جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۸۸ - ترک وصل یار گفتن مشکلست
ترک وصل یار گفتن مشکلست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۵۸ - از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد
از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۱۰ - نالهای با اثر هوس دارم
نالهای با اثر هوس دارم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۱۳ - زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده عطار نیشابوری : بخش هجدهم
(۱۰) حکایت شیخ ابوسعید با قمار باز
بصحرا رفت شیخ مهنه ناگاه عبید زاکانی : عبید زاکانی
موش و گربه
اگر داری تو عقل و دانش و هوش مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۳۸ - ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۷۸ - دعوت عشق است اینکه بار نیابی
دعوت عشق است اینکه بار نیابی ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۷۱ - شاید که حال و کار دگر سان کنم
شاید که حال و کار دگر سان کنم حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۳۸ - می رود صید دلم، سخت کمانی در پی
می رود صید دلم، سخت کمانی در پی فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۰ - ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم میرمید از من
ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم میرمید از من باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۳۶۰ - نگار تازه خیز ما کجایی
نگار تازه خیز ما کجایی عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۶۷ - نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می آید
نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴ - نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما
نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۶۹
فردا عاشقان جمال او در بهشت انگشت گزان روند و در دوزخ انگشت زنان روند، در بهشت ذکرشان اَلْحُنّانُ الْمَنّانُ باشد در دوزخ ذکرشان اَلْقَهَّارُ الجَبَّارُ باشد زیرا که دانند که قهاری او از نعمت حجاب سازد و رحمت او از آتش بوستان کند چون در شاهد یافتند که نعمت این جهان را حجاب اهل نعمت کرد تا در غلبۀ نعمت از منعم محجوب شدند و دیدند که در عین آتش خلیل را بحضرت خود مکاشف گردانید تا بواسطۀ آن آتش گلستان گشت. ای درویش آن را که در نعمت هلاک کنند نعمت زحمت او شود و آن را که در آتش بخود مکاشف گرداند فردوساوگردد حکیم گوید: صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۰۶ - از گهرسنجی این جوهریان نزدیک است
از گهرسنجی این جوهریان نزدیک است اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
عروس زندگی در خلوتش غیر
عروس زندگی در خلوتش غیر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۴۴ - عارفانی که ما به ما جویند
عارفانی که ما به ما جویند خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد
چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد اقبال لاهوری : پیام مشرق
ترا از خویشتن بیگانه سازد
ترا از خویشتن بیگانه سازد
شماره ۱۸۸ - ترک وصل یار گفتن مشکلست
ترک وصل یار گفتن مشکلست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۵۸ - از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد
از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۱۰ - نالهای با اثر هوس دارم
نالهای با اثر هوس دارم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۱۳ - زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده عطار نیشابوری : بخش هجدهم
(۱۰) حکایت شیخ ابوسعید با قمار باز
بصحرا رفت شیخ مهنه ناگاه عبید زاکانی : عبید زاکانی
موش و گربه
اگر داری تو عقل و دانش و هوش مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۳۸ - ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۷۸ - دعوت عشق است اینکه بار نیابی
دعوت عشق است اینکه بار نیابی ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۷۱ - شاید که حال و کار دگر سان کنم
شاید که حال و کار دگر سان کنم حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۳۸ - می رود صید دلم، سخت کمانی در پی
می رود صید دلم، سخت کمانی در پی فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۰ - ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم میرمید از من
ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم میرمید از من باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۳۶۰ - نگار تازه خیز ما کجایی
نگار تازه خیز ما کجایی عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۶۷ - نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می آید
نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴ - نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما
نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۶۹
فردا عاشقان جمال او در بهشت انگشت گزان روند و در دوزخ انگشت زنان روند، در بهشت ذکرشان اَلْحُنّانُ الْمَنّانُ باشد در دوزخ ذکرشان اَلْقَهَّارُ الجَبَّارُ باشد زیرا که دانند که قهاری او از نعمت حجاب سازد و رحمت او از آتش بوستان کند چون در شاهد یافتند که نعمت این جهان را حجاب اهل نعمت کرد تا در غلبۀ نعمت از منعم محجوب شدند و دیدند که در عین آتش خلیل را بحضرت خود مکاشف گردانید تا بواسطۀ آن آتش گلستان گشت. ای درویش آن را که در نعمت هلاک کنند نعمت زحمت او شود و آن را که در آتش بخود مکاشف گرداند فردوساوگردد حکیم گوید: صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۰۶ - از گهرسنجی این جوهریان نزدیک است
از گهرسنجی این جوهریان نزدیک است اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
عروس زندگی در خلوتش غیر
عروس زندگی در خلوتش غیر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۴۴ - عارفانی که ما به ما جویند
عارفانی که ما به ما جویند خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد
چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد اقبال لاهوری : پیام مشرق
ترا از خویشتن بیگانه سازد
ترا از خویشتن بیگانه سازد