عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی شمارهٔ ۱۴
آن کز نظرش حجاب صورت بر خاست
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۹۱ - ستایش سیف الدوله محمود
خویشتن را سوار باید کرد
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۴۰ - مسگر
دلبر مسگر به کف کفگیر روی از من بتافت
حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۷۸۵
نگسلم از دوست امیدِ وصول
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی شمارهٔ ۳۳۱
مرا دیوانه و شیدا ته دیری
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی شماره ۹۷
تا در غم نوشیدنی و خوردنی‌ای
واعظ قزوینی : رباعیات
شمارهٔ ۴
کاهید ز عشق تو تن و جان ما را
خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۳
بر سر من نامده است از تو جفاجوی تر
حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۶۵۲
نوبهارست و صبا عنبر بیز
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۲
تا سلسله زلف تو زنجیر جنون شد
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۶
در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۳۶۵
آسایش تن غافلم از یاد خداکرد
غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۲۳ - پیدا کردن حقیقت و روح نماز
بدان که آنچه گفتیم کالبد و صورت نماز است و این صورت را حقیقتی است که آن روح وی است بر جمله، آنگاه هر عملی را از اعمال نماز و هر ذکری را از اذکار روحی دیگر است خاص که اگر اصل روح نباشد نماز همچون آدمی مرده باشد، کالبدی بی جان و اگر اصل باشد ولیکن آداب و اعمال تمام نباشد همچون آدمی چشم کنده و گوش و بینی بریده باشد و اگر اعمال باشد ولیکن روح و حقیقت آن با وی به هم نباشد، همچنان بود که چشم دارد و بینایی ندارد و گوش دارد و شنوایی ندارد.
فرخی یزدی : غزلیات
شمارهٔ ۸
به هنگام سیه روزی علم کن قد مردی را
ملا احمد نراقی : باب چهارم
حق معلوم و حق حصاد
چهارم: حق معلوم و حق حصاد و حد او و اولی عبارت است: از آنچه که آدمی با خود قرار بگذارد که هر روز، یا هر هفته، یا هر ماه و یا هر سال، از مال خود به فقرا بدهد یا صله رحم به جا آورد، غیر از آنچه واجب است.
قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۹۱
روی زمین لعل بدخشان شدست
احمد شاملو : مرثیه‌های خاک
شبانه
پچپچه را
رهی معیری : منظومه‌ها
سنگریزه
روزی به جای لعل و گوهر سنگریزه ای
سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۴۸۰
از دم تیغ غم او هر نفس خون می خورم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی شماره ۵۶
تا کی ز جفای چرخ باشم من زار