مسعود سعد سلمان : رباعیات
شمارهٔ ۶۲
خوی تو چو رخسار نکوی تو نکوست اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شمارهٔ ۲۳
با خود بینی خاک نیرزد نیکی فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح امیر ابو احمدمحمد بن محمود غزنوی
دل من خواهی و اندوه دل من نبری نیر تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱
نوش لب یار نیم خند است رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی
اسمش میرزا محمد و از افاضل شهر مذکور و به محامد پسندیده و صفات حمیده مشهور. معاصر سلاطین صفویه. دیوانش ملاحظه شد. تخمیناً پنج هزار بیت متجاوز است. قصاید بسیار در مدایح حضرات ائمهٔ اطهار به نظم آورده. مثنویات نیز دارد از جملهٔ: مثنوی در بحر خفیف مسمی به شاه راه نجات در بیان طریقت و سلوک دارد. از اشعار اوست: عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۲۳۷
برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۱۷
چون دمنه بدید که شیر در تقریب گاو چه ترحیب مینماید و هر ساعت در اصطفا و اجتبای وی میافزاید دست حسد سرمه بیداری در چشم وی کشید و فروغ خشم آتش غیرت در مفروش وی پراگند تا خواب و قرار از وی بشد. فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۲۷
اگر دوران دهد بر بادم ای دوست اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰
در چرخ کن چو عیسی زین جا رخ طلب را فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۷۰
گذشت ایام گل ای بلبل زار قاآنی شیرازی : قطعات
شمارهٔ ۴۱
ای داورگیتی که بود شهرهٔ آفاق بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۷۸
ز هستی قطعکن گر میل راحت در نمود آمد خیام : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۴
هم دانه ی امید به خرمن ماند قطران تبریزی : رباعیات
شمارهٔ ۹۸
ای کرده ببند دوستی بسته دلم عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۱۰۹
یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۰ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ الایة بدان که سرّ رسالت پیغامبران و حکمت فرستادن ایشان بخلق آنست که رب العالمین جل جلاله و عظم شأنه خلق را بیافرید، و ایشان را بدو صنف بیرون داد: صنفى اهل سعادت سزاى رحمت و کرامت، و صنفى اهل شقاوت سزاى عقوبت و نقمت. پیغامبران را فرستاد بایشان بشارت و نذارت را، چنان که گفت: رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ. بشارت سعدا راست اظهار مغفرت و رحمت را، و نذارت اشقیا را اظهار عزت و قدرت را. سعدا را گفت: وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا کَبِیراً. اشقیا را گفت: بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً. و اگر اللَّه خواستندى خلق ایمان آوردندى بىپیغامبران و بىسفیران و رسولان، لکن خواست که از بندگان خود لختى را گرامى گرداند برسالت خویش، و بر فرق ایشان نهد تاج کرامت خویش. نه بینى که هر یکى را از ایشان شرفى دیگر داد و نواختى و تخصیصى دیگر؟! خلیل (ع) را گفت: دوست من است: وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا. آدم (ع) را گفت: صفىّ من است: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ. موسى (ع) را گفت: کلیم من است: وَ کَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَکْلِیماً. عیسى (ع) را گفت: وَ رُوحٌ مِنْهُ. مصطفى (ص) را گفت: حبیب من است: ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى. صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۶۹۱
کجا حریص ملول از گزند می گردد؟ ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۵
ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۹۶ - طاهر انجدانی علیه الرحمه
اسم شریفش شاه طاهر از سادات عالی درجات انجدان مِنْمحال قم. موطنش کاشان مولدش همدان. جامع علوم صوری و معنوی بود. مدتی در کاشان خلایق را ارشاد مینمود. آخرالامر صاحب غرضان، نسبت طریقهٔ اسماعیلیه به وی داده و سلطان عهد دست ایذا و آزار به وی گشاده. لهذا سیّد عنان عزیمت به وادی هزیمت معطوف و به هندوستان رفته. در دکن مشعوف توطن گزید و سلطان نظام شاه ارادت وی را گزید و طریقهٔ حقّهٔ دین مبین اثناعشری در آن مملکت رواج یافت. هم در آن مملکت در سنهٔ ۹۵۶ به روضهٔ رضوان شتافت. جسدش را حسب الوصیت وی به عتبات عالیات برده، سپردند. غرض، آن جناب صاحب اشعار متین و این چند بیت ازنتایج طبع آن جناب است: بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۲۹
چشمیکه ندارد نظری حلقهٔ دام است
