ملکالشعرای بهار : گزیده اشعار
دیگران کاشتند و ...
شاه انوشیروان به موسم دی عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۲۰۸
تا بود سراسیمه دلم در به دری بود انوری : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۶۰
چندان که مرا دلبر من رنجاند زرتشت : ویسپرد
کرده شانزدهم
...................................................................................................................................................« سر آغاز کرده 13 وبندهای 1و2 کرده 14» بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۰۲
سحر ز شرم رخت مطلعی به تاب رساندم اقبال لاهوری : پس چه باید کرد؟
تمهید
پیر رومی مرشد روشن ضمیر عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۳۰۳
دل بشد فرزانه و عقل از فسون دلگیر شد شیخ بهایی : مقطعات
شمارهٔ ۷
مستان که گام در حرم کبریا نهند شاه نعمتالله ولی : مفردات
شمارهٔ ۱۷۰
عارفانش خوانده اند این حضرت جمع وجود آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۳
نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست فصیحی هروی : رباعیات
شمارهٔ ۱
در دیده مور اگر روم چون عنقا ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۲ - راه وصول به مقصد
ای برادر این ره بازار نیست شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعهٔ شمارهٔ ۲۸
اندکی ذوق اگر کسی را هست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۸۴
سراغ عیش ز عمر نمانده میگیرم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۲۸
پدید نیست اسیران عشق را خانه امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۵۳
ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم رشیدالدین میبدی : ۱۵- سورة الحجر- مکیة
۱ - النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: بنام او که زبانها گویا شده بنام او، جانها شیدا شده بنام او، بیگانه آشنا شده بنام او، زشتیها زیبا شده بنام او، کارها هویدا شده بنام او، راهها پیدا شده بنام او. بنام او که چشمهاى مشتاقان گریان بنام او، دلهاى عارفان سوزان بنام او، سرّهاى والهان خروشان بنام او، تنهاى عاشقان پیچان بنام او. بنام او که جانها اسیر پیغام او، عارف افتاده بدام او، مشتاق مست مهر از جام او، طوبى کسى را که ازین جام شربتى کشید، یا درین راه منزلى برید، دل وى بنور اعظم افروخته و بروح انس زنده و بعزّ وصال فرخنده، گهى در حیرت شهود مکاشف جلال، گهى در بحر وجود غرقه لطف و جمال، بزبان ناز و دلال همىگوید: اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۰۶
من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز سعدی : غزلیات
غزل ۶۲۲
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شمارهٔ ۴۵
ره رَو اگر او زراه رَو آگه شد
دیگران کاشتند و ...
شاه انوشیروان به موسم دی عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۲۰۸
تا بود سراسیمه دلم در به دری بود انوری : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۶۰
چندان که مرا دلبر من رنجاند زرتشت : ویسپرد
کرده شانزدهم
...................................................................................................................................................« سر آغاز کرده 13 وبندهای 1و2 کرده 14» بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۰۲
سحر ز شرم رخت مطلعی به تاب رساندم اقبال لاهوری : پس چه باید کرد؟
تمهید
پیر رومی مرشد روشن ضمیر عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۳۰۳
دل بشد فرزانه و عقل از فسون دلگیر شد شیخ بهایی : مقطعات
شمارهٔ ۷
مستان که گام در حرم کبریا نهند شاه نعمتالله ولی : مفردات
شمارهٔ ۱۷۰
عارفانش خوانده اند این حضرت جمع وجود آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۳
نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست فصیحی هروی : رباعیات
شمارهٔ ۱
در دیده مور اگر روم چون عنقا ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۲ - راه وصول به مقصد
ای برادر این ره بازار نیست شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعهٔ شمارهٔ ۲۸
اندکی ذوق اگر کسی را هست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۸۴
سراغ عیش ز عمر نمانده میگیرم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۲۸
پدید نیست اسیران عشق را خانه امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۵۳
ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم رشیدالدین میبدی : ۱۵- سورة الحجر- مکیة
۱ - النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: بنام او که زبانها گویا شده بنام او، جانها شیدا شده بنام او، بیگانه آشنا شده بنام او، زشتیها زیبا شده بنام او، کارها هویدا شده بنام او، راهها پیدا شده بنام او. بنام او که چشمهاى مشتاقان گریان بنام او، دلهاى عارفان سوزان بنام او، سرّهاى والهان خروشان بنام او، تنهاى عاشقان پیچان بنام او. بنام او که جانها اسیر پیغام او، عارف افتاده بدام او، مشتاق مست مهر از جام او، طوبى کسى را که ازین جام شربتى کشید، یا درین راه منزلى برید، دل وى بنور اعظم افروخته و بروح انس زنده و بعزّ وصال فرخنده، گهى در حیرت شهود مکاشف جلال، گهى در بحر وجود غرقه لطف و جمال، بزبان ناز و دلال همىگوید: اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۰۶
من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز سعدی : غزلیات
غزل ۶۲۲
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شمارهٔ ۴۵
ره رَو اگر او زراه رَو آگه شد