صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۰۹۵ - ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوش
ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوش
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق کسی که کار خوبی برای تو نموده است
وأما حق ذى المعروف عليك فأن تشكره و تذكر معروفه و تنشر له المقالة الحسنة وتخلص له الدعاء فيما بينك وبين الله سبحانه؛ فإنك إذا فعلت ذلك كنت شكرته سرا وعلانية ؛ ثم إن أمكن مكافأته بالفعل كافأته وإلا كنت مرصدا له موطنا نفسك عليها
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۲۶ - هر که ز حور پرسدت رخ بنما که هم چنین
هر کِه زِ حور پُرسَدَت رُخ بِنَما که هم چُنین
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۵۱ - بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای
بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۰۳ - سحرگه باد نوروزی چو از گلزار می آید
سحرگه باد نوروزی چو از گلزار می آید
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۸۱ - وله ایضا
امام ملّت و مفتیّ مشرق و مغرب
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۵۸ - دست چون عیسی زدنیا پاک می باید فشاند
دست چون عیسی زدنیا پاک می باید فشاند
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۳۸ - لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۷۹ - شهید خنده زخمم ‌که تیغ‌ همدم اوست
شهید خنده زخمم ‌که تیغ‌ همدم اوست
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۸۱ - در کوی تو هیچ کس ره آسان نبرد
در کوی تو هیچ کس ره آسان نبرد
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۴۱ - نه چون چشم تو دیدم چشم مستی
نه چون چشم تو دیدم چشم مستی
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۴۷ - وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند
وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند
سعدی : غزلیات
غزل ۵۹۰ - عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی
عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۱۳ - عالم بیخبری بود بهشت آبادم
عالم بیخبری بود بهشت آبادم
ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۱۲۱ - حاج باقر جان بقر بودی چرا بیقور گشتی
حاج باقر جان بقر بودی چرا بیقور گشتی
سنایی غزنوی : الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
التمثّل فی‌الاشتیاق الی المشهد المعظّم المراة الصالحة خیرٌ من الفـ رجل سوء
بود در شهر کوفه پیرزنی
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۲ - اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴ - بترانه ی ندیمان نتوان ربود ما را
بترانه ی ندیمان نتوان ربود ما را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۹۵ - در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است
در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۹۳ - فلک ز لنگر من باوقار می گردد
فلک ز لنگر من باوقار می گردد