ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت نوزدهم - حب جاه، شهرت، و ریاست
و حقیقت «جاه»، تسخیر قلوب مردم و مالک شدن دلهای ایشان است همچنان که مالداری، تسخیر اعیان و درهم و دینار و ضیاع و عقار و غلام و کنیز و امثال آنها است و در وقتی که دلها مسخر کسی می گردند که اعتقاد صفت کمالی در حق آن کس نماید، خواه آن صفت کمال واقعی باشد چون علم و عبادت و تقوی و زهد و شجاعت و سخاوت و امثال اینها یا اینکه به اعتقاد مردم و خیال ایشان آن را کمال تصور نموده باشند چون: سلطنت و ولایت و منصب و ریاست پو غنا و مال و حسن و جمال و امثال اینها. سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۹
چشم مخمور تو تا در خواب مستی خفته است کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۴۱۲
دوستانم سگ تو میخوانند بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۶۲
تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع امیر معزی : قصاید
شمارهٔ ۲۸۰
ای نگاری که به حسن از تو زند حور مثل حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۹
حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟ رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى:ثَلُ ما یُنْفِقُونَ حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۴
فکندم چاکها در جیب جان بی تابی خود را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۸
تا نفس باقی است دردل رنگکلفت مضمراست حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۹۹۴
با پای لطف نگارا به کوی ما گذری کن عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۲۷۲
هر کس که در بهار به صحرا برون رود عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۳۹
عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۶۹
مرا باز اتفاق افتاد عشق سرو بالایی قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۹
.............................. هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲
ای باده ز خون من به جامت ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۴۴
چند توانت بود مردم (را) به زبان میازار. سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۲
کسی که بار غم عشق آن پسر کشدا فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۳۸
یارم گره از کار بافغان نگشاد هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰
امروز مرا غیر پریشانی نیست امیر معزی : قصاید
شمارهٔ ۱۲
همیشه باد بقا و سلامت بُت ما
صفت نوزدهم - حب جاه، شهرت، و ریاست
و حقیقت «جاه»، تسخیر قلوب مردم و مالک شدن دلهای ایشان است همچنان که مالداری، تسخیر اعیان و درهم و دینار و ضیاع و عقار و غلام و کنیز و امثال آنها است و در وقتی که دلها مسخر کسی می گردند که اعتقاد صفت کمالی در حق آن کس نماید، خواه آن صفت کمال واقعی باشد چون علم و عبادت و تقوی و زهد و شجاعت و سخاوت و امثال اینها یا اینکه به اعتقاد مردم و خیال ایشان آن را کمال تصور نموده باشند چون: سلطنت و ولایت و منصب و ریاست پو غنا و مال و حسن و جمال و امثال اینها. سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۹
چشم مخمور تو تا در خواب مستی خفته است کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۴۱۲
دوستانم سگ تو میخوانند بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۶۲
تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع امیر معزی : قصاید
شمارهٔ ۲۸۰
ای نگاری که به حسن از تو زند حور مثل حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۹
حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟ رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى:ثَلُ ما یُنْفِقُونَ حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۴
فکندم چاکها در جیب جان بی تابی خود را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۸
تا نفس باقی است دردل رنگکلفت مضمراست حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۹۹۴
با پای لطف نگارا به کوی ما گذری کن عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۲۷۲
هر کس که در بهار به صحرا برون رود عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۳۹
عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۶۹
مرا باز اتفاق افتاد عشق سرو بالایی قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۹
.............................. هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲
ای باده ز خون من به جامت ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۴۴
چند توانت بود مردم (را) به زبان میازار. سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۲
کسی که بار غم عشق آن پسر کشدا فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۳۸
یارم گره از کار بافغان نگشاد هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰
امروز مرا غیر پریشانی نیست امیر معزی : قصاید
شمارهٔ ۱۲
همیشه باد بقا و سلامت بُت ما