بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۹ - دردا که هیچکس نبود دادرس مرا
دردا که هیچکس نبود دادرس مرا
جامی : دفتر اول
بخش ۸۵ - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست
چون ز نفس و حدیثش آیی تنگ
سعدی : غزلیات
غزل ۲۲۳ - عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند
عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۲۹ - چه عیش‌ها دگر اصحاب را کزین سفرست
چه عیش‌ها دگر اصحاب را کزین سفرست
نشاط اصفهانی : مفردات
شماره ۲ - ز دردش مردم و آگه نشد، خوشوقت بیماری
ز دردش مردم و آگه نشد، خوشوقت بیماری
مولوی : غزلیات
غزل ۷۸۶ - آن که عکس رخ او راه ثریا بزند
آن که عکس رخ او راه ثریا بزند
سعدی : قطعات
شماره ۱۰۲ - هیچ فرصت ورای آن مطلب
هیچ فرصت ورای آن مطلب
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را
ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۸ - رسید باد صبا تازه کرد جان مرا
رسید باد صبا تازه کرد جان مرا
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر ابن عطا قدس الله روحه العزیز
آن قطب عالم روحانی آن معدن حکمت ربانی آن ساکن کعبه سبحانی آن گوهر بحر وفا امام المشایخ ابن عطا رحمةالله علیه سلطان اهل تحقیق بود و برهان اهل توحید و در فنون علم آیتی بود و باصول و فروع مفتی و هیچکس را از مشایخ بیش ازوی در اسرار اننزیل و معانی تاویل آن کشف نبود و او رادر علم تفسیر و حقایق آن واحادیث و دقایق آن و قرائت و مسائل آن و علم بیان و لطایف آن کمالی عظیم داشت و جمله اقران او را محترم داشته‌اند و ابوسعید خرار در کار او مبالغت کردی و به جز او را تصوف مسلم نداشتی و او از کبار مریدان جنید بود.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۲۰ - ترک من دی به رهی مست و خرامان بگذشت
ترک من دی به رهی مست و خرامان بگذشت
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۱۲۴ - عقد سی و نهم در نصیحت نفس خود که از همه گرفتارتر است و به نصیحت سزاوارتر
جامی این پرده سرایی تا چند
سعدی : باب هشتم در شکر بر عافیت
حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان
بتی دیدم از عاج در سومنات
ادیب صابر : قصاید
شماره ۳۱ - زلف تو از مشک و مشک پر گره و بند
زلف تو از مشک و مشک پر گره و بند
نهج البلاغه : نامه ها
وصيت امام عليه السلام به فرزندانش پس ازضربت ابن ملجم
و من وصية له عليه‌السلام للحسن و الحسين عليهماالسلام لما ضربه ابن ملجم لعنه الله
سعدی : قطعات
شماره ۲۲۷ - هر دم زبان مرده همی گوید این سخن
هر دم زبان مرده همی گوید این سخن
سعدی : مفردات
بیت ۱۰
خواهی که به طبعت همه کس دارد دوست
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۴۳ - ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است
ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱ - چو بگشایی لب شکر شکن را
چو بگشایی لب شکر شکن را
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۵۰
شرم‌گین زن اگر با تو دوست بود ا‌وی را به زنی‌، بر زیرک‌مرد دانا ده‌، چه زیرک و دانامرد همانا چنانچون زمین نیکوست که تخم بر وی پراکنده و گونه گونه خوربار از وی برآید.