اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۹۳ - درویشان را عار بود محتشمی
درویشان را عار بود محتشمی فلکی شروانی : قصاید
شمارهٔ ۲۹ - مطلع ثانی
ای دل به عشق روی تو از جان برآمده صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۷۳ - ای لب لعل ترا خون یمن در آستین
ای لب لعل ترا خون یمن در آستین صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۹ - در ارض سما نبود آن دلبر هر جائی
در ارض سما نبود آن دلبر هر جائی خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۷ - ما به چشمت عشق می بازیم و او در عین خواب
ما به چشمت عشق می بازیم و او در عین خواب رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۹۲ - صفایی اصفهانی
به صفات حمیده متصف بوده. مدتی سرداری نموده شجاعت داشته. آخر ترک منصب گفته، تصوف پذیرفته. سالها سر و پا برهنه سیاحت میکرد تا فوت شد. تیمّناً یک رباعی از او نوشته شد: صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۷۳ - نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود
نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۱۲ - نصیب دشمنم بادا چنین عید
نصیب دشمنم بادا چنین عید امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹ - دریاب که جان خراب گشته ست
دریاب که جان خراب گشته ست محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۱۱ - گرچه پای بندی عشق تو بیزنجیر نیست
گرچه پای بندی عشق تو بیزنجیر نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۳۶ - از ره مرو به جلوه ناپایدار عمر
از ره مرو به جلوه ناپایدار عمر عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۱۳ - زان میترسم که در بلام اندازند
زان میترسم که در بلام اندازند فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۹ - خیال کشتن من داشت جانان
خیال کشتن من داشت جانان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۳۰ - ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد
ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۱۴ - نقش نیرنگ جهان جوهر رم میباشد
نقش نیرنگ جهان جوهر رم میباشد صامت بروجردی : کتاب النصایح و التنبیه
شمارهٔ ۵ - و برای او همچنین
ز دولت نخل امید کسی گر بارور گردد خاقانی : غزلیات
غزل ۳۲۰ - غم بنیاد آب و گل چه خوری
غم بنیاد آب و گل چه خوری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۸۷ - گر نباشم من غبار آستانی گو مباش
گر نباشم من غبار آستانی گو مباش میرداماد : رباعیات
شماره ۲۶۳ - یکباره بترک دار دنیاگفتم
یکباره بترک دار دنیاگفتم فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۴ - از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
شماره ۱۹۳ - درویشان را عار بود محتشمی
درویشان را عار بود محتشمی فلکی شروانی : قصاید
شمارهٔ ۲۹ - مطلع ثانی
ای دل به عشق روی تو از جان برآمده صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۷۳ - ای لب لعل ترا خون یمن در آستین
ای لب لعل ترا خون یمن در آستین صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۹ - در ارض سما نبود آن دلبر هر جائی
در ارض سما نبود آن دلبر هر جائی خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۷ - ما به چشمت عشق می بازیم و او در عین خواب
ما به چشمت عشق می بازیم و او در عین خواب رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۹۲ - صفایی اصفهانی
به صفات حمیده متصف بوده. مدتی سرداری نموده شجاعت داشته. آخر ترک منصب گفته، تصوف پذیرفته. سالها سر و پا برهنه سیاحت میکرد تا فوت شد. تیمّناً یک رباعی از او نوشته شد: صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۷۳ - نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود
نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۱۲ - نصیب دشمنم بادا چنین عید
نصیب دشمنم بادا چنین عید امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹ - دریاب که جان خراب گشته ست
دریاب که جان خراب گشته ست محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۱۱ - گرچه پای بندی عشق تو بیزنجیر نیست
گرچه پای بندی عشق تو بیزنجیر نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۳۶ - از ره مرو به جلوه ناپایدار عمر
از ره مرو به جلوه ناپایدار عمر عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۱۳ - زان میترسم که در بلام اندازند
زان میترسم که در بلام اندازند فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۹ - خیال کشتن من داشت جانان
خیال کشتن من داشت جانان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۳۰ - ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد
ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۱۴ - نقش نیرنگ جهان جوهر رم میباشد
نقش نیرنگ جهان جوهر رم میباشد صامت بروجردی : کتاب النصایح و التنبیه
شمارهٔ ۵ - و برای او همچنین
ز دولت نخل امید کسی گر بارور گردد خاقانی : غزلیات
غزل ۳۲۰ - غم بنیاد آب و گل چه خوری
غم بنیاد آب و گل چه خوری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۸۷ - گر نباشم من غبار آستانی گو مباش
گر نباشم من غبار آستانی گو مباش میرداماد : رباعیات
شماره ۲۶۳ - یکباره بترک دار دنیاگفتم
یکباره بترک دار دنیاگفتم فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۴ - از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست