فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۴۰ - کسی کو چشم دل بیدار دارد
کسی کو چشم دل بیدار دارد
ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها
شمارهٔ ۱۳۴ - دلبر پریوش
رویی چگونه رویی، چون ماه آسمانی
محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۸۶ - ایضاً فی مدح اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام
خوش است در دم رفتن، رخ ترا دیدن
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۴۱ - دل چند کشد به عشق سرگردانی
دل چند کشد به عشق سرگردانی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۵۴ - گل نیست دلم که رنگ و بو خواهد و بس
گل نیست دلم که رنگ و بو خواهد و بس
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۱ - این دشت که دل چسبی هر خار به دل
این دشت که دل چسبی هر خار به دل
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۰۵ - چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
سلمان ساوجی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در مدح خواجه شمس الدین زکریا
داغ ابروی تو دل پیوسته دارد بر جبین
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۲ - خواهی تو چو مشت بسته را وانکنی
خواهی تو چو مشت بسته را وانکنی
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۸۶ - جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۸ - عمر تو همه هباست ای فیض
عمر تو همه هباست ای فیض
اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۲۱ - پیر
برداشت ساقی ما شرم از میان و منهم
ادیب صابر : مقطعات
شماره ۱۶ - ساقیا در جام من ریز آب رز
ساقیا در جام من ریز آب رز
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۱۸ - تا دست شانه در شکن زلف یار بود
تا دست شانه در شکن زلف یار بود
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۴ - شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۳ - ای آن که حیا و حلم، قانون تو بود
ای آن که حیا و حلم، قانون تو بود
امیر معزی : غزلیات
شماره ۱۹ - رفت یار و غمی ز یار بماند
رفت یار و غمی ز یار بماند
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۱۵ - چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
غزالی : عنوان اول - در شناختن نفس خویش
فصل پنجم
شناختن تفاصیل لشکر دل دراز است و آنچه مقصود است تو را به مثالی معلوم شود بدان که مثال تن چون شهری است و دست و پای و اعضا پیشه وران شهرند و شهوت چون عامل خراج است و غضب چون شحنه شهر است و دل پادشا ه شهر است و عقل وزیر پادشاه است و پادشاه را بدین همه حاجت است تا مملکت راست کند.
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۰۴ - کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ
کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