بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۳۴
دل مپرسید چرا سوخته یا می‌سوزد
کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۷۸۵
ما ز سگان درت بیشتر و کمتریم
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۷ - در مدح مقر بالخاقان معتمدالدوله منوچهر‌خان فرماید
ماه من ماند به سر و ار سرو جولان داشتی
فیاض لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۵۸۷
خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۳
با هجر تو بنده دل خمین می‌دارد
صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۲۹۷
گشودی طلعت از گیسوی درهم
عبید زاکانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۵
نه بر هرخان و خاقان میبرم رشگ
فردوسی : ضحاک
بخش ۱۲
جهاندار ضحاک ازان گفت‌گوی
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۵۱
دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود
اوحدالدین کرمانی : الفصل الاول - فی الطامات
شمارهٔ ۶
آباد خرابات زمی خوردن ماست
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۵۸
نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۵۵
مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۰ - خال برنده
دستی که گاه خنده بآن خال می بری
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۰
بلبل از شاخ گل زند هوهو
آرایه های ادبی : بیان
کنایه
کنایه در لغت به معنای پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی دور و نزدیک است. که معنی نزدیک آن مورد نظر نیست اما گوینده جمله را چنان ترکیب می کند و به کار می برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل می شود. نکته: در کنایه الفاظ همه حقیقی اند اما مقصود گوینده معنای حقیقی و ظاهری آن نیست. نکته: کنایه معمولا در یک جمله یا یک ترکیب به کار می رود. مثال 1: هنوز از دهن بوی شیر آیدش. توضیح: کنایه از این که هنوز بچه است و بارز ترین نشانه ی بچگی همان شیر خوردن است. مثال 2: که رهام را جام باده است جفت. توضیح: کنایه از این که رهام عیاش و خوشگذران است و مرد جنگ نیست. مثال 3: بباید زدن سنگ را بر سبوی. توضیح: سنگ را بر سبو زدن کنایه از آزمایش و امتحان کردن است. عباراتی نظیر: دست و پا کردن، روی کسی را به زمین انداختن، شکم را صابون زدن، بند از بند گشودن، زبان در کشیدن، عنان گران کردن، دهان دوختن، پای در دامن آوردن، سر زخاک بر آوردن، دست ندادن، دست به سیاه و سفید نزدن، دست روی دست گذاشتن و ... همه کنایه هستند.
جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۳۱
گر آیی تنگ یک شب در بر ما
انوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۱
آنچه بر من در غم آن نامسلمان می‌رود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۸۵
یا رب سبب حیات حیوان بفرست
فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۶۵ - نیز در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپاهسالار برادر سلطان محمود گوید
همی نسیم گل آرد بباغ بوی بهار
حسینی غوری هروی : کنز الرموز
بخش ۱۳ - در بیان تعریف عارف
چون به وحدت درگذشتی از دویی