آرایه های ادبی : بیان
اضافه اقترانی
آن است که وجود «مضاف» برای «مضاف الیه» یک واقعیت باشد. بر عکس اضافه استعاری که وجود «مضاف» برای «مضاف الیه» یک واقعیت نیست. مثال: حسین دست دوستی به من داد. توضیح: دست را به قصد دوستی به من داد که «دست» برای نشان دادن دوستی یک واقعیت است. نکته: برای تشخیص آسان اضافه اقترانی از اضافه ی استعاری، می توان از دو شیوه استفاده کرد: 1- کافی است که بدانید در اضافه ی اقترانی، مضاف الیه عملی است که مضاف انجام می دهد. مثال 1: پروردگارا! روا مدار که به حریم اجتماع پای تعدی و تجاوز بگذارند. مثال 2: پروردگارا! مگذار دامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید. توضیح: در مثال اول تعدی و تجاوز عملی است که «پا» انجام می دهد؛ ولی در مثال دوم، چنین رابطه ای برقرار نیست بلکه «وجود» را به لباسی تشبیه کرده ایم که دامن داشته است. 2- بین دو جزء اضافه ی اقترانی (مضاف و مضاف الیه) می توان عبارت «از روی» را قرار داد و یک جمله ساخت. مثال: در اضافه ی «دست ارادت» -- دست را از روی ارادت دراز کرد. توجه: ترکیباتی نظیر: دست محبت، پای ارادت، چشم احترام، دیده ی محبت، گوش توجه، چشم اعتنا، پای بطلان، قلم عفو و ... اضافه اقترانی می باشند که بین همه این ترکیبات اضافی، می توان «از روی» را قرار داد. صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۶۶
نسوزد دل به آه گرم من چرخ بد اختر را ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخ
بهار قطعهٔ فرخ شنید وخرم گشت پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
تاراج روزگار
نهال تازه رسی گفت با درختی خشک سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۱۵
در فصل غیر یافته ام من وصال را امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۹۱
جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۳۶۴
تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زد پروین اعتصامی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸
سود خود را چه شماری که زیانکاری فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۵۴
سر و زلف تو آشوب جهان شد رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۲
هر کس به ره وفا نشیند سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۵۲ - سلاخ
شوخ سلاخم به ظاهر دوست می گیرد مرا پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
آسایش بزرگان
شنیدهاید که آسایش بزرگان چیست: سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شمارهٔ ۳۸
ایا نگار صدف سینهٔ گهر دندان حافظ : اشعار منتسب
شمارهٔ ۸
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد نیما یوشیج : مجموعه اشعار
سیولیشه
تی تیک تی تیک ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۸۳ - محاصره کردن کوش شهر بسیلا را
وز آن جایگه لشکر اندر کشید سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۹۶
برآنم که امروز چون داد خواهی اثیر اخسیکتی : قطعات
شمارهٔ ۶۲
بازوی ملک نیامیخت چو تو شمشیری احمد شاملو : قطعنامه
تا شکوفهی سُرخ يک پيراهن
به آیدا جلال عضد : مفردات
شمارهٔ ۱۲
حافظ ما به عقل و خوش خوانی
اضافه اقترانی
آن است که وجود «مضاف» برای «مضاف الیه» یک واقعیت باشد. بر عکس اضافه استعاری که وجود «مضاف» برای «مضاف الیه» یک واقعیت نیست. مثال: حسین دست دوستی به من داد. توضیح: دست را به قصد دوستی به من داد که «دست» برای نشان دادن دوستی یک واقعیت است. نکته: برای تشخیص آسان اضافه اقترانی از اضافه ی استعاری، می توان از دو شیوه استفاده کرد: 1- کافی است که بدانید در اضافه ی اقترانی، مضاف الیه عملی است که مضاف انجام می دهد. مثال 1: پروردگارا! روا مدار که به حریم اجتماع پای تعدی و تجاوز بگذارند. مثال 2: پروردگارا! مگذار دامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید. توضیح: در مثال اول تعدی و تجاوز عملی است که «پا» انجام می دهد؛ ولی در مثال دوم، چنین رابطه ای برقرار نیست بلکه «وجود» را به لباسی تشبیه کرده ایم که دامن داشته است. 2- بین دو جزء اضافه ی اقترانی (مضاف و مضاف الیه) می توان عبارت «از روی» را قرار داد و یک جمله ساخت. مثال: در اضافه ی «دست ارادت» -- دست را از روی ارادت دراز کرد. توجه: ترکیباتی نظیر: دست محبت، پای ارادت، چشم احترام، دیده ی محبت، گوش توجه، چشم اعتنا، پای بطلان، قلم عفو و ... اضافه اقترانی می باشند که بین همه این ترکیبات اضافی، می توان «از روی» را قرار داد. صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۶۶
نسوزد دل به آه گرم من چرخ بد اختر را ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخ
بهار قطعهٔ فرخ شنید وخرم گشت پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
تاراج روزگار
نهال تازه رسی گفت با درختی خشک سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۱۵
در فصل غیر یافته ام من وصال را امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۹۱
جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۳۶۴
تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زد پروین اعتصامی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸
سود خود را چه شماری که زیانکاری فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۵۴
سر و زلف تو آشوب جهان شد رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۲
هر کس به ره وفا نشیند سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۵۲ - سلاخ
شوخ سلاخم به ظاهر دوست می گیرد مرا پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
آسایش بزرگان
شنیدهاید که آسایش بزرگان چیست: سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شمارهٔ ۳۸
ایا نگار صدف سینهٔ گهر دندان حافظ : اشعار منتسب
شمارهٔ ۸
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد نیما یوشیج : مجموعه اشعار
سیولیشه
تی تیک تی تیک ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۸۳ - محاصره کردن کوش شهر بسیلا را
وز آن جایگه لشکر اندر کشید سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۹۶
برآنم که امروز چون داد خواهی اثیر اخسیکتی : قطعات
شمارهٔ ۶۲
بازوی ملک نیامیخت چو تو شمشیری احمد شاملو : قطعنامه
تا شکوفهی سُرخ يک پيراهن
به آیدا جلال عضد : مفردات
شمارهٔ ۱۲
حافظ ما به عقل و خوش خوانی