فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۵ - جان به لب آمد و بوسید لب جانان را
جان به لب آمد و بوسید لب جانان را نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - سرو سیمین که دیده در چمنی
سرو سیمین که دیده در چمنی قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در جواب قصیدهٔ حکیم سوزنی
آمد به برم دوش یکی ساده پسر بر سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۱۰۰ - درویشی به مناجات در میگفت
درویشی به مناجات در میگفت: یا رب بر بدان رحمت كن كه بر نیكان خود رحمت كردهای كه مر ایشان را نیک آفریدهای. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۴ - اینقدر نقشیکهگلکرد از نهان و فاش ما
اینقدر نقشیکهگلکرد از نهان و فاش ما سعدی : غزلیات
غزل ۸ - ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۶ - رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین
فلک چون کار سازیها نماید شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۲۷ - چه غم دارم چو یارم غمگسار است
چه غم دارم چو یارم غمگسار است اقبال لاهوری : پیام مشرق
ز خوب و زشت تو ناآشنایم
ز خوب و زشت تو ناآشنایم حافظ : غزلیات
غزل ۳۵۷ - در خرابات مغان نور خدا میبینم
در خرابات مغان نور خدا میبینم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۷۷ - نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا
نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گوید
گنج پنهان بود یزدان خواست کاید آشکار مولوی : دفتر ششم
بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن میچرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب
گاو آبی گوهر از بحر آورد نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۶۸ - دیدن خسرو شیرین را و سخن گفتن با شیرین
چو خسرو دید ماه خرگهی را مولوی : دفتر اول
بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن
تن قفص شکل است، تن شد خار جان سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۲ - موسی، عَلَیهِ السَّلام، قارون را نصیحت کرد
موسی، عَلَیهِ السَّلام، قارون را نصیحت کرد که: «اَحْسِن کَما اَحسَنَ اللهُ الیک». نشنید و عاقبتش شنیدی. نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا
سیزده پیغامبر آن جا آمدند سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۴۱ - اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی
اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی. نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - منم کاکنون بعالم غم ندارم
منم کاکنون بعالم غم ندارم
غزل ۲۵ - جان به لب آمد و بوسید لب جانان را
جان به لب آمد و بوسید لب جانان را نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - سرو سیمین که دیده در چمنی
سرو سیمین که دیده در چمنی قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در جواب قصیدهٔ حکیم سوزنی
آمد به برم دوش یکی ساده پسر بر سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۱۰۰ - درویشی به مناجات در میگفت
درویشی به مناجات در میگفت: یا رب بر بدان رحمت كن كه بر نیكان خود رحمت كردهای كه مر ایشان را نیک آفریدهای. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۴ - اینقدر نقشیکهگلکرد از نهان و فاش ما
اینقدر نقشیکهگلکرد از نهان و فاش ما سعدی : غزلیات
غزل ۸ - ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۶ - رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین
فلک چون کار سازیها نماید شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۲۷ - چه غم دارم چو یارم غمگسار است
چه غم دارم چو یارم غمگسار است اقبال لاهوری : پیام مشرق
ز خوب و زشت تو ناآشنایم
ز خوب و زشت تو ناآشنایم حافظ : غزلیات
غزل ۳۵۷ - در خرابات مغان نور خدا میبینم
در خرابات مغان نور خدا میبینم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۷۷ - نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا
نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گوید
گنج پنهان بود یزدان خواست کاید آشکار مولوی : دفتر ششم
بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن میچرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب
گاو آبی گوهر از بحر آورد نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۶۸ - دیدن خسرو شیرین را و سخن گفتن با شیرین
چو خسرو دید ماه خرگهی را مولوی : دفتر اول
بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن
تن قفص شکل است، تن شد خار جان سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۲ - موسی، عَلَیهِ السَّلام، قارون را نصیحت کرد
موسی، عَلَیهِ السَّلام، قارون را نصیحت کرد که: «اَحْسِن کَما اَحسَنَ اللهُ الیک». نشنید و عاقبتش شنیدی. نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا
سیزده پیغامبر آن جا آمدند سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۴۱ - اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی
اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی. نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - منم کاکنون بعالم غم ندارم
منم کاکنون بعالم غم ندارم