شمارهٔ ۶۲
خوی تو چو رخسار نکوی تو نکوست اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شمارهٔ ۲۳
با خود بینی خاک نیرزد نیکی فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح امیر ابو احمدمحمد بن محمود غزنوی
دل من خواهی و اندوه دل من نبری نیر تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱
نوش لب یار نیم خند است رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی
اسمش میرزا محمد و از افاضل شهر مذکور و به محامد پسندیده و صفات حمیده مشهور. معاصر سلاطین صفویه. دیوانش ملاحظه شد. تخمیناً پنج هزار بیت متجاوز است. قصاید بسیار در مدایح حضرات ائمهٔ اطهار به نظم آورده. مثنویات نیز دارد از جملهٔ: مثنوی در بحر خفیف مسمی به شاه راه نجات در بیان طریقت و سلوک دارد. از اشعار اوست: عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۲۳۷
برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۱۷
چون دمنه بدید که شیر در تقریب گاو چه ترحیب مینماید و هر ساعت در اصطفا و اجتبای وی میافزاید دست حسد سرمه بیداری در چشم وی کشید و فروغ خشم آتش غیرت در مفروش وی پراگند تا خواب و قرار از وی بشد. فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۲۷
اگر دوران دهد بر بادم ای دوست اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰
در چرخ کن چو عیسی زین جا رخ طلب را فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۷۰
گذشت ایام گل ای بلبل زار قاآنی شیرازی : قطعات
شمارهٔ ۴۱
ای داورگیتی که بود شهرهٔ آفاق بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۷۸
ز هستی قطعکن گر میل راحت در نمود آمد خیام : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۴
هم دانه ی امید به خرمن ماند قطران تبریزی : رباعیات
شمارهٔ ۹۸
ای کرده ببند دوستی بسته دلم عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۱۰۹
یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۰ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ الایة بدان که سرّ رسالت پیغامبران و حکمت فرستادن ایشان بخلق آنست که رب العالمین جل جلاله و عظم شأنه خلق را بیافرید، و ایشان را بدو صنف بیرون داد: صنفى اهل سعادت سزاى رحمت و کرامت، و صنفى اهل شقاوت سزاى عقوبت و نقمت. پیغامبران را فرستاد بایشان بشارت و نذارت را، چنان که گفت: رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ. بشارت سعدا راست اظهار مغفرت و رحمت را، و نذارت اشقیا را اظهار عزت و قدرت را. سعدا را گفت: وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا کَبِیراً. اشقیا را گفت: بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً. و اگر اللَّه خواستندى خلق ایمان آوردندى بىپیغامبران و بىسفیران و رسولان، لکن خواست که از بندگان خود لختى را گرامى گرداند برسالت خویش، و بر فرق ایشان نهد تاج کرامت خویش. نه بینى که هر یکى را از ایشان شرفى دیگر داد و نواختى و تخصیصى دیگر؟! خلیل (ع) را گفت: دوست من است: وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا. آدم (ع) را گفت: صفىّ من است: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ. موسى (ع) را گفت: کلیم من است: وَ کَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَکْلِیماً. عیسى (ع) را گفت: وَ رُوحٌ مِنْهُ. مصطفى (ص) را گفت: حبیب من است: ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى. صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۶۹۱
کجا حریص ملول از گزند می گردد؟ ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۵
ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۹۶ - طاهر انجدانی علیه الرحمه
اسم شریفش شاه طاهر از سادات عالی درجات انجدان مِنْمحال قم. موطنش کاشان مولدش همدان. جامع علوم صوری و معنوی بود. مدتی در کاشان خلایق را ارشاد مینمود. آخرالامر صاحب غرضان، نسبت طریقهٔ اسماعیلیه به وی داده و سلطان عهد دست ایذا و آزار به وی گشاده. لهذا سیّد عنان عزیمت به وادی هزیمت معطوف و به هندوستان رفته. در دکن مشعوف توطن گزید و سلطان نظام شاه ارادت وی را گزید و طریقهٔ حقّهٔ دین مبین اثناعشری در آن مملکت رواج یافت. هم در آن مملکت در سنهٔ ۹۵۶ به روضهٔ رضوان شتافت. جسدش را حسب الوصیت وی به عتبات عالیات برده، سپردند. غرض، آن جناب صاحب اشعار متین و این چند بیت ازنتایج طبع آن جناب است: بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۲۹
چشمیکه ندارد نظری حلقهٔ دام است