شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۶۶ - هر کسی کو دلیل او باشد
هر کسی کو دلیل او باشد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۶ - نخل شمعیم‌که در شعله دود ریشهٔ ما
نخل شمعیم‌که در شعله دود ریشهٔ ما
سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۵ - دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
در شرح احوال خود و خواب دیدن حضرت مولی و شفا دادن او را فرماید
بودم اندر تون بوقت کودکی
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۵۷ - برو ای عقل بس محال مگو
برو ای عقل بس محال مگو
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۵۳ - روزی که قدسیان گل آدم سرشته اند
روزی که قدسیان گل آدم سرشته اند
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۳۷ - ای دوست ز من طمع مکن غمخواری
ای دوست ز من طمع مکن غمخواری
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۴ - ویران ز چشمی شد خانه ما
ویران ز چشمی شد خانه ما
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۴۴ - در ذم غرور به مال
مشو خاقانیا مغرور دولت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۶۵ - گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی
گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی
سهراب سپهری : شرق اندوه
تا گل هیچ
می رفتیم، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سیاه !
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۷۸۴ - دیده بسیار نگه کرد به هر بام و دری
دیده بسیار نگه کرد به هر بام و دری
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۰ - ای خجلت ماه ختنی جان منی
ای خجلت ماه ختنی جان منی
مولانا خالد نقشبندی : رباعیات
رباعی سوم
ای آنکه ز کنهت همه کس حیرانند
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۴ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ الایة سمع فهم دیگر است و سمع خطاب دیگر. آن بیحرمتان و بیگانگان چون از سمع فهم و قبول محروم بودند، سمع خطاب ایشان را سود نداشت. سمع فهم آنست که در دل جاى گیرد، و قبول در آن پیوندد، و یقین در آن بیفزاید. اگر سالها این طنطنه حروف بسمع خطاب میرسد تا قلقله یافت بسمع جان نرسد، سودى ندارد. آن بو جهل رانده مقهور حکم ازل گشته رفتى و سر بر آستانه مسجد رسول خدا (ص) نهادى، و قرآن از رسول (ص) بسمع ظاهر بشنیدى، اما دلش یک حرف بخود راه ندادى، که قفل نومیدى بر آن زده بودند، و مهر شقاوت بر آن نهاده، و آن دیگر مطرود مهجور ولید مغیره چون قرآن شنید، گفت: «و اللَّه ان لقوله لحلاوة، و ان علیه لطلاوة، و ان اصله لمغدق، و ان اعلاه لمثمر». گفت: این سخن که محمد میخواند سخنى شیرین و پر آفرین است، بالاش چون درخت میوه‏دار، و زیر چون چشمه آب حیات. بظاهر چنین میگفت، و باطنى داشت خراب که حرفى از آن بدل خود راه مى‏نداد، تا بدانى که اعتبار بباطن است، و حقیقت این کار یافت است و قبول. اگر هزاران کس بعمارت ظاهر مشغول شوند، آن عمارت ایشان خرابى یک دل جبر نکند، و بکار نیاید، و اگر یک دل آبادان بود، پاسبان اقلیمى باشد، همه را در حمایت عز خویش گیرد.
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ و ازیشان کس است که مى‏نیوشد بگوش سر بتو وَ جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً و ما بر دلهاى ایشان پوششها و غلافها افکنده‏ایم أَنْ یَفْقَهُوهُ که حق را دریاوندى وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً و در گوشهاى ایشان از حق شنیدن گرانى و بار افکندیم وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ و اگر هر نشانى که ما نمودیم به بینند لا یُؤْمِنُوا بِها بآن هم بنگروند. حَتَّى إِذا جاؤُکَ تا آن گه که آیند بتو، یُجادِلُونَکَ پیکار مى‏کنند با تو، و حق را باز میدهند یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا ایشان که کافر گشتند میگویند إِنْ هذا إِلَّا أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ (۲۵) نیست این مگر افسانهاى پیشینیان.
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: قُلْ أَ غَیْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا ابعد ما اکرمنى بجمیل ولایته اتولى غیره؟! و بعد ما وقع علىّ ضیاء عنایته انظر فى الدارین الى سواه؟! پس از آنکه آفتاب عنایت و رعایت از درگاه جلال و عزت بر ما تافت، و بى ما کار ما در دو جهان بساخت، و بمهر سرمدى دل ما بیفروخت، و بزیور انس بیاراست، و این تشریف داد که در صدر قبول گهى مهد ناز ما میکشند که «لعمرک»، گهى قبضه صفت بحکم عنایت بیان صیقل آئینه دل ما مى‏کند که: أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ، گهى مستوفى دیوان ازل و ابد حوالت قبول و ردّ خلق با درگاه ما میکند که: ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. با این همه دولت و مرتبت و عنایت و رعایت چون سزد که دلم تقاضاى دیگرى کند! یا بدنیا و عقبى نظرى کند! لا جرم دنیا را گفت: «مالى و للدنیا»! عقبى را گفت: ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‏، نه دنیا و نه عقبى بلکه دیدار مولى.
مولوی : غزلیات
غزل ۷۷۴ - به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
به میانِ دلْ خیالِ مَهِ دِلْگُشا دَرآمَد
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: قُلْ بگو أَ غَیْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا جز از اللَّه خداى گیرم فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ کردگار آسمانها و زمینها وَ هُوَ یُطْعِمُ و اوست که میخوراند وَ لا یُطْعَمُ و او را نخورانند، قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ بگو مرا فرمودند أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ که نخست کس باشم که گردن نهد، وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (۱۴) و هان که از انباز گیرندگان نباشى.
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ الایة.