سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۷ - همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟
همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟
مولوی : رباعیات
رباعی ۳۸۷ - گفتم دلم از تو بوسه‌ای خواهانست
گفتم دلم از تو بوسه‌ای خواهانست
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۸ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ مجاهد گفت: مسلمانان و جهودان در کار قبله سخن گفتند، و تفاخر کردند هر کس ازیشان بقبله خویش. جهودان گفتند: بیت المقدس فاضلتر و شریفتر، و قبله آن است که مهاجر انبیاست در زمین مقدّسه.
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳ - بوئی زگلشنی است بدل خارخار ما
بوئی زگلشنی است بدل خارخار ما
اوحدی مراغه‌ای : جام جم
در حقیقت اجابت دعا
گر دعا جمله مستجاب شدی
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۷۴۸ - از جوانی نیست غیر از آه حسرت در دلم
از جوانی نیست غیر از آه حسرت در دلم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۳ - هست در نقصان تمامی ها دل آگاه را
هست در نقصان تمامی ها دل آگاه را
ابوالحسن فراهانی : قطعات
شماره ۱۱ - گمان برم که مگر سر بر آسمان سودم
گمان برم که مگر سر بر آسمان سودم
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۸۲ - ای صفاتت سربسر روپوش ذات
ای صفاتت سربسر روپوش ذات
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۳۹ - در چمن دوش ببوی تو گذر می‌کردم
در چمن دوش ببوی تو گذر می‌کردم
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶۴ - بنگر که چه گفت با دلم چشم براز
بنگر که چه گفت با دلم چشم براز
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۶۵ - ساقی که رسد بوصلت از یاری عقل
ساقی که رسد بوصلت از یاری عقل
عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۱۷ - گر زهد کنی سوز وگدازت ببرد
گر زهد کنی سوز وگدازت ببرد
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۶ - گر تن گویم عظیم سست افتادست
گر تن گویم عظیم سست افتادست
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۵۴ - بادِ بهار می وزد بادۀ خوش گوار کو
بادِ بهار می وزد بادۀ خوش گوار کو
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۷۸ - هر که از برگ و از نوا گوید
هر که از برگ و از نوا گوید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۴۴ - مگذار بر زمین دل شبها پیاله را
مگذار بر زمین دل شبها پیاله را
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹۰ - درین غم که مبادا گره به تار بود
درین غم که مبادا گره به تار بود
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۱۸۶ - طراوت رخت آب سمن تمام ببرد
طراوت رخت آب سمن تمام ببرد
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۰۱ - پری رخان که برخ رشک لعبت چینند
پری رخان که برخ رشک لعبت چینند