حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۷۸۹
جان را سپند ساز و به آتش نثار شو ایرانشان : کوشنامه
بخش ۳۴ - پاسخ مهانش
مهانش شنید و سرافگند پیش سعدی : غزلیات
غزل ۵۲۲
تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۳
با زلفت از بوهمسری چون مشک تاتاری کند نصرالله منشی : باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی
بخش ۱۷
چون زاغ ملاطفت باخه در باب موش بشنود تازه ایستاد ,واو را گفت: شادکردی مرا و همیشه از جانب تو این معهود است. و تو هم بمکارم خویش بنازد و شاد و خرم زی ,چه سزاوار کسی بمسرت و ارتیاح اوست که جانب او دوستان را ممهد باشد ,و بهر وقت جماعتی از برادران در شفقت و رعایت و اهتمام و حمایت او روزگار گذارند ,و او درهای مکرمت و مجاملت را بریشان گشاده دارد ,و در اجابت التماس و قضای حاجت ایشان اهتزاز و استبشار واجب بیند؛و زبان نبوت از این معنی عبارت میفرماید که خیار کم احاسنکم اخلاقا الموطوون اکنافا الذین یالفون و یولفون. سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۲
ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۷۵
نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی عطار نیشابوری : بخش هشتم
الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه در بغداد شد صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۱۹
شد استخوان ز دور فلک توتیا مرا صائب تبریزی : مطالع
شمارهٔ ۱۴
نیست پروای کدورت دل بی کینه ما را فردوسی : جمشید
بخش ۲
یکی مرد بود اندر آن روزگار عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۲۶
بی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارم اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شمارهٔ ۴۶
من بندهٔ آنم که دلی برباید بلند اقبال : بخش چهارم
بخش ۸ - در نصیحت اهل غرور و عاقبت امور
ای که مغروری به جاه ومال خود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۰
یار ما را یار بسیارست تا او یار کیست میرزا حبیب خراسانی : سایر اشعار
شماره ۲۶ - مناجات نامه
الهی! به مستان جام شهود صامت بروجردی : اشعار مصیبت
شمارهٔ ۱۸ - در مدح ثامن الائمه علیهمالسلام
ماهرخا ابتدای فصل بهار است غبار همدانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۹
خم می افلاک و جامش آفتاب و ارض عالم میکده حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۲۰
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۸۴
به شکرخنده بتا نرخ شکر میشکنی
شمارهٔ ۷۸۹
جان را سپند ساز و به آتش نثار شو ایرانشان : کوشنامه
بخش ۳۴ - پاسخ مهانش
مهانش شنید و سرافگند پیش سعدی : غزلیات
غزل ۵۲۲
تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۳
با زلفت از بوهمسری چون مشک تاتاری کند نصرالله منشی : باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی
بخش ۱۷
چون زاغ ملاطفت باخه در باب موش بشنود تازه ایستاد ,واو را گفت: شادکردی مرا و همیشه از جانب تو این معهود است. و تو هم بمکارم خویش بنازد و شاد و خرم زی ,چه سزاوار کسی بمسرت و ارتیاح اوست که جانب او دوستان را ممهد باشد ,و بهر وقت جماعتی از برادران در شفقت و رعایت و اهتمام و حمایت او روزگار گذارند ,و او درهای مکرمت و مجاملت را بریشان گشاده دارد ,و در اجابت التماس و قضای حاجت ایشان اهتزاز و استبشار واجب بیند؛و زبان نبوت از این معنی عبارت میفرماید که خیار کم احاسنکم اخلاقا الموطوون اکنافا الذین یالفون و یولفون. سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۲
ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۷۵
نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی عطار نیشابوری : بخش هشتم
الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه در بغداد شد صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۱۹
شد استخوان ز دور فلک توتیا مرا صائب تبریزی : مطالع
شمارهٔ ۱۴
نیست پروای کدورت دل بی کینه ما را فردوسی : جمشید
بخش ۲
یکی مرد بود اندر آن روزگار عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۲۶
بی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارم اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شمارهٔ ۴۶
من بندهٔ آنم که دلی برباید بلند اقبال : بخش چهارم
بخش ۸ - در نصیحت اهل غرور و عاقبت امور
ای که مغروری به جاه ومال خود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۰
یار ما را یار بسیارست تا او یار کیست میرزا حبیب خراسانی : سایر اشعار
شماره ۲۶ - مناجات نامه
الهی! به مستان جام شهود صامت بروجردی : اشعار مصیبت
شمارهٔ ۱۸ - در مدح ثامن الائمه علیهمالسلام
ماهرخا ابتدای فصل بهار است غبار همدانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۹
خم می افلاک و جامش آفتاب و ارض عالم میکده حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۲۰
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۸۴
به شکرخنده بتا نرخ شکر میشکنی