مولوی : غزلیات
غزل ۹۳۶ - مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند؟
مرا عَقیقِ تو باید شِکَر چه سود کُند؟
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۴۵ - همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
مولوی : دفتر دوم
بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد
آن غُزانِ تُرکِ خون‌ریز آمدند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۳۹ - نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۸ - معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۳۸ - هرگز از شاخ گلی آغوش من رنگین نشد
هرگز از شاخ گلی آغوش من رنگین نشد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۳۸ - من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
مولوی : فیه ما فیه
فصل پانزدهم - فرمود که هرک محبوبست خوبست
فرمود که هرک محبوبست خوبست ولاینعکس لازم نیست که هرک خوب باشد محبوب باشد خوبی جزو محبوبیست و محبوبی اصل است چون محبوبی باشد البتّه خوبی باشد جزو چیزی از کلشّ جدانباشد و ملازم کلّ باشد در زمان مجنون خوبان بودند از لیلی خوبتر امّا محبوب مجنون نبودند مجنون را میگفتند که از لیلی خوبترانند بر تو بیاریم او میگفت که آخر من لیلی را بصورت دوست نمیدارم و لیلی صورت نیست لیلی بدست من همچون جامیست من ازآن جام شراب مینوشم پس من عاشق شرابم که ازو مینوشم و شما را نظر بر قدحست از شراب آگاه نیستید اگر مرا قدح زرّین بود مرصعّ بجوهر و درو سرکه باشد یا غير شراب چیزی دیگر باشد مرا آن بچه کار آید کدوی کهنه شکسته که درو شراب باشد بنزد من به ازان قدح و از صد چنان قدح این را عشقی و شوقی باید تا شراب را از قدح بشناسد همچنانک آن گرسنه ده روز چیزی نخورده است و سيری بروز پنج بار خورده است هر دو در نان نظر میکنند آن سير صورت نان میبیندو گرسنه صورت جان میبنید زیرا این نان همچون قدحست و لذّت آن همچون شرابست دروی وآن شراب را جز بنظر اشتها و شوق نتوان دیدن اکنون اشتها و شوق حاصل کن تا صورت بين نباشی و در کون ومکان همه معشوق بینی صورت این خلقان همچون جامهاست و این علمها و هنرها و دانشها نقشهای جامست نمیبینی که چون جام شکسته میشود آن نقشها نمی ماند پس کار آن شراب دارد که در جان قالبهاست و آنکس که شراب را مینوشد و میبیند که اَلْبَاقِیاَتُ الصَّالِحَاتُ.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۵۶ - شکوه از کجروی طالع وارون چه کنم؟
شکوه از کجروی طالع وارون چه کنم؟
ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۵۶ - خوشا روزی که یادی از من آواره می کردی
خوشا روزی که یادی از من آواره می کردی
عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۷۰ - با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز
با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز
انوری : مقطعات
شماره ۳۵۶ - مکوش تا بتوانی به جنگ و صلح گزین
مکوش تا بتوانی به جنگ و صلح گزین
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۲۸۱ - ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم
ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۳۳ - مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۳۱ - ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۴۴ - ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد
ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۲۶ - خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل
خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل
سعدی : غزلیات
غزل ۳۹۴ - به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم
به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۲۴ - زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۲۲ - مرا بهرت خصومتهاست با دل
مرا بهرت خصومتهاست با دل