شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۶
عقل از ما کنار کرد و برفت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۰۹
ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹۳
ای که گوئی که ماهتاب آنست شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۰۴
عالم بدن است و عشق جان است شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۰۴
جام و می بخشید و می وی می دهد رشیدالدین میبدی : ۴۸- سورة الفتح - مدنیة
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ بدان که قصه بیعة الرضوان اصحاب شجرة قصهاى عظیم است و کارى بزرگ که در هیچ وقت از اوقات عهد اسلام و در عصر رسالت مثل آن نرفت. و هى من معاقل السودد و الشرف فى الاسلام و آن را بیعة الرضوان از بهر آن خوانند که اللَّه تعالى خلعت رضاء خود نثار آن جمع کرد که در زیر آن درخت دست عهد بیعت گرفتند با رسول (ص)، و اندر آن ساعت فرمان آمد از حق جل جلاله تا درهاى آسمان بگشادند و فریشتگان از ذروه فلک بفرمان ملک نظاره کردند مر آن گروه را که با رسول خدا بعشق جان و صدق دل و عهد تن بیعت کردند و از اللَّه تعالى فرمان بود بر طریق مباهات که: اى مقربان افلاک و اى ساکنان ذروه سماک نظاره کنید بآن جمع یاران که از بهر اعزاز دین اسلام و اعلاء کلمه حق میکوشند مال بذل کرده و تن سبیل و دل فدا و در وقت قتال روى عزیز نشانه تیر کرده و سینه منور بنور اسلام سپر ساخته. شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۶۲
زآفتاب مهر او تابنده ام خاقانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۱۷
ای یافته از فضل خدا تمکینی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۰۰
ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۷۰
عمر بر باد می رود بی او شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۰۲
خاطرم می کشد سوی شیراز شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۸
ساقیی جام سوی ما آورد لالایی ها : بخش اول
دکمه های آسمان را، خواهر من می شمارد
دکمه های آسمان را، خواهر من می شمارد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۹۴
عهد با زلف تو بستیم خدا می داند شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۹۹
مرغ جانم می کند پرواز باز شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۵۴
بیا ای نور چشم اهل بینش شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۱۵
سالها در طلبت دیده به هر سو گردید شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۶۴
جام می گر به دست ما برسد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۶۳
زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۰۹
من ترک می و صحبت رندان نتوانم
غزل شمارهٔ ۲۷۶
عقل از ما کنار کرد و برفت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۰۹
ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹۳
ای که گوئی که ماهتاب آنست شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۰۴
عالم بدن است و عشق جان است شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۰۴
جام و می بخشید و می وی می دهد رشیدالدین میبدی : ۴۸- سورة الفتح - مدنیة
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ بدان که قصه بیعة الرضوان اصحاب شجرة قصهاى عظیم است و کارى بزرگ که در هیچ وقت از اوقات عهد اسلام و در عصر رسالت مثل آن نرفت. و هى من معاقل السودد و الشرف فى الاسلام و آن را بیعة الرضوان از بهر آن خوانند که اللَّه تعالى خلعت رضاء خود نثار آن جمع کرد که در زیر آن درخت دست عهد بیعت گرفتند با رسول (ص)، و اندر آن ساعت فرمان آمد از حق جل جلاله تا درهاى آسمان بگشادند و فریشتگان از ذروه فلک بفرمان ملک نظاره کردند مر آن گروه را که با رسول خدا بعشق جان و صدق دل و عهد تن بیعت کردند و از اللَّه تعالى فرمان بود بر طریق مباهات که: اى مقربان افلاک و اى ساکنان ذروه سماک نظاره کنید بآن جمع یاران که از بهر اعزاز دین اسلام و اعلاء کلمه حق میکوشند مال بذل کرده و تن سبیل و دل فدا و در وقت قتال روى عزیز نشانه تیر کرده و سینه منور بنور اسلام سپر ساخته. شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۶۲
زآفتاب مهر او تابنده ام خاقانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۱۷
ای یافته از فضل خدا تمکینی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۰۰
ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۷۰
عمر بر باد می رود بی او شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۰۲
خاطرم می کشد سوی شیراز شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۸
ساقیی جام سوی ما آورد لالایی ها : بخش اول
دکمه های آسمان را، خواهر من می شمارد
دکمه های آسمان را، خواهر من می شمارد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۹۴
عهد با زلف تو بستیم خدا می داند شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۹۹
مرغ جانم می کند پرواز باز شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۵۴
بیا ای نور چشم اهل بینش شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۱۵
سالها در طلبت دیده به هر سو گردید شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۶۴
جام می گر به دست ما برسد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۶۳
زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۰۹
من ترک می و صحبت رندان نتوانم