجوم اگرچه صنعتی معروف است اعتماد را نشاید و باید که منجم در آن اعتماد دوری نکند و هر حکم که کند حواله با قضا کند، هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۴۱- ابوعبداللّه محمّد بن الفضل البلخی، رضی اللّه عنه
و منهم: اختیار اهل حرمین و جملهٔ مشایخ را قرّة عین، ابوعبداللّه محمد ابن الفضل البلخی، رضی اللّه عنه همام تبریزی : غزلیات
شماره ۵۳ - مگر سنگین دل است و جان ندارد
مگر سنگین دل است و جان ندارد باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۹۴ - خور آئین چهرهات افروتهتر بی
خور آئین چهرهات افروتهتر بی سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - بر در تو عاشقان دارند کار
بر در تو عاشقان دارند کار سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۲ - زخم زدن بانو گشسب بر رستم
چو بانو در آن جنگ پیکار دید
غزل ۴۷۰ - شب چارده غلامی ز مه تمام داری
شب چارده غلامی ز مه تمام داری مولوی : رباعیات
رباعی ۵۴۷ - ایام وصال یار گوئی که نبود
ایام وصال یار گوئی که نبود مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۱۹ - هم در ستایش او
آمد صفر امروز چو دی رفت محرم جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۶۷ - شیخ ابوعامر
خسروا زاصطبل تو کو معمور باد میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۸ - عشق تو برد هوش من غم فزوده را
عشق تو برد هوش من غم فزوده را فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۴۵ - دل در اندیشهٔ آن زلف گره گیر افتاد
دل در اندیشهٔ آن زلف گره گیر افتاد عطار نیشابوری : بخش چهلم
الحكایة و التمثیل
آن یکی اعرابئی از عشق مست نهج البلاغه : حکمت ها
روش تبریک تولد نوزاد
وَ هَنَّأَ بِحَضْرَتِهِ رَجُلٌ رَجُلاً بِغُلاَمٍ وُلِدَ لَهُ فَقَالَ لَهُ لِيَهْنِئْكَ اَلْفَارِسُ فَقَالَ عليهالسلام لاَ تَقُلْ ذَلِكَ وَ لَكِنْ قُلْ شَكَرْتَ اَلْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِي اَلْمَوْهُوبِ وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رُزِقْتَ بِرَّهُ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۱۱ - در انتهای کار خود از ابتدا ببین
در انتهای کار خود از ابتدا ببین طغرل احراری : غزلیات
شماره ۵۶ - حیات طغرل از عشق حبیب است
حیات طغرل از عشق حبیب است اوحدی مراغهای : جام جم
در تحقیق زیارت قبور
نور با جان اگر چه همرنگست مولوی : رباعیات
رباعی ۳۶۰ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۲۲ - دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۷۵ - تا کی بود از غمت بلا بر دل من
تا کی بود از غمت بلا بر دل من نظامی عروضی : مقالت سوم: در علم نجوم و غزارت منجم در آن علم
بخش ۹ - حکایت هشت - بی اعتقادی خیام به احکام نجوم
حکایت: اگرچه حکم حجة الحق عمر بدیدم اما ندیدم او را در احکام نجوم هیچ اعتقادی و از بزرگان هیچ کس ندیدم و نشنیدم که در احکام اعتقادی داشت، در زمستان سنهٔ ثمان و خمسمایة بشهر مرو سلطان کس فرستاد بخواجهٔ بزرگ صدر الدین محمد بن المظفر رحمه الله که خواجه امام عمر را بگوی تا اختیاری کند که بشکار رویم که اندرآن چند روز برف و باران نیاید و خواجه امام عمر در صحبت خواجه بود و در سرای او فرود آمدی خواجه کس فرستاد و او را بخواند و ماجرا با وی بگفت برفت و دو روز در آن کرد و اختیاری نیکو کرد و خود برفت و با اختیار سلطان را برنشاند و چون سلطان بر نشست و یک بانگ زمین برفت ابر در کشید و باد برخاست و برف و دمه درایستاد خندها کردند سلطان خواست که بازگردد خواجه امام گفت پادشاه دل فارغ دارد که همین ساعت ابر باز شود و درین پنج روز هیچ نم نباشد سلطان براند و ابر باز شد و در آن پنج روز هیچ نم نبود و کس ابر ندید، احکام نجوم اگرچه صنعتی معروف است اعتماد را نشاید و باید که منجم در آن اعتماد دوری نکند و هر حکم که کند حواله با قضا کند، هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۴۱- ابوعبداللّه محمّد بن الفضل البلخی، رضی اللّه عنه
و منهم: اختیار اهل حرمین و جملهٔ مشایخ را قرّة عین، ابوعبداللّه محمد ابن الفضل البلخی، رضی اللّه عنه همام تبریزی : غزلیات
شماره ۵۳ - مگر سنگین دل است و جان ندارد
مگر سنگین دل است و جان ندارد باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۹۴ - خور آئین چهرهات افروتهتر بی
خور آئین چهرهات افروتهتر بی سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - بر در تو عاشقان دارند کار
بر در تو عاشقان دارند کار سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۲ - زخم زدن بانو گشسب بر رستم
چو بانو در آن جنگ پیکار دید