بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۷۵ - به خوان لذت دنیاگزند بسیار است
به خوان لذت دنیاگزند بسیار است عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۴۱ - صف کشیدن لشکر با همدیگر در برابر همدیگر گوید
دلیران ببستند ساز نبرد قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۷۴ - من صید زخمخورده از پا فتادهام
من صید زخمخورده از پا فتادهام قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۱۵ - در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من
در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۲۸ - مائیم به امر، پای ناآورده
مائیم به امر، پای ناآورده اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۰۶ - تا بکی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
تا بکی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او عنصری بلخی : رباعیات
شماره ۵ - ابروت به زه کرده کمان آمد راست
ابروت به زه کرده کمان آمد راست اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۴ - هر چند که روشنی فزاید خورشید
هر چند که روشنی فزاید خورشید نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۳۳ - هان ای معلم تا کی باکراه
هان ای معلم تا کی باکراه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۶۰ - اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم
اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۵ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ الآیة... جلیل و جبّار، خداوند بزرگوار، کردگار نامدار، جلّ جلاله، و عظم شأنه پیش از ایجاد عالم، و پیش از خلق آدم، بعلم قدیم خود دانست که از فرزندان آدم سزاوار نبوت و ولایت کیست؟ و اهل محبت و شایسته رسالت کیست؟ اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ. قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۴۳ - گر چو شمع آتش برآید از گریبان کسی
گر چو شمع آتش برآید از گریبان کسی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۳۲ - نه دیر مانع و نیکعبه حایل افتادست
نه دیر مانع و نیکعبه حایل افتادست صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۹۰ - چون برآید دل ز قید زلف عنبرفام او؟
چون برآید دل ز قید زلف عنبرفام او؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۴ - چون به خاطر آن دو لعل آبدار آید مرا
چون به خاطر آن دو لعل آبدار آید مرا صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۲۶۹ - چون صبح، خنده با جگر چاک میزنیم
چون صبح، خنده با جگر چاک میزنیم عطار نیشابوری : بخش یازدهم
الحكایة و التمثیل
میدوید آن عامی زیر و زبر بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۲۹ - عاقبتدر حلقهٔآن زلف، دل جا میکند
عاقبتدر حلقهٔآن زلف، دل جا میکند قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۳۷ - جلایر بر دعا کن ختم، عرضت
جلایر بر دعا کن ختم، عرضت مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۳۲ - من چشم ترا بسته به کین میبینم
من چشم ترا بسته به کین میبینم
غزل ۴۷۵ - به خوان لذت دنیاگزند بسیار است
به خوان لذت دنیاگزند بسیار است عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۴۱ - صف کشیدن لشکر با همدیگر در برابر همدیگر گوید
دلیران ببستند ساز نبرد قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۷۴ - من صید زخمخورده از پا فتادهام
من صید زخمخورده از پا فتادهام قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۱۵ - در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من
در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۲۸ - مائیم به امر، پای ناآورده
مائیم به امر، پای ناآورده اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۰۶ - تا بکی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
تا بکی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او عنصری بلخی : رباعیات
شماره ۵ - ابروت به زه کرده کمان آمد راست
ابروت به زه کرده کمان آمد راست اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۴ - هر چند که روشنی فزاید خورشید
هر چند که روشنی فزاید خورشید نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۳۳ - هان ای معلم تا کی باکراه
هان ای معلم تا کی باکراه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۶۰ - اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم
اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۵ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ الآیة... جلیل و جبّار، خداوند بزرگوار، کردگار نامدار، جلّ جلاله، و عظم شأنه پیش از ایجاد عالم، و پیش از خلق آدم، بعلم قدیم خود دانست که از فرزندان آدم سزاوار نبوت و ولایت کیست؟ و اهل محبت و شایسته رسالت کیست؟ اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ. قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۴۳ - گر چو شمع آتش برآید از گریبان کسی
گر چو شمع آتش برآید از گریبان کسی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۳۲ - نه دیر مانع و نیکعبه حایل افتادست
نه دیر مانع و نیکعبه حایل افتادست صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۹۰ - چون برآید دل ز قید زلف عنبرفام او؟
چون برآید دل ز قید زلف عنبرفام او؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۴ - چون به خاطر آن دو لعل آبدار آید مرا
چون به خاطر آن دو لعل آبدار آید مرا صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۲۶۹ - چون صبح، خنده با جگر چاک میزنیم
چون صبح، خنده با جگر چاک میزنیم عطار نیشابوری : بخش یازدهم
الحكایة و التمثیل
میدوید آن عامی زیر و زبر بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۲۹ - عاقبتدر حلقهٔآن زلف، دل جا میکند
عاقبتدر حلقهٔآن زلف، دل جا میکند قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۳۷ - جلایر بر دعا کن ختم، عرضت
جلایر بر دعا کن ختم، عرضت مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۳۲ - من چشم ترا بسته به کین میبینم
من چشم ترا بسته به کین میبینم