ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٢۶ - زهد و عفت کز صفات عاشقان صادقست
زهد و عفت کز صفات عاشقان صادقست
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۴۶ - از مهر خود و کین تو در تابم من
از مهر خود و کین تو در تابم من
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۵۹ - هم در ستایش او
رسید عید و من از روی حور دلبر دور
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۶۵ - ای در دو نفس صد گنه از من دیده
ای در دو نفس صد گنه از من دیده
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۱۹ - گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
گر یوسف مرا به دو عالم بها کنند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۸۰ - نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۷۲ - جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد
جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۱۵ - خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد
خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۵ - در حضرت توحید پس و پیش مدان
در حضرت توحید پس و پیش مدان
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۳ - در سایهٔ فقر صد جهان، وانهمه هیچ
در سایهٔ فقر صد جهان، وانهمه هیچ
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۵۴ - چون نور منوّرِ سُبُل یابی باز
چون نور منوّرِ سُبُل یابی باز
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۸۰۱ - تا نگوئی که خواجه مالش ماند
تا نگوئی که خواجه مالش ماند
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۷۴ - ای خورشیدی که چهره افروخته‌ای
ای خورشیدی که چهره افروخته‌ای
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۶۸ - ای آنکه به لطف دلستان همه‌ای
ای آنکه به لطف دلستان همه‌ای
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۶۴ - عشق تو بهر صومعه مستی دارد
عشق تو بهر صومعه مستی دارد
مولوی : رباعیات
رباعی ۲۴۴ - بر من در وصل بسته میدارد دوست
بر من در وصل بسته میدارد دوست
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۵۶
عیب و عار در عالم عشق ممتنع الوجود است اگر پادشاه با گلخنی عشق آرد عیب نیست و اگر گدائی بر پادشاهی عشق بازد عیب نیست زیرا که عموم خلائق از آنجا که ذُروۀ اوج علوی ملکی است تا اینجا که حضیض سفلی شیطانیست همه عاشق کمال خودند برای ادراک اسرار غیب و روا بود که ایجاد همه را سبب همین بوده باشد وَلِذلِکَ خَلَقُهم. تا سر کُنْتُ کَنزاً مَخْفِیاً لَمْ اُعرَف ظاهرشود و آنچه در نوادر حکم نوشتست که بواسطۀ کتابت یک کلمۀ حیات و قدرت و علم و سمع و بصرو ارادت کاتب بی هیچ تاملی در دل بینندۀ این کلمۀ مکتوبه پدید آید بدین معنی قریبست:
مولوی : دفتر سوم
بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل
هفت شمع از دور دیدم ناگهان
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۳ - بی‌جام در این دور شرابست شراب
بی‌جام در این دور شرابست شراب
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵ - عشق تو بکشت ترکی و تازی را
عشق تو بکشت ترکی و تازی را