آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۳
نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست فصیحی هروی : رباعیات
شمارهٔ ۱
در دیده مور اگر روم چون عنقا ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۲ - راه وصول به مقصد
ای برادر این ره بازار نیست شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعهٔ شمارهٔ ۲۸
اندکی ذوق اگر کسی را هست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۸۴
سراغ عیش ز عمر نمانده میگیرم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۲۸
پدید نیست اسیران عشق را خانه امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۵۳
ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم رشیدالدین میبدی : ۱۵- سورة الحجر- مکیة
۱ - النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: بنام او که زبانها گویا شده بنام او، جانها شیدا شده بنام او، بیگانه آشنا شده بنام او، زشتیها زیبا شده بنام او، کارها هویدا شده بنام او، راهها پیدا شده بنام او. بنام او که چشمهاى مشتاقان گریان بنام او، دلهاى عارفان سوزان بنام او، سرّهاى والهان خروشان بنام او، تنهاى عاشقان پیچان بنام او. بنام او که جانها اسیر پیغام او، عارف افتاده بدام او، مشتاق مست مهر از جام او، طوبى کسى را که ازین جام شربتى کشید، یا درین راه منزلى برید، دل وى بنور اعظم افروخته و بروح انس زنده و بعزّ وصال فرخنده، گهى در حیرت شهود مکاشف جلال، گهى در بحر وجود غرقه لطف و جمال، بزبان ناز و دلال همىگوید: اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۰۶
من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز سعدی : غزلیات
غزل ۶۲۲
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شمارهٔ ۴۵
ره رَو اگر او زراه رَو آگه شد امام خمینی : غزلیات
خِرقه فقر
بر در میکدهام دست فشان خواهی دید ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳
دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۴۵
گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۸۷
سفله با جاه نیزهیچکس است بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۹
آزاد تر از بلبل باغست دل ما بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۸۵
زغم جان می دهم چون دلربای خود نمی بینم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۸۹
خانهٔ دل ز غیر خالی کن اسدی توسی : گرشاسپنامه
شگفتی جزیره هر دو زور و خوشی هوا و زمین
همه کوهش از رنگ گل ناپدید محمد بن منور : فصل دوم - در حالت وفاتِ شیخ
بخش ۲
و ما وقت صبح به غسل مشغول شدیم و شیخ گفته بود کی این کرباس نیمی میزر کنید ونیمی بدوش ما درگ یرید و ما دروطاء ماپیچید و زیادت مکنید.
شمارهٔ ۲۴۳
نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست فصیحی هروی : رباعیات
شمارهٔ ۱
در دیده مور اگر روم چون عنقا ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۲ - راه وصول به مقصد
ای برادر این ره بازار نیست شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعهٔ شمارهٔ ۲۸
اندکی ذوق اگر کسی را هست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۸۴
سراغ عیش ز عمر نمانده میگیرم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۲۸
پدید نیست اسیران عشق را خانه امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۵۳
ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم رشیدالدین میبدی : ۱۵- سورة الحجر- مکیة
۱ - النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: بنام او که زبانها گویا شده بنام او، جانها شیدا شده بنام او، بیگانه آشنا شده بنام او، زشتیها زیبا شده بنام او، کارها هویدا شده بنام او، راهها پیدا شده بنام او. بنام او که چشمهاى مشتاقان گریان بنام او، دلهاى عارفان سوزان بنام او، سرّهاى والهان خروشان بنام او، تنهاى عاشقان پیچان بنام او. بنام او که جانها اسیر پیغام او، عارف افتاده بدام او، مشتاق مست مهر از جام او، طوبى کسى را که ازین جام شربتى کشید، یا درین راه منزلى برید، دل وى بنور اعظم افروخته و بروح انس زنده و بعزّ وصال فرخنده، گهى در حیرت شهود مکاشف جلال، گهى در بحر وجود غرقه لطف و جمال، بزبان ناز و دلال همىگوید: اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۰۶
من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز سعدی : غزلیات
غزل ۶۲۲
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شمارهٔ ۴۵
ره رَو اگر او زراه رَو آگه شد امام خمینی : غزلیات
خِرقه فقر
بر در میکدهام دست فشان خواهی دید ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳
دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۴۵
گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۸۷
سفله با جاه نیزهیچکس است بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۹
آزاد تر از بلبل باغست دل ما بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۸۵
زغم جان می دهم چون دلربای خود نمی بینم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۸۹
خانهٔ دل ز غیر خالی کن اسدی توسی : گرشاسپنامه
شگفتی جزیره هر دو زور و خوشی هوا و زمین
همه کوهش از رنگ گل ناپدید محمد بن منور : فصل دوم - در حالت وفاتِ شیخ
بخش ۲
و ما وقت صبح به غسل مشغول شدیم و شیخ گفته بود کی این کرباس نیمی میزر کنید ونیمی بدوش ما درگ یرید و ما دروطاء ماپیچید و زیادت مکنید.