مولوی : دفتر اول
بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر
قوم گُفتَندَش که چندین گاهْ ما صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۴۹ - تجدید مطلع
ای دریغا دل من کان صنم سیمین بر جهان ملک خاتون : مقطعات
شماره ۸ - به کنج مدرسه ای کز دلم خراب ترست
به کنج مدرسه ای کز دلم خراب ترست عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۱۷ - گه در وصف دین یگانهای میجویی
گه در وصف دین یگانهای میجویی اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۵ - صبحدمان از می گل بوی مست
صبحدمان از می گل بوی مست اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - هر چند باده قوت دل و شربت گل است
هر چند باده قوت دل و شربت گل است اقبال لاهوری : جاویدنامه
اشتراک و ملوکیت
صاحب سرمایه از نسل خلیل نهج البلاغه : خطبه ها
هشدار به عثمان نسبت به شکایت مردم
و من كلام له عليهالسلام لما اجتمع الناس إليه و شكوا ما نقموه على عثمان و سألوه مخاطبته لهم و استعتابه لهم فدخل عليه فقال آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۸۸ - بگاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی
بگاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۹ - مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش عجله و سستى
وَ قَالَ عليهالسلام مِنَ اَلْخُرْقِ اَلْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ اَلْإِمْكَانِ وَ اَلْأَنَاةُ بَعْدَ اَلْفُرْصَةِ یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۸ - به دوستی نگاشته
سرور من تا اکنون که نیمه ماه است گاهت انباز امام اصفهانی می دانستم گاه دمساز نجف بیک مازندرانی. هم بدان خانه هم بدین لانه خاک می رفتم و سنگ می سفتم. یکی از یاران گفت آنرا که به سر پویائی و به جان جویان، دیری است از آن کیش نوآئین برگشت، و با دست و دندان در آهنگ کهن که شیوه پیش بود آویخت. پیشوای مازندرانی را باژگون نماز آورد و پیروان وارون پوی ویرا دور و نزدیک در ستود و بدسرود. رنجیده بدرود ری کرد و چار اسبه انداز جی. بیش از اندازه دست دریغ گزیدم تا چرا چندین گاهم از دید دوست و شنید این مایه رویداد دیری دوری رست و با یک جهان بینائی و شنوائی کری و کوری. نه به دیدارت بخش نگاهی یافتم نه در بزمت بار در خواه بخشایش گناهی. رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۷۶ - بر هبک نهاده جام باده
بر هبک نهاده جام باده میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۲ - خواهم که مرا روز حساب ای ساقی
خواهم که مرا روز حساب ای ساقی فریدون مشیری : گناه دریا
بعد از من
مرا عمری به دنبالت کشاندی مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۹۷ - چون دل جانا بنشین بنشین
چون دلْ جانا بِنِشین بِنِشین شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۶۰ - چه خوشحالی که می یابم جمالش
چه خوشحالی که می یابم جمالش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۷ - ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را
ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۲۷ - به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر
قوم گُفتَندَش که چندین گاهْ ما صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۴۹ - تجدید مطلع
ای دریغا دل من کان صنم سیمین بر جهان ملک خاتون : مقطعات
شماره ۸ - به کنج مدرسه ای کز دلم خراب ترست
به کنج مدرسه ای کز دلم خراب ترست عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۱۷ - گه در وصف دین یگانهای میجویی
گه در وصف دین یگانهای میجویی اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۵ - صبحدمان از می گل بوی مست
صبحدمان از می گل بوی مست اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - هر چند باده قوت دل و شربت گل است
هر چند باده قوت دل و شربت گل است اقبال لاهوری : جاویدنامه
اشتراک و ملوکیت
صاحب سرمایه از نسل خلیل نهج البلاغه : خطبه ها
هشدار به عثمان نسبت به شکایت مردم
و من كلام له عليهالسلام لما اجتمع الناس إليه و شكوا ما نقموه على عثمان و سألوه مخاطبته لهم و استعتابه لهم فدخل عليه فقال آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۸۸ - بگاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی
بگاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۹ - مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش عجله و سستى
وَ قَالَ عليهالسلام مِنَ اَلْخُرْقِ اَلْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ اَلْإِمْكَانِ وَ اَلْأَنَاةُ بَعْدَ اَلْفُرْصَةِ یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۸ - به دوستی نگاشته
سرور من تا اکنون که نیمه ماه است گاهت انباز امام اصفهانی می دانستم گاه دمساز نجف بیک مازندرانی. هم بدان خانه هم بدین لانه خاک می رفتم و سنگ می سفتم. یکی از یاران گفت آنرا که به سر پویائی و به جان جویان، دیری است از آن کیش نوآئین برگشت، و با دست و دندان در آهنگ کهن که شیوه پیش بود آویخت. پیشوای مازندرانی را باژگون نماز آورد و پیروان وارون پوی ویرا دور و نزدیک در ستود و بدسرود. رنجیده بدرود ری کرد و چار اسبه انداز جی. بیش از اندازه دست دریغ گزیدم تا چرا چندین گاهم از دید دوست و شنید این مایه رویداد دیری دوری رست و با یک جهان بینائی و شنوائی کری و کوری. نه به دیدارت بخش نگاهی یافتم نه در بزمت بار در خواه بخشایش گناهی. رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۷۶ - بر هبک نهاده جام باده
بر هبک نهاده جام باده میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۲ - خواهم که مرا روز حساب ای ساقی
خواهم که مرا روز حساب ای ساقی فریدون مشیری : گناه دریا
بعد از من
مرا عمری به دنبالت کشاندی مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۹۷ - چون دل جانا بنشین بنشین
چون دلْ جانا بِنِشین بِنِشین شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۶۰ - چه خوشحالی که می یابم جمالش
چه خوشحالی که می یابم جمالش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۷ - ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را
ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۲۷ - به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم