بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۱
نیست خاکسترما شعله صفت بسترما لالایی ها : بخش اول
گل زیبای مادر
لالایی ای گل زیبای مادر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۳۲۵
ز عمر، قسمت ما نیست جز زمان وداع غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۴۹ - فصل (درجات خشم با مخالفان خدای تعالی)
بدان که درجه مخالفان خدای تعالی متفاوت است و خشم و تشدید با ایشان باید که متفاوت بود: انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۶۵ - در اشتیاق
به خدایی که در موجودات مسعود سعد سلمان : رباعیات
شمارهٔ ۱۰۷
چون باره فتح تو به میدان تازد انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۶۰ - در شکایت دهر
جور یکسر جهان چنان بگرفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۸۰۱
موی میان نبود که من همچو مو شدم عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شمارهٔ ۴۴
شمع آمد و گفت: بیسرم باید مُرد هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۴۲
بیا، تا نقد جان را برفشانم در هوای تو مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۱۱
گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۶۸۹
ز خوان صحبت یاران، چو شیشه ساعت سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۹
ای ساقی خیز و پر کن آن جام سعدی : غزلیات
غزل ۴۱۲
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم فضولی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۹
نیست چشم من کزو اشک جگرگون می چکد محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت شمارهٔ ۵۱
هم خواجه بوالفتح شیخ گفت رحمةاللّه علیه کی شیخ قدس اللّه روحه العزیز روز چهارشنبه بگرمابه رفتی و شیخ بومحمد جوینی رحمه اللّه بخانقاه آمدی و از آنجا بگرمابه شدی. یک روز شیخ بومحمد جوینی به حمام فروشده بودند، شیخ گفت ای خواجه این آسایش و راحت گرمابه از چیست؟ او گفت مردم در هفتۀ شوخگن شده باشند و موی بالیده و سنتها بجای نیاورده موی بردارند و خویشتن بشورند، سبکتر گردند و بیاسایند. شیخ گفت بهتر ازین باید. شیخ بومحمدگفت شیخ را چه مینماید؟ شیخ گفت ما را چنین مینماید کی دو مخالف جمع شدند چندین راحت باز میدهد، شیخ بومحمد رحمةاللّه علیه بگریست و گفت ای شیخ آنچ ترا میدرآید هیچ کس را آن نیست. اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۲۰۰
بر آتش سَودای تو ای جان افروز امیر معزی : قطعات
شمارهٔ ۱۱
جهان گشاده ثنای تو را چو شیر دهان حافظ : اشعار منتسب
شمارهٔ ۸
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد قطران تبریزی : رباعیات
شمارهٔ ۶۱
ای گشته بیداد و بدی کردن چیر
غزل شمارهٔ ۱۹۱
نیست خاکسترما شعله صفت بسترما لالایی ها : بخش اول
گل زیبای مادر
لالایی ای گل زیبای مادر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۳۲۵
ز عمر، قسمت ما نیست جز زمان وداع غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۴۹ - فصل (درجات خشم با مخالفان خدای تعالی)
بدان که درجه مخالفان خدای تعالی متفاوت است و خشم و تشدید با ایشان باید که متفاوت بود: انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۶۵ - در اشتیاق
به خدایی که در موجودات مسعود سعد سلمان : رباعیات
شمارهٔ ۱۰۷
چون باره فتح تو به میدان تازد انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۶۰ - در شکایت دهر
جور یکسر جهان چنان بگرفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۸۰۱
موی میان نبود که من همچو مو شدم عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شمارهٔ ۴۴
شمع آمد و گفت: بیسرم باید مُرد هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۴۲
بیا، تا نقد جان را برفشانم در هوای تو مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۱۱
گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۶۸۹
ز خوان صحبت یاران، چو شیشه ساعت سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۹
ای ساقی خیز و پر کن آن جام سعدی : غزلیات
غزل ۴۱۲
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم فضولی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۹
نیست چشم من کزو اشک جگرگون می چکد محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت شمارهٔ ۵۱
هم خواجه بوالفتح شیخ گفت رحمةاللّه علیه کی شیخ قدس اللّه روحه العزیز روز چهارشنبه بگرمابه رفتی و شیخ بومحمد جوینی رحمه اللّه بخانقاه آمدی و از آنجا بگرمابه شدی. یک روز شیخ بومحمد جوینی به حمام فروشده بودند، شیخ گفت ای خواجه این آسایش و راحت گرمابه از چیست؟ او گفت مردم در هفتۀ شوخگن شده باشند و موی بالیده و سنتها بجای نیاورده موی بردارند و خویشتن بشورند، سبکتر گردند و بیاسایند. شیخ گفت بهتر ازین باید. شیخ بومحمدگفت شیخ را چه مینماید؟ شیخ گفت ما را چنین مینماید کی دو مخالف جمع شدند چندین راحت باز میدهد، شیخ بومحمد رحمةاللّه علیه بگریست و گفت ای شیخ آنچ ترا میدرآید هیچ کس را آن نیست. اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۲۰۰
بر آتش سَودای تو ای جان افروز امیر معزی : قطعات
شمارهٔ ۱۱
جهان گشاده ثنای تو را چو شیر دهان حافظ : اشعار منتسب
شمارهٔ ۸
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد قطران تبریزی : رباعیات
شمارهٔ ۶۱
ای گشته بیداد و بدی کردن چیر