امام خمینی : غزلیات
در همای دوست
من در هوای دوست، گذشتم ز جان خویش کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۵۶ - خه، شاد و کش آمدی کجایی؟
خه، شاد و کش آمدی کجایی؟ همام تبریزی : مفردات
شماره ۱۷ - حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد
حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد سعدی : باب ششم در قناعت
حکایت - مرا حاجیی شانهٔ عاج داد
مرا حاجیی شانهٔ عاج داد اقبال لاهوری : پیام مشرق
بهشت
کجا این روزگاری شیشه بازی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۹۸ - بیان شوق به تیغ زبان میسر نیست
بیان شوق به تیغ زبان میسر نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۱۲ - رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد
رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد جامی : دفتر اول
بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب
ادبوا النفس ایها الاصحاب رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی» (۵) گفت خداوند من فراخ بگشاى دل من. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۰۴ - سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت
سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۹۱ - خطاب به نواب شعاع السلطنة فتح الله میرزا
تصدقت شوم: همه وقت الطاف حضرت والا افزون از عد ستاره بود و خجلت چاکر قدیمی زیاده از حد شماره؛ تا این بار که فیض حضور بر سیبل عبور مقدور شد، پایه بخت فدوی اوجی گرفت و دریای فضل و کرم والا موجی زد که بیک جزر و مد خجلت های بیش از حصر و حد را کلا و طرا محو منسی ساخت و هم رکابی امام ویردی بیک که با خلعت و ارمغان در منزل ارمغانی رسید پیر غلام را در محنت شرمساری در کمال سبک باری دید. اما از راه یگانگی و رسم خواجه تاشی دور نیست که بر خود فرض کند و صریحا عرض نماید که: اگر بار دیگر نیز این موج احسان اوج گیرد بیم آن است که وجود نابود پیر غلام را نحو و معدوم سازد. چرا که تا حال شرمندگی و خجلت های فراوان و انبوه مثل پشته و کوه، موجود بود که سیبه و سنگری قوی برای وجود ضعیف میشد، حالا که سیبه و بدنه نیست، هر چه بزنند بسینه و بدن میخورد. صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۷۰ - سرو از قد تو کسب رعونت کند هنوز
سرو از قد تو کسب رعونت کند هنوز ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۷۴ - گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست امام خمینی : غزلیات
طریق عشق
فراق آمد و از دیدگان، فروغ ربود هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۱۲ - روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
روز وصلم به تن آرام نباشد جان را احمد شاملو : باغ آینه
طرح
برای پروین دولتآبادی عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۱۷ - گه در وصف دین یگانهای میجویی
گه در وصف دین یگانهای میجویی امیر معزی : قصاید
شماره ۴۵۵ - سمنبرا، صنما، یارِ غمگسار منی
سمنبرا، صنما، یارِ غمگسار منی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۸۶ - منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم
منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۱۶ - نمک پروردهٔ لعلت تکلم
نمک پروردهٔ لعلت تکلم
در همای دوست
من در هوای دوست، گذشتم ز جان خویش کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۵۶ - خه، شاد و کش آمدی کجایی؟
خه، شاد و کش آمدی کجایی؟ همام تبریزی : مفردات
شماره ۱۷ - حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد
حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد سعدی : باب ششم در قناعت
حکایت - مرا حاجیی شانهٔ عاج داد
مرا حاجیی شانهٔ عاج داد اقبال لاهوری : پیام مشرق
بهشت
کجا این روزگاری شیشه بازی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۹۸ - بیان شوق به تیغ زبان میسر نیست
بیان شوق به تیغ زبان میسر نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۱۲ - رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد
رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد جامی : دفتر اول
بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب
ادبوا النفس ایها الاصحاب رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی» (۵) گفت خداوند من فراخ بگشاى دل من. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۰۴ - سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت
سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۹۱ - خطاب به نواب شعاع السلطنة فتح الله میرزا
تصدقت شوم: همه وقت الطاف حضرت والا افزون از عد ستاره بود و خجلت چاکر قدیمی زیاده از حد شماره؛ تا این بار که فیض حضور بر سیبل عبور مقدور شد، پایه بخت فدوی اوجی گرفت و دریای فضل و کرم والا موجی زد که بیک جزر و مد خجلت های بیش از حصر و حد را کلا و طرا محو منسی ساخت و هم رکابی امام ویردی بیک که با خلعت و ارمغان در منزل ارمغانی رسید پیر غلام را در محنت شرمساری در کمال سبک باری دید. اما از راه یگانگی و رسم خواجه تاشی دور نیست که بر خود فرض کند و صریحا عرض نماید که: اگر بار دیگر نیز این موج احسان اوج گیرد بیم آن است که وجود نابود پیر غلام را نحو و معدوم سازد. چرا که تا حال شرمندگی و خجلت های فراوان و انبوه مثل پشته و کوه، موجود بود که سیبه و سنگری قوی برای وجود ضعیف میشد، حالا که سیبه و بدنه نیست، هر چه بزنند بسینه و بدن میخورد. صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۷۰ - سرو از قد تو کسب رعونت کند هنوز
سرو از قد تو کسب رعونت کند هنوز ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۷۴ - گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست امام خمینی : غزلیات
طریق عشق
فراق آمد و از دیدگان، فروغ ربود هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۱۲ - روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
روز وصلم به تن آرام نباشد جان را احمد شاملو : باغ آینه
طرح
برای پروین دولتآبادی عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۱۷ - گه در وصف دین یگانهای میجویی
گه در وصف دین یگانهای میجویی امیر معزی : قصاید
شماره ۴۵۵ - سمنبرا، صنما، یارِ غمگسار منی
سمنبرا، صنما، یارِ غمگسار منی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۸۶ - منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم
منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۱۶ - نمک پروردهٔ لعلت تکلم
نمک پروردهٔ لعلت تکلم